فیل کوچولوی آتشنشان
معرفی کتاب
این داستان دربارة فیل کوچولوی آتشنشانی است که در آغاز قصه تصور میکند تنها وظیفة آتشنشانها خاموشکردن آتش است، اما بعد از مدتی میفهمد که تصوراتش نادرست بودهاند. او متوجه میشود که آتشنشانها باید درهای قفل شده روی اهالی خانهها را باز بشکنند، راههای آب که بهخاطر ریزش کوه یا هر دلیل دیگر مسدود شدهاند را باز کنند، افرادی که زیر آوار ماندهاند را نجات دهند و... . این داستان در تلاش است کودکان را با وظایف مهم و گوناگون آتشنشانها آشنا کند تا به اهمیت این شغل پی ببرند.
فیل آتشنشان
معرفی کتاب
داستان «فیل آتشنشان» دربارة فیل کوچکی است که آرزو میکند به جای خرطوم، بینی کوچکی داشته باشد. آرزوی فیل کوچولو برآورده میشود و روی صورتش بینی کوچکی بهوجود میآید، اما زمانی که درخت آتش میگیرد و سنجابها به کمک فیل نیاز دارند تا با خرطومش آنها را نجات بدهد، فیل کوچولو متوجه میشود آرزوی اشتباهی کرده است و از خواستهاش پشیمان میشود. همانموقع دوباره خرطومش روی صورتش بر میگردد.
این داستان در تلاش است تا کودکان را با زیباییهای ظاهریشان آشنا کند تا از منحصربهفرد چهرة خودشان راضی باشند و بدانند هرچهرهای ویژگیهایی دارد که چهرة دیگر از آن بیبهره است.
این داستان در تلاش است تا کودکان را با زیباییهای ظاهریشان آشنا کند تا از منحصربهفرد چهرة خودشان راضی باشند و بدانند هرچهرهای ویژگیهایی دارد که چهرة دیگر از آن بیبهره است.
من آرامش هستم: کتابی در باره همبستگی
معرفی کتاب
این کتاب دربردارنده داستانی روانشناسانه است که به کودکان نشان میدهد چگونه میتوانند خود را از بند ترسها و نگرانیهایی که مربوط به گذشته و آینده میشود رها کنند و بهجای آن در زمان حال حضور داشته باشند و از چیزهای خوبی که در اطرافشان وجود دارد لذت ببرند. در انتهای کتاب تمرینی برای هوشیاری قرار داده شده که کودکان و بزرگسالان میتوانند با کمک آن به آرامش دست یابند.
چه خودخواه!
معرفی کتاب
این کتاب دربارة دو دوست به نامهای ارنا و اردک است. آنها تکه چوبی پیدا میکنند. ارنا میخواهد آن چوب، شمشیرش باشد اما اردک دوست دارد آن را به چوب پرچم تبدیل کند. اختلاف نظر آنها به دعوا و بحث میرسد و با یکدیگر قهر میکنند اما در نهایت به نتیجه میرسند که چوب را به دو نیم تقسیم کنند تا حق هیچکدام پایمال نشود. این داستان به کودکان میآموزد برای حفظ دوستی و صلح در زندگی باید انصاف و مساوات را رعایت کرد و با خودخواهی و زیادهخواهی کارها به نتیجه نمیرسند.
یک دنیا دایره
معرفی کتاب
اولش که به این دنیا میآییم، دایرهی دورمان خیلی کوچک است، تنها خودمان داخلش جا میشویم. اما کمکم که بزرگتر میشویم، دایرهی ما هم رشد میکند و بزرگ میشود. حالا خانواده، دوستان، همسایهها و...، همگی داخل دایره هستیم. در این داستان، کودکان میآموزند که چگونه با مهربانی و نیکی کردن میتوانند دنیا و روابطشان را گسترش دهند.
شکارچی فکرهای خوب
معرفی کتاب
این کتاب یک رویکرد کاربردی و جذاب برای جایگزینی افکار منفی با افکار خوب ارائه میدهد. شخصیت داستان، دختری جذاب و دوستداشتنی است که وقتی سروکلهی فکرهای بد پیدا میشود، سعی میکند با جایگزین کردن فکرهای خوب و قشنگ فکر بد را از خود دور کند تا آن فکر بد کوچک و کوچکتر شود. او تمام ذهنش را با فکرهای خوب پُر میکند تا فکرهای قدیمی و بد بهسراغش نیایند... .
چطوری معذرت بخواهیم؟
معرفی کتاب
آیا اگر همه میدانستند چگونه عذرخواهی کنند، دنیا جای بهتری نمیشد؟ خوانندگان در این داستان یاد میگیرند که «همه اشتباه میکنند» و در این مواقع «بهترین راه معذرتخواهی است». کتاب مقصودش را با استفاده از تمثیلهای بامزه و خندهدار، از معذرتخواهی واقعی و الکی بهصورت کامل و با نمونههای خندهداری مثل جوجهتیغیای که بهطور تصادفی بادکنک دوستش را ترک کرد، حلزونی که با سرعت میدوید و روی انگشتان پاهای تنبلی قدم گذاشت و...، به کودکان میرساند.
اردکی که آب دوست نداشت
معرفی کتاب
این داستان دربارة یک اردک و یک قورباغه است. اردک از آب میترسد و حتی نمیتواند با باران کنار بیاید، اما قورباغه در آب زندگی میکند. این ویژگیها دردسرهایی را به وجود میآورد و آنها را در آب و خشکی با مشکل مواجه میکند؛ اما همین تضاد در محل زندگی باعث میشود تا بتوانند به همدیگر در حلکردن مشکلات کمک کنند و با وجود تفاوتهایشان، دوستی عمیقی را شکل بدهند.
نورمن دایناسور خجالتی
معرفی کتاب
«نورمن» یک دایناسور کوچک و خیلی خجالتی است. زمانی که نورمن به مدرسه میرود، مدام از جمع و همکلاسیهایش خجالت میکشد و در جایی که کسی او را نبیند قایم میشود. یک روز خانم معلم از بچههای کلاس میخواهد کاری گروهی را در کلاس اجرا کنند. بعضی از بچهها با هم آواز میخوانند و بعضیها نمایش اجرا میکنند. اما نورمن خجالت میکشد جلوی دیگران چیزی اجرا کند تا اینکه با یکی از همکلاسیهایش مواجه میشود که خیلی بزرگ است، اما مثل نورمن خجالت میکشد. آنها با هم یک تیم تشکیل میدهند و اجرای گروهی خوبی را نمایش میدهند. نورمن و دوستش دیگر از همکلاسیهایشان خجالت نمیکشیدند.