Skip to main content

میثم و شهر ترس‌های ممنوعه

معرفی کتاب
داستان درباره پسری نوجوان به نام میثم است. او دوازده سال داشت و به همراه خانواده‌اش به شهر کوفه مهاجرت کرده بود. آن زمان امام علی(ع) امیرالمومنین و خلیفه اسلامی بود اما در شام و سوریه معاویه و دیگران ادعای خلافت داشتند و از فرمان‌های امیرالمومنین(ع) سرکشی می‌کردند. میثم در این میان با یاران و دوستان حضرت علی(ع) آشنا شد و مسیر زندگی‌اش که تا مدتی پیش یک‌نواخت بود، به طور کلی تغییر کرد و ...

عزیز‌ بابا، رقیه:‌ 40 قصه کوتاه کودکانه‌ در باره حضرت رقیه‌ دختر امام حسین‌علیه‌السلام

معرفی کتاب
این کتاب مجموعه داستان‌هایی درباره حضرت رقیه(س) است که همراه با خانواده بزرگوارشان از مدینه تا مکه و کربلا و سپس شهر شام، عازم سفر بودند.
نویسنده با بیانی کودکانه و ساده قصه‌هایی کوتاه را از زبان و دیدگاه حضرت رقیه(س) همراه با منابع احادیثی که در انتهای هر صفحه آورده، بازگو کرده است.
هدف کتاب حاضر ایجاد حس همذات‌پنداری کودک با اسیران کربلا و آشناکردن او با زندگی ائمه و واقع عاشورای سال 61 هجری قمری است.

علم بی‌انتها (ماه شوال)

معرفی کتاب
این کتاب آموزشی شامل ماجراها و مناسبت‌های ماه قمری شوال است.در هر جلد از این مجموعه چند طرح درس مستقل طراحی شده که نقطه مشترک آن‌ها مناسبت‌های ماه قمری است. همچنین هر کتاب دارای ضمیمه‌هایی برای مربیان است تا از محتوای کامل و پاسخنامه‌ها استفاده نمایند.

پسر آب

معرفی کتاب
سربازها فریاد می‌زدند و می‌تاختند. موسی از یارانش می‌خواست تند قدم بر دارند. موهای بچه‌ها روی دوش بزرگ‌ترها به دیواره آبی می‌خورد و آب موج بر می‌داشت ولی چکه‌ای نمی‌ریخت. موسی و یارانش می‌دویدند. هیچ‌کس به پشت سر بر نمی‌گشت. موسی از آنها خواسته بود فقط جلوشان را نگاه کنند. هارون عقب‌تر از همه به پیرمردها و پیرزن‌ها کمک می‌کرد. یک نفر گفت:" ساحل، خشکی را من می‌بینم."

جدال در محله

معرفی کتاب
مجموعه داستان «قصه‌هایی از امام صادق علیه‌السلام»، با نثری ساده و روان داستان‌های زیبا و آموزنده‌ای را برای کودکان به رشته تحریر درآورده و به بیان روایت‌های شنیدنی و جذاب از ایشان می‌پردازد. موضوع این کتاب «جدال در محله» است. جناب مفضل که از یاران خاص امام صادق(علیه السلام) است و مشکل دو نفر از افراد را به واسطه پولی که از امام صادق علیه السلام در اختیار داشته حل می‌کند.در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «هوا کمی داغ بود و باد گرمی در محله آن‌ها می‌وزید. سه تا کبوتر خسته، روی یک بام کاهگلی، در سایه دیوار خوابیده بودند. ابوحنیفه و دامادش شرشر عرق می‌ریختند، اما باز هم از دعوا خسته نمی‌شدند...»

جام شیشه‌ای و معجزه

معرفی کتاب
مجموعه داستان «قصه‌هایی از امام صادق علیه‌السلام»، با نثری ساده و روان داستان‌های زیبا و آموزنده‌ای را برای کودکان به رشته تحریر درآورده است. این کتاب به روایت یکی از وقایع زمان امام صادق (علیه السلام)می پردازد. یاران ایشان به وسیله چند سؤال که امام (علیه السلام) به آن ها می آموزدجعد را که به دروغ ادعای پیامبری کرده رسوا می کنند. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «آدم‌های دور وبرش کف می‌زدند و او می‌خندید. بعضی‌ها به طرفش دست دراز می‌کردند و او دست‌شان را می‌گرفت. بعضی‌ها هم با تعجب کله‌شان را جلو می‌کشیدند تا به او با دقت خیره شوند....»

از تو حرکت!

معرفی کتاب
این داستان درباره مردی تنبل و تن‌پرور است که سرکار نمی‌رود و خرج همسر و بچه‌هایش را با قرض‌گرفتن از دیگران به دست می‌آورد. زمانی که دیگر کسی به راحتی به او کمک نمی‌کرد و همسرش نیز از آن وضعیت خسته شده بود، مرد برای حل مشکلش به سراغ امام صادق(ع) رفت. امام(ع) پس از شنیدن حرف‌های او نصیحتی کرد که زندگی مرد را به‌کلی دگرگون و از آن کرختی خارج کرد. موضوع این داستان درباره سخنان تأثیرگذار امام و تحول شخصیت مرد تن‌پرور است.

همسایه مردم‌آزار

معرفی کتاب
مجموعه داستان «قصه‌هایی از امام صادق علیه‌السلام»، با نثری ساده و روان داستان‌های زیبا و آموزنده‌ای را برای کودکان به رشته تحریر درآورده و به بیان روایت‌های شنیدنی و جذاب از ایشان می‌پردازد. این کتاب در مورد همسایه ای مرد‌م‌آزار است که به‌واسطه همسایه خودش ابابصیر و به دعای امام صادق علیه السلام هدایت می‌شود.. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: پیرمرد آه کشید و جواب داد: «می‌خواهم به سراغ مرد همسایه بروم و بگویم از این کار زشتش دست بردارد.» پیرزن با مهربانی دست او را گرفت و گفت: «خودت را به بی‌خیالی بزن. من او را به خدا واگذار کرده‌ام.» ...

اسب چوبی

معرفی کتاب
داستان حاضر ماجرای نماز عید سعید فطر را که در زمان مأمون الرشید، به اصرار او، به امامت امام رضا(ع) خوانده شد از زاویه نگاه یک کودک که مشتاق دیدار امام هشتم(ع) بود، روایت می‌کند. آن نماز تا انتها خوانده نشد. زمانی که مأموران مأمون استقبال و علاقه مردم نسبت به امام رضا(ع) را دیدند و بابت خلافت احساس خطر کردند، امام رضا(ع) را از صف نماز به کاخ برگرداندند.
این قصه که با زبانی کودکانه و صمیمی بیان شده است، میزان محبوبیت امام هشتم(ع) بین مردم زمانش و درایت سیاسی ایشان را نمایان می‌کند.

ری و رازها: نگاهی به تاریخ، فرهنگ و تمدن شهری

معرفی کتاب
ابن کتاب تالیفی است درباره تاریخ، تمدن و فرهنگ شهر ری. نویسنده روند متداول کتب تاریخی را در پیش نگرفته بلکه در دل داستان نکات تاریخی اش را مطرح کرده است. "مونس" که یک دختر دبیرستانی است، یک برادر شهید دارد و برادر دیگرش در فرانسه زندگی می کند. برادرش چون نگران حال پدرشان است، برای مدتی به ایران بر می گردد. آخرین نامه شهید را به مونس نشان می دهد و او را تشویق به گشتن در تاریخ شهر ری می کند تا از نامه رمزگشایی کندو ....