یتیمغوره
معرفی کتاب
اسم این کتاب به گویش قمی و به معنی: بچه یتیمریزوفلفلی (برای محبت و دلسوزی و گاهی کنایه از شیطنت) بهکار میرود. رمان حاضر درباره دختری شاد و بازیگوش است که مادربزرگش او را یتیمغوره صدا میزند. در طی حادثهای یتیمغوره که بر ترک موتور پدرش سوار بوده، همراه با پدرش تصادف میکند و به کما میرود. در طی مدتی که در کماست در عالم بیهوشی روحش آزادانه سیر میکند و با شخصیت پدرِ جانبازش و همرزمان شهید پدرش آشنا میشود و اتفاقات زیادی را از سر میگذراند.
موهای تو خانه ماهیهاست
معرفی کتاب
داستان درباره پسری نوجوانی است که در دهه 40 و شهر ورامین زندگی میکرد. او در طول داستان با حوادثی درگیر میشود که او را وارد قیام پانزده خرداد و عواقب آن میکند.
پسر نوجوان قصه ما، در میان این اتفاقات، عاشق دختری عرب میشود که مدتی بود در نزدیکی خانه پسرک زندگی میکرد و مثل پسرها به نیزار میآمد و نیها را میبرید.
این داستان قصد دارد نوجوانان را با وقایع دهه 40 و مبارزات مردم ورامین با رژیم شاهنشاهی آشنا کند.
پسر نوجوان قصه ما، در میان این اتفاقات، عاشق دختری عرب میشود که مدتی بود در نزدیکی خانه پسرک زندگی میکرد و مثل پسرها به نیزار میآمد و نیها را میبرید.
این داستان قصد دارد نوجوانان را با وقایع دهه 40 و مبارزات مردم ورامین با رژیم شاهنشاهی آشنا کند.
کولاک، 1888
معرفی کتاب
این داستان درباره یک بلای تاریخی و دردسرساز برای مردم آمریکا در قرن نوزدهم است. درباره کولاکی که در یک روز گرم به شکل غیرقابل انتظاری بر شمال آمریکا فرود آمد و افراد زیادی را زمینگیر کرد. داستان پیشرو ماجرای پسری را که در کولاک گیر افتاده بود اما به طرز عجیب و معجزهآسایی زنده ماند روایت میکند. نویسنده قصد دارد با بازگویی چگونه زندهماندن آن پسر، نتیجه صبر، مبارزه و امیدواری را به نوجوانان نشان دهد.
در انتهای کتاب به بخشی از تاریخ گذشته آمریکا به ویژه ظلم و ستمی که غربیها در حق سرخپوستهای (ساکنان اصلی آمریکا) داشتند نیز به صورت مختصر اشاره شده است.
در انتهای کتاب به بخشی از تاریخ گذشته آمریکا به ویژه ظلم و ستمی که غربیها در حق سرخپوستهای (ساکنان اصلی آمریکا) داشتند نیز به صورت مختصر اشاره شده است.
انتقام
معرفی کتاب
این داستان درباره پسری نوجوان و برادر اوست. آنها و چند نوجوان دیگر به خاطر لحظهای خشمگینشدن مرتکب فاجعه میشوند و یکی از دوستانشان را به قتل میرسانند. این فاجعه باعث میشود باقی خانوادهها به فکر انتقامگرفتن از هم بیفتند و دیوارهای وقوع حادثههایی جدید چیده شوند. در این قصه برادری برای نجات برادر خود از قصاص، تلاش میکند و
مخاطب در خلال این قصه با بخشهایی از زندگی حضرت حمزه(ع) و ائمه و پیامبران نیز آشنا میشوند.
مخاطب در خلال این قصه با بخشهایی از زندگی حضرت حمزه(ع) و ائمه و پیامبران نیز آشنا میشوند.
موش مترو
معرفی کتاب
موش کوچولویی به نام «نیب»، در زیرزمین ایستگاه متروی شهری زندگی میکند. موشها این ایستگاه را «شیرینی باران» مینامند. روزها قطارها غرشکنان عبور میکنند و شبها موشهای پیر، قصههایی از سرزمین افسانهای پایان تونل تعریف میکنند. روزی نیب راهی سفر میشود تا سرزمین پایان تونل را پیدا کند. او در طول سفر با خطراتی روبهرو میشود و دوستی پیدا میکند و جایی را کشف میکند شگفتانگیزتر از تمام چیزهایی که در رویاهای خود دیده است!
آن دور دورها
معرفی کتاب
پدر «جو» پیامهای بطریها را جمع میکند و به دست صاحبانش میرساند و وقتی به خانه برمیگردد، داستان جدیدی از ماجراجوییهایش را برای جو تعریف میکند. جو خیلی دلش میخواهد مثل پدرش یک ماجراجوی بزرگ شود؛ اما از چیزهایی که زیر آب هستند میترسد تا اینکه پدر جو بیمار میشود. بطریهای زیادی روی هم تلنبار شده است. حالا چه کسی باید این کار را انجام بدهد؟ بعد از مدتی، جو یکییکی بطریها را به قایق میبرد، نفس عمیقی میکشد و امیدوار است که از عهده این کار برآید؛ اما... .
آنتون و برگها
معرفی کتاب
در یک روز پاییزی «آنتون» همه برگهایی را که روی زمین ریخته، با شِنکش جمع میکند؛ اما یک برگ جامانده است! آنتون میخواهد آن برگ را هم بردارد که ناگهان باد میآید و برگ را با خود میبرد، آنتون دنبال برگ میدود. «لوکاس» در حال تاپبازی است که برگ از جلویش رد میشود. او سعی میکند برگ را بگیرد؛ اما... . برگ از جلوی «نینا» و «گِرتا» هم رد میشود. حالا همه با هم به دنبال برگ هستند. برگ بین شاخه درختی گیر کرده است و... .
خانم دمدمی در بدبیاری روز تولد
معرفی کتاب
هرسال در روز تولد مادرِ «جودی» یک چیزی خراب میشود که جودی اسمش را گذاشته است «بدبیاری روز تولد»؛ اما امسال قرار است اوضاع فرق کند. جودی میخواهد همهچیز را برنامهریزی کند تا مطمئن شود که روز تولد مادر عالی برگزار میشود. او به برادرش، «استینک»، میگوید، هدیه خوبی برای مادر درست کند. بعد سراغ پدرش میرود و از او میخواهد که کیک هویج بپزد. خودش هم بعد از کلی فکر کردن، با مهرههای عددی یک دستبند درست میکند. ظاهراً همهچیز عالی است؛ اما... .
تورفین و مهاجمان خشمگین
معرفی کتاب
سه برادر بزرگ «تورفین» به خانه آمدهاند؛ «ویلفردِ جگر قیمهکن»، «سِوِن کله خُردکن» و «هیگرِ مغزخور». آنها در خانه با هم دعوا میکنند و همهچیز را به هم میریزند و میشکنند. مادر آنها، «فریا»، باید تمام ریخت و پاشها را جمع کند، غذا بپزد، ظرفها را بشوید و حتی درِ خانه را که برای بار ششم در ماه گذشته شکسته است، تعمیر کند؛ اما او بسیار خسته است و احتیاج به استراحت دارد. «تورفین مهربان» میخواهد به مادرش کمک کند؛ ولی نمیداند چگونه این کار را انجام دهد.