Skip to main content

صدا زدم باران

معرفی کتاب
صدا زدم باران داستان مردمی است که در یک جغرافیای خیالی در آخرالزمان زندگی می‌کنند. مردمی که دچار قحطی آب شده‌اند و بر سر آب می‌جنگند.
در این سرزمین خیالی که می‌تواند همین شهر خود ما باشد، گروهی به دنبال احتکار ذخایر آبی، گروهی در فکر پوچ سفر به سیاره‌ای دیگر و گروهی دیگر در حال مرگ از کم‌آبی هستند.
صدا زدم باران شما را با خود به این جهان خیالی می‌برد؛ جهانی که مردمش در جستجوی آب به سرچشمهٔ تمام رودهای جهان می‌رسند؛ اما رسیدن به این سرچشمه نیازمند عبور از راهی دشوار است، که دیگر کسی به آن اعتقادی ندارد.
برای کشف راز رسیدن به آب، با معین همراه شوید.

بابا می‌گه: حق مردمه

معرفی کتاب
بابا می‌گوید: «اگه می‌خوای با خدا حرف بزنی نماز بخوان و اگه می‌خوای حرف‌های خدا را بشنوی قرآن بخوان و بزرگ‌ترین جمله خدا تو قرآن که بهش می‌گیم آیه، درمورد حق مردمه و از ما بنده‌هاش می‌خواد که هوای همدیگر را داشته باشیم و به حق‌وحقوق هم احترام بگذاریم». خدا هم حق‌و‌حقوقی دارد که باید مراقب آن‌ها باشیم. اما خدا می‌فرماید: حق مردم از حق من مهم‌تر است. برای اینکه بدانید حق مردم چیست و چگونه باید به آن‌ها احترام گذاشت بیست‌وهفت حکایت کوتاه این کتاب را بخوان. این حکایت‌ها با زبانی ساده و عنوان کردن نمونه‌های مختلفی از حق‌الناس، مخاطبان را با این مفهوم بیشتر آشنا می‌کند.

7 پری ایرانی و 29 قصه‌ی دیگر

معرفی کتاب
کتاب حاضر شامل 29 داستان آموزنده است. روایت یکی از داستان‌ها: در روزگار قدیم وزیر مهربانی بود که از دارایی‌ها فقط یک گله بزرگ گوسفند داشت. چوپان گله، آدم درست‌کاری بود. روزی چوپان گوسفندها را به چرا برد، او خیلی خسته شده بود، زیر سایه چنار دراز کشید و به خواب رفت. هنگامی که بیدار شد، پری زیبایی را دید. پری زیبا فکر کرد، او پسر وزیر است؛ به همین دلیل سوار اسبش کرد. ولی وقتی متوجه شد، او چوپان است، با خودش گفت تقدیرم این است. آن‌ها در جنگل کلبه‌ای ساختند و زندگی خود را آغاز کردند. روزی حاکم شهر، گلنازپری را دید و برای تصاحب او نقشه‌ای کشید و به شوهر گلنازپری گفت، باید به آن دنیا بروی و از پدر و مادرم خبر بیاوری. گلنازپری به شوهرش گفت: به سمت مغرب برو. در آن جنگل شش پری هست که هنگامی که آن‌ها می‌خندند، شکوفه‌های بهشتی از دهان‌شان بیرون می‌آید. باید آن‌ها را جمع کنیم و به حاکم بدهیم. حاکم هنگامی که شکوفه‌ها را دید، باور کرد، چوپان به بهشت رفته است و از او خواست تا او را نیز ببرد. چوپان مقداری چوب جمع‌آوری کرد و او را به قله ‌کوهی برد و چوب‌ها را آتش زد و حاکم بدجنس در آتش سوخت.

