زهره و شنهای آبیرنگ
معرفی کتاب
داستان درباره مردم مراکش است و قهرمان آن دختری زیبا به نام «زهره» است که همراه مادرش به چشمه میرود و آب میآورد. پدر زهره به سفر رفته است و زهره خواب میبیند که با پدرش به دریا میرود. بعد از انتظاری طولانی، سرانجام پدر باز میگردد و همراه هدایایی که برای دخترش آورده است، وعدهای هیجانانگیز به او میدهد.
گفتوگوهای مادرانه و دخترانه: از مادرها گفتن از دخترها شنیدن
معرفی کتاب
دختران در سن بلوغ میان دو دنیای کودکی و بزرگسالی قرار میگیرند و همه چیز برایشان در حال تغییر است. مطالعۀ این کتاب به مادران امکان میدهد که بتوانند با دخترانشان دربارۀ مسائلی که اغلب در ذهن هر دوی آنها میگذرد، صحبت کنند. همچنین، دربارۀ مسائلی چون بدن و مشکلات بلوغ، غذا و مد و دوستان و خانواده که اغلب کودکان با آنها درگیرند، اطلاعات اساسی به خواننده میدهد.
دور سوم
معرفی کتاب
پسربچهای به نام «روبی»، خاطرات خود را از زمانی که در شکم مادر بوده تا به دنیا آمدن و احساسی که از دیدن برادر بزرگش داشته است و... بیان میکند. خاطرات در قالب طنز نوشته شده است و زبانی ساده و روان دارد. روبی میگوید تنها وسیله هیجانانگیزی که دارد، روروئکی است که با آن میتواند به همه جا برود؛ ولی با اطلاعات جدید مادر، این وسیله از او گرفته میشود. قهرمان داستان در مدرسه نیز ماجراهای بسیاری دارد. از جمله انتخابات شورای دانشآموزی که روبی آن را با جزییات تعریف میکند.
شبان کوچک در غار
معرفی کتاب
این داستان واقعی پسربچهای به نام «اُلاف» است که در مزرعهای، در ارتفاعات کوههای نروژ زندگی میکند. اُلاف که به تازگی هشت ساله شده است، به جای اینکه تعطیلات تابستان را نزد عموی خود برود، تصمیم میگیرد به مزرعه خانم «آنا» برود و از گله بزهایش مراقبت کند و دستمزد بگیرد؛ اما اگر او میدانست که چه خطر بزرگی در انتظارش است، هرگز به آنجا نمیرفت.
روباه نیمهشب
معرفی کتاب
«تام» به اصرار پدر و مادرش که میخواهند به سفر بروند، به مزرعه خانم «میلی» میرود. او نزدیک مرداب، روباه سیاهی میبیند؛ اما اهالی خانه خاله میلی، ماجرای روباه سیاه را باور ندارند. تام کنار مرداب چند روز به انتظار روباه سیاه مینشیند و وقتی او را میبیند، به دنبالش راه میافتد تا لانهاش را پیدا کند؛ اما این تمام ماجرا نیست. تام باید کاری ناتمام را به پایان برساند تا وجدانش راحت باشد.
سفر زهرماری
معرفی کتاب
این کتاب خاطرات «روبی» است. پسربچهای که تمام زندگیاش را مینویسد. در این داستان روبی ماجرای سفرهای ناگهانی را تعریف میکند که مادرش ترتیب میدهد. همچنین جریان قایق پدرش را بازگو میکند که با سرمای زمستان یک تَرَک حسابی میخورد. با فرا رسیدن تابستان، پدر تصمیم میگیرد قایق را تعمیر کند؛ اما آنجا با راکونی روبهرو میشود که با خانوادهاش زندگی میکند و... .
مرغی که آرزوی پرواز داشت
معرفی کتاب
داستان این کتاب درباره مرغی تخمگذار است که در تمام عمرش از مرغدانی خارج نشده است. او آرزو دارد برای یکبار هم که شده روی تخمش بنشیند و جوجهاش را ببیند؛ ولی هرگز نتواسته حتی با پاهایش، تخم خود را لمس کند. سرانجام روزی فرا میرسد که او دیگر نمیتواند تخم بگذارد. مرد کشاورز او را از مرغدانی بیرون میبرد و همراه دیگر مرغان بیمار در گودال مرگ میاندازد و... .
اردوی بچهخرخونها
معرفی کتاب
در این داستان «گیب»، قهرمان اصلی داستان، از خدا یک خواهر یا برادر میخواهد؛ اما چون پدر و مادرش از هم جدا شدهاند، چنین چیزی غیرممکن است. پدر گیب ازدواج میکند و همسرش یک پسر به نام «زک» دارد. زک و گیب یک اختلاف بزرگ دارند. گیب بچه درسخوان است و زک کاملا برعکس اوست... . گیب باید بین ادای یک بچه تُخس و احمق را درآوردن و خودش بودن یکی را انتخاب کند.