Skip to main content

چشم‌های لیندا

معرفی کتاب
این داستان درباره نوجوانی به نام «جواکین» است که نابیناست. او کره اسبی به اسم «لیندا»دارد که بسیار به او وابسته است. جواکین تصمیم می‌گیرد چشمانش را عمل کند. به همین دلیل، لیندا را به مزرعه‌ای می‌فرستند تا در کنار اسب‌های دیگر باشد؛ اما لیندا از مزرعه فرار می‌کند و... .

پاهای دردسر‌ساز

معرفی کتاب
مامان و بابای عنکبوت، صدتا بچه دارند و اصلاً نمی‌فهمند که امیلی با بقیه فرق دارد. هیچ‌کس تا روز مسابقه متوجه این موضوع نمی‌شود. امیلی در تمام مسابقات برنده می‌شود و همه می‌پرسند چرا؟ و دردسر امیلی از همین‌جا شروع می‌شود.

سامی و مرد فضایی

معرفی کتاب
«سامی» لای علف‌های پارک، یک راکت پیدا می‌کند. راکت شبیه لوله تخلیه آب است. سامی فکر می‌کند شاید قسمتی از یک بشقاب پرنده باشد و آن را به خانه می‌برد؛ ولی صدایی از داخل آن به گوش می‌رسد و سامی با یک مرد فضایی روبه‌رو می‌شود که ۳۹۱ سال عمر دارد و بسیار کوچک و عجیب است.

نیکولا کوچولو، پیک نیک

معرفی کتاب
خانم معلم و آقای ناظم می‌خواهند شاگردانشان را به گردش ببرند. آشنایی با گیاهان و حیوانات گوناگون برای «نیکولا» و دوستانش جذاب است. آن‌ها با دیدن حیوانات، نقشه‌های عجیبی می‌کشند که تمام برنامه‌های خانم معلم و آقای ناظم را به هم می‎زند.

مخفیگاه زیرزمینی

معرفی کتاب
سه پسربچه با کشتی تفریحی‌ای که کف آن شیشه‌ای است، به دریا می‌روند و زیر دریا را می‌بینند. فردای آن روز، آن‌ها به تنهایی به آن منطقه می‌روند و ناقوس زنگ‌زده‌ای را پیدا می‌کنند. پسربچه‌ها تصمیم می‌گیرند دوباره زیر آب بروند و راز کشتی‌های غرق‌شده را کشف کنند.

دزد اینترنتی

معرفی کتاب
رایانه پدر «بوب» دزدیده شده است. سه پسربچه تصمیم می‌گیرند به پلیس خبر ندهند و خودشان دزد را پیدا کنند. آن‌ها موفق می‌شوند با دزد رایانه تماس بگیرند و قرار است در ازای ۱۰۰۰ دلار، رایانه را پس بگیرند؛ ولی ماجرا اینجا تمام نمی‌شود.

عملیات اکتشافی

معرفی کتاب
سه پسربچه، همراه «عمو تیتوس» به فروشگاه می‌روند و در آنجا متوجه می‌شوند که مردی طلا پیدا کرده است. این خبر ظرف چند دقیقه در شهر پخش می‌شود و تمام مردم، راه می‌افتند تا شاید آن‌ها هم طلا پیدا کنند. سه پسربچه ندانسته وارد ماجرای خطرناکی می‌شوند.

اشباح در شهر

معرفی کتاب
در این داستان، سه پسربچه تصمیم می‌گیرند، لوله آشپزخانه را باز کنند. آن‌ها هنگام کار، صداهای وحشتناکی می‌شنوند و پا به فرار می‌گذارند. بچه‌ها متوجه می‌شوند که همه مردم شهر درباره صداهایی صحبت می‌کنند که از لوله‌های آشپزخانه و حمام شنیده‌اند. بعد از آن، اتفاقات پشت سر هم رخ می‌دهد.

کمک در بالای ابرها

معرفی کتاب
سه پسربچه با «عمو تیتوس»، به فرودگاه قدیمی می‌روند تا وسایل کهنه و ازکارافتاده را جمع کنند. آن‌ها با سرپرست فرودگاه «دیو اسپنسر» آشنا می‌شوند و همگی با بالون پرواز می‌کنند؛ اما ناگهان طناب بالون پاره می‌شود. آ‌ن‌ها می‌توانند به سلامت فرود آیند. بچه‌ها متوجه می‌شوند که یک نفر طناب را بریده؛ ولی چه کسی؟

شبی میان گرگ‌ها

معرفی کتاب
«یوستوس» همراه دو دوستش، «بوب» و «پتر»، به چاپخانه می‌روند و بسته‌های «عمو تیتوس» را تحویل می‌گیرند. عمو تیتوس برای تشکر، یک اسکناس ده‌دلاری به آن‌ها می‌دهد. پسرها به بستنی‌فروشی می‌روند و بستنی‌های مورد علاقه خود را سفارش می‌دهند؛ ولی اسکناس تقلبی است!!!!