سارا کورو، شاهزاده خانم کوچک

معرفی کتاب
کتاب «سارا کورو، شاهزاده خانم کوچک» درباره شخصیتی به نام «سارا» است که پس از ورشکستگی و مرگ پدرش و دچار شدن به فقر، سعی می‌کند روحیه‌اش را از دست ندهد و عزت نفس خود را حفظ کند و مانند شاهزاده‌ها رفتار می‌کند. زندگی سارا عجیب بود. هنگام کار کسی با او حرف نمی‌زد. وقتی به خرید می‌رفت، هیکل کوچک حزن‌انگیزی بود که سبدش را به سختی می‌کشید و سعی می‌کرد کلاهش را در بادهای شدید بر سر نگه‌دارد. وقتی باران می‌بارید و خیسش می‌کرد، مردم بی‌توجه و با عجله از کنارش می‌گذشتند و این کارشان تنهایی‌اش را بزرگ‌تر می‌کرد. زمانی که شاهزاده سارا بود، با آن کت‌ها و کلاه‌های قشنگ و دیدنی، با صورتی شاد و درخشان و همراهی و مراقبت مریت در کالسکه می‌نشست و توجه مردم را به خود جلب می‌کرد ولی الان...

قصه‌های تصویری از تاریخ بیهقی: کوچ استاد

معرفی کتاب
بیهقی در دیوان، رسالت‌نامه‌ها و فرمان‌های مهم پادشاهان و امیران را مکتوب می‌کرد. کتاب تاریخ بیهقی کامل‌ترین سند از روزگار غزنویان به قلم ابوالفضل بیهقی است. بیهقی با قلمی شیوا، ‌دقیق و هوشمندانه وقایعی که دیده یا از افراد معتمد شنیده در این کتاب ثبت کرده است. از این اثر سی جلدی تنها پنج جلد آن باقی‌مانده و به دست ما رسیده است. در مجموعة حاضر داستان‌هایی از تاریخ بیهقی با زبانی ساده بازآفرینی و تصویرسازی شده است. ابوالفضل بیهقی در این داستان درباره غم از دست دادن استادش بونصر مشکان صحبت کرده است. او اشاره کرده است که بونصر مردی با فراست و امین بود. به خاطر اینکه بونصر درباره ابوالفضل بیهقی به امیر و وزیر مطالب خوبی گفته بود، او را به سمت معاونت بوسهل زوزنی، رئیس دیوان رسالت، منصوب کردند. کار برای بیهقی دشوار بود...

قصه‌های تصویری از تاریخ بیهقی: اشتباه کوچک

معرفی کتاب
بیهقی در دیوان، رسالت‌نامه‌ها و فرمان‌های مهم پادشاهان و امیران را مکتوب می‌کرد. کتاب تاریخ بیهقی کامل‌ترین سند از روزگار غزنویان به قلم ابوالفضل بیهقی است. بیهقی با قلمی شیوا، ‌دقیق و هوشمندانه وقایعی که دیده یا از افراد معتمد شنیده در این کتاب ثبت کرده است. از این اثر سی جلدی تنها پنج جلد آن باقی‌مانده و به دست ما رسیده است. در مجموعة حاضر داستان‌هایی از تاریخ بیهقی با زبانی ساده بازآفرینی و تصویرسازی شده است. درا ین جلد می‌خوانیم «امیرمسعود برای نبرد با فردی به نام طغرل با لشکری عزیم راهی نیشابور شد. امیر تصمیم گرفته بود که طوری طغرل و سپاهش را محاصره کند که راه فراری برای او باقی نماند. طغرل سوارانی داشت که چابک بودند و به او خبردادند که امیر برای سرنگونی‌اش لشکر کشیده است. همه مطمئن بودند که طغرل گرفتار می‌شود اما یک اشتباه کوچک باعث شد سختی‌های زیادی پیش بیاید...»

