از بام تا بهشت، روایت داستانی از فاجعه خونین هجوم به مدرسه فیضیه
معرفی کتاب
این کتاب دربارۀ انقلاباسلامی و حمله عوامل رژیم طاغوت به مدرسه فیضیه قم در دوم فروردین سال 1342 میباشد. ناصر شخصیت نوجوان داستان بر حسب اتفاق درگیر حادثه آن روز تاریخی میشود. در مقابل او قُلی پاسبان بازنشسته نقطه مقابل او قرار میگیرد. ناصر که در گذشته از سوی قلی تنبیه شده است انگیزه پیدا میکند در آن شرایط تلافی کند. او به همراه دوستانش احمد و نیا به کمک مبارزین سیاسی پرداخته و در روز دوم فروردین سال 1342 با پناه دادن مبارزین تحت تعقیب، کمک شایانی به جریان مبارزه میکنند.
مصائب یک فری
معرفی کتاب
فری یک نوجوان 15-16 ساله است. لاغر استخوانی، با قد بلند و موهای فر که نگاه متفاوتی به همه اتفاقات پیرامونش دارد. نام اصلیاش فرید است اما موهای فر و درهم پیچیدهاش هم دلیل مضاعفی شده است که همه فری صدایش کنند. کتاب، روایت ماجراهای متفاوتی است که برای فری، اعضای خانواده، دوستان و همسایههایش اتفاق میافتد و او سعی میکند از دل هر روایت یک تحلیل کارشناسی بیرون بکشد و همچنین کتاب معرف یک نوجوان فوتبال دوست دوآتیشه میباشد.
بزرگترین خطکش دنیا
معرفی کتاب
از دست دادن پدر در بدو تولد اندوه و دلتنگی در داستان «بزرگترین خط کش دنیا»، آزار و طردشدگی کودکان به دلایل تفاوتهای جسمی در داستان «دیش لمبو»، معضلات کودکان کار و به هدر رفتن توانمندیهای آنان در داستان «چارلی»، رابطه عاشقانه یک دختر با مادربزرگ بیمارش در داستان «دختر کلوچههای نخودچی»، مشکلات ناشی از جنگ در داستان «اکسیژن»، قضاوت نابهجا و توجه به آثار باستانی در داستان«اتاق شماره پنج، مسافرخانه مختار» و عشق، ترک تحصیل و مشکلات کودکان کار در داستان «مثل درختی خشکیده پشت چراغ سبز»، به ترتیب موضوعاتی هستند که نویسنده آنها را دستمایهای برای خلق داستان، قرار داده است.
نمکی و مارِعینکی
معرفی کتاب
در افسانهها آمده است نمکی دختری بود که برای نجات خواهرانش از دست غول، باید هفت در را میبست. اما شش در را بست و قبل از بستن در هفتم خوابش برد. اینبار اما نمکی پسری است که از افسانههای قدیمی بیرون آمده تا با کمک دوستانش مارعینکی و بارجو که یک الاغ پیر است به جنگ هفت دزد شرور برود و یاقوتهایی را که از پادشاه ربودهاند پس بگیرد. دزدها بسیار خطرناکاند و تنها صلاح نمکی هوش و زیرکی اوست.
قصههای تصویری از لطایفالطوایف: معلم و قاضی نادان
معرفی کتاب
مولانا فخرالدین علی صفی از لطیفهپردازان نامدار ایرانی در قرن نهم و دهم هجری قمری است. او هم شعر میسرود و هم اهل وعظ و سخنرانی بود. او در هرات و گرجستان زندگی کرد و در هرات به خاک سپرده شد. لطایف الطوایف یکی از آثار درخشان اوست که در چهارده باب نوشته شده است. هر باب و فصل از این کتاب بنابر موضوع آن قسمت، دارای حکایتهایی است که غالباً سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و مذهبی هستند. در این حکایتها به موضوع مبارزه با ظلم، تقوا، مدارا و گذشت پرداخته شده است. در کتاب حاضر یکی از این حکایتها با زبانی ساده بازآفرینی شده است. قاضی دانا و عادلی پسری جاهل و کمعقل داشت که هرچه میکرد نمیتوانست او را اصلاح و تربیت کند. زمانی گذشت و قاضی مرد. مردم به احترام قاضی عادل، پسرش را جایگزین او کردند اما به زودی فهمیدند که این پسر مثل پدرش عاقل و عادل نیست و با حکمهای دیوانهوارش دارد آرامش شهر را بهم میریزد. پس تصمیم گرفتند که معلمی را برای تربیت این پسر استخدام کنند اما ...
قصههای تصویری از لطایفالطوایف: مردی که واقواق میکرد
معرفی کتاب
مولانا فخرالدین علی صفی از لطیفهپردازان نامدار ایرانی در قرن نهم و دهم هجری قمری است. او هم شعر میسرود و هم اهل وعظ و سخنرانی بود. او در هرات و گرجستان زندگی کرد و در هرات به خاک سپرده شد. لطایف الطوایف یکی از آثار درخشان اوست که در چهارده باب نوشته شده است. هر باب و فصل از این کتاب بنابر موضوع آن قسمت، دارای حکایتهایی است که غالباً سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و مذهبی هستند. در این حکایتها به موضوع مبارزه با ظلم، تقوا، مدارا و گذشت پرداخته شده است. در کتاب حاضر یکی از این حکایتها با زبانی ساده بازآفرینی شده است. صمد مرد شوخطبع و بذلهگویی بود. میگفت، میخندید، میخنداند و پول قرض میگرفت. بالاخره یک روز تمام کسانی که از او طلب داشتند به سراغش آمدند تا پولشان را پس بگیرند. صمد هرچقدر با آنها شوخی کرد فایدهای نداشت. همسر صمد هم از دست کارهای او عاجز شده بود. تا اینکه یکی از طلبکارها به صمد درمانده پیشنهاد داد که از فردا دیگر با طلبکارها حرف نزند و فقط واق واق کند...
قصههای تصویری از لطایفالطوایف: پندعجیب خلیفه
معرفی کتاب
لطایف الطوایف یکی از آثار فخرالدین علی صفی است. این کتاب چهارده باب دارد. هر باب چند فصل دارد و در هر فصل حکایتهایی با موضوعات سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و مذهبی آمده است. حکایتها شامل همه افراد جامعه از حاکمانو بزرگان تا عموم مردم است. در مجموعه حاضر برخی از داستانهای این کتاب با زبانی ساده و روان بازآفرینی شدهاند. این داستان درباره ثعلبی شاعر معروف زمان خلیفه منصور است. روزی یکی از دوستان ثعلبی به او پیشنهاد میدهد که برای خلیفه شعری بسراید و پاداش خوبی دریافت کند. ثعلبی از این پیشنهاد استقبال میکند و برای خلیفه شعری میسراید...
قصههای تصویری از لطایفالطوایف: حشمت کماشتها
معرفی کتاب
مولانا فخرالدین علی صفی از لطیفهپردازان نامدار ایرانی در قرن نهم و دهم هجری قمری است. او هم شعر میسرود و هم اهل وعظ و سخنرانی بود. او در هرات و گرجستان زندگی کرد و در هرات به خاک سپرده شد. لطایف الطوایف یکی از آثار درخشان اوست که در چهارده باب نوشته شده است. هر باب و فصل از این کتاب بنابر موضوع آن قسمت، دارای حکایتهایی است که غالباً سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و مذهبی هستند. در این حکایتها به موضوع مبارزه با ظلم، تقوا، مدارا و گذشت پرداخته شده است. در کتاب حاضر یکی از این حکایتها با زبانی ساده بازآفرینی شده است. حشمت احساس خستگی و بیحالی میکرد. تصمیم گرفت قبل از مراجعت به خانه نزد طبیب برود. طبیب او را معاینه کرد و پرسید امروز چه خوردی؟ حشمت گفت: ششتا کله، چهار من نان، ده من حلوای بادام، بیست من انگور و شصت من خربزه و ... طبیب متحیر شده بود...
قصههای تصویری از لطایفالطوایف: در قبیله چه گذشت؟
معرفی کتاب
مولانا فخرالدین علی صفی از لطیفهپردازان نامدار ایرانی در قرن نهم و دهم هجری قمری است. او هم شعر میسرود و هم اهل وعظ و سخنرانی بود. او در هرات و گرجستان زندگی کرد و در هرات به خاک سپرده شد. لطایف الطوایف یکی از آثار درخشان اوست که در چهارده باب نوشته شده است. هر باب و فصل از این کتاب بنابر موضوع آن قسمت، دارای حکایتهایی است که غالباً سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و مذهبی هستند. در این حکایتها به موضوع مبارزه با ظلم، تقوا، مدارا و گذشت پرداخته شده است. در کتاب حاضر یکی از این حکایتها با زبانی ساده بازآفرینی شده است. حامد مجبور بود که برای کارکردن به شهر دیگری بود. راه طولانی و سخت او را خسته کرده بود. پس اندکی نشست تا استراحت کند اما در همان لحظه کلاغی آمد و بقچهی غذای او را با خودش برد. حامد تشنه و گرسنه به راه افتاد و در راه مرد عربی را دید که داشت با ولع غذا میخورد. حامد به مرد نزدیک شد و با او احوالپرسی کرد و فکر کرد شاید مرد او را با خودش هم سفره کند اما مرد اصلاً از غذایش به حامد تعارف نکرد. حامد هم تصمیم گرفت مرد را ادب کند...
قصههای تصویری از لطایفالطوایف: دردسر شاه
معرفی کتاب
مولانا فخرالدین علی صفی از لطیفهپردازان نامدار ایرانی در قرن نهم و دهم هجری قمری است. او هم شعر میسرود و هم اهل وعظ و سخنرانی بود. او در هرات و گرجستان زندگی کرد و در هرات به خاک سپرده شد. لطایف الطوایف یکی از آثار درخشان اوست که در چهارده باب نوشته شده است. هر باب و فصل از این کتاب بنابر موضوع آن قسمت، دارای حکایتهایی است که غالباً سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و مذهبی هستند. در این حکایتها به موضوع مبارزه با ظلم، تقوا، مدارا و گذشت پرداخته شده است. در کتاب حاضر یکی از این حکایتها با زبانی ساده بازآفرینی شده است. در این کتاب داستان رجب را میخوانیم؛ مردی که صاحب خانه و باغ باصفایی بود. او در باغش همهجور میوه و سبزیای کاشته بود و آنجا را با دنیا عوض نمیکرد. روزی امیر گذرش به آن اطراف افتاد و وقتی خانه رجب را دید از آنجا خوشش آمد و به کارگزارانش دستور داد خانه رجب را از او بخرند تا امیر در آنجا کاخی بسازد. رجب حاضر نشد خانه و باغش را بفروشد و امیر هم او را تهدید کرد... رجب ناگزیر شد برای دادخواهی نزد پادشاه برود...