قصه‌های تصویری از تاریخ بیهقی: طاووس‌های سرزمین غور

معرفی کتاب
بیهقی در دیوان، رسالت‌نامه‌ها و فرمان‌های مهم پادشاهان و امیران را مکتوب می‌کرد. کتاب تاریخ بیهقی کامل‌ترین سند از روزگار غزنویان به قلم ابوالفضل بیهقی است. بیهقی با قلمی شیوا، ‌دقیق و هوشمندانه وقایعی که دیده یا از افراد معتمد شنیده در این کتاب ثبت کرده است. از این اثر سی جلدی تنها پنج جلد آن باقی‌مانده و به دست ما رسیده است. در مجموعة حاضر داستان‌هایی از تاریخ بیهقی با زبانی ساده بازآفرینی و تصویرسازی شده است. در این جلد می‌خوانیم «عبدالغفار تعریف می‌کند که روزگاری سلطان محمود فرزندانش مسعود، محمد و یوسف را به سرزمین داور می‌آورد و در آنجا مستقر می‌کرد تا از جنگ بازگردد. این بچه‌ها در سرزمین داور در خانه‌ی بایتگین ساکن می‌شدند. بسالمی معلم این امیرزادگان بود و به آن‌ها درس می‌‌‌‌‌داد. بایتگین والی این سرزمین از سیستان با خودش صدوسی طاووس نروماده آورده بود که به زودی کلی تخم گذاشتند و تعدادشان زیاد شد...»

قصه‌های تصویری از تاریخ بیهقی: مشاوران خردمند

معرفی کتاب
بیهقی در دیوان، رسالت‌نامه‌ها و فرمان‌های مهم پادشاهان و امیران را مکتوب می‌کرد. کتاب تاریخ بیهقی کامل‌ترین سند از روزگار غزنویان به قلم ابوالفضل بیهقی است. بیهقی با قلمی شیوا، ‌دقیق و هوشمندانه وقایعی که دیده یا از افراد معتمد شنیده در این کتاب ثبت کرده است. از این اثر سی جلدی تنها پنج جلد آن باقی‌مانده و به دست ما رسیده است. در مجموعة حاضر داستان‌هایی از تاریخ بیهقی با زبانی ساده بازآفرینی و تصویرسازی شده است. امیرنصر احمد سامانی در هشت سالگی حاکم شد. او با اینکه کم سن و سال بود اما باهوش و مستعد بود ولی یک عیب داشت؛ ‌ زود عصبانی می‌شد و حکم‌هایی می‌داد که غیرقابل جبران بود. برای همین روزی دو تن از دبیران خردمند خود را به حضور خواند و از آن‌ها خواست که برای رفع این مشکل به او کمک کنند...

قصه‌های تصویری از زهرالربیع: گریه برای حاکم

معرفی کتاب
مجموعه حاضر ترجمه‌ای است از کتاب زهرالربیع سید جزایری، این مجموعه به زبان طنز نوشته شده است و شامل حکایت‌های اخلاقی، دینی، حکایت‌هایی درباره ضرب‌المثل‌های عربی و حتی حکایت‌هایی درباره موجودات عجیب‌وغریب است. این داستان «گریه برای حاکم»، بهلول مرد عالم و عارفی بود که خیلی راحت به قصر هارون‌الرشید رفت‌وآمد می‌کرد. روزی به قصر رفت و بدون اجازه بر تخت حاکم نشست. مأموران وقتی که دیدن بهلول چه کرد، ‌او را گرفتند و حسابی کتکش زدند و به زندان بردند، ‌ اما...

قصه‌های تصویری از زهرالربیع: گربه و فرمان حاکم

معرفی کتاب
مجموعه حاضر ترجمه‌ای است از کتاب زهرالربیع سید جزایری، این مجموعه به زبان طنز نوشته شده است و شامل حکایت‌های اخلاقی، دینی، حکایت‌هایی درباره ضرب‌المثل‌های عربی و حتی حکایت‌هایی درباره موجودات عجیب‌وغریب است. در داستان «گربه و فرمان حاکم»، حمید، نجاری از بصره بود. مغازه او کنار خانه‌اش قرار داشت. یک روز حمید گربه‌ای در مقابل در نجاری دید و دلش برای او سوخت و مقداری نان به او داد. از آن روز به بعد گربه مدام به آنجا رفت‌وآمد می‌کرد و حتی داخل خانه‌شان می‌شد و بعد همه چیز را به هم می‌ریخت و می‌رفت. راحله همسر حمید از این اوضاع ناراحت بود و از حمید خواست فکری کند، ‌ اما...