Skip to main content

شیلان

معرفی کتاب
بعد از 25 سال اتابک به همراه سه فرزندش برای شرکت در مراسم ختم پدرش به خانه بازمی‌گردد. آتا وصیت کرده است تنها در شرایطی که اتابک یک سال در شیلان بماند و امورات اراضی و گاوداری را اداره کند می‌تواند از ارثیه خانواده بهره‌مند شود. اتابک در کشاکش ماندن و رفتن نه تنها با فرزندانش دچار مشکل می‌شود؛ با مشکلات دیگری هم برخورد می‌کند که...

نگهبان سرو

معرفی کتاب
این داستان درباره نوجوانی به نام سپهر اسن که تصمیم می‌گیرد به خانواده‌اش کمک کند. پدر سپهر جنگلبان است، اما به دست شکارچیان زخمی شده و دیگر نمی‌تواند کار کند. آن‌ها با مشکل مالی مواجه هستند و باید برای امرار معاش کاری کنند. در همین میان خبردار می‌شوند که شکارچیان مشغول قطع‌کردن تنومندترین و کهن‌ترین درخت سرو جنگل هستند. سپهر و خانواده‌اش باید جلوی آن شکارچی‌ها بایستند و اجازه ندهند کسی با ظلم و زور به سرو استوار آن‌ها که نماد مقاومت است آسیب بزند.
این کتاب در تلاش است تا نوجوانان را به محبت به خانواده و مبارزه با ظالمان تشویق و هدایت کند.

قطار سریع‌السیر در ایستگاه پیراشکی‌های خانگی

معرفی کتاب
این قصه درباره یک خانواده است که ناگهان نان‌آور خود را از دست می‌دهد و دچار مشکلات مالی جدی می‌شود. پسر نوجوان این خانواده، هومن، که می‌بیند بعد از مرگ پدر، مادرش برای امرار معاش و تهیه مایحتاج روزمره دچار مشکل است، تصمیم می‌گیرد به دنبال کار بگردد و معاش خانواده را تأمین کند. او پسرکی دبیرستانی است و باید در کنار کار، به تحصیل هم بپردازد. به نظر شما هومن چه کاری را شروع می‌کند؟ آیا او می‌تواند خانواده‌اش را تنگنای مالی نجات دهد؟

قصه‌ خرگوش‌های فلاپسی

معرفی کتاب
مجموعه 19 جلدی «پیتر خرگوشه و دوستانش» با داستان‌های کوتاه و آموزنده از حیوانات نگارش شده است و هر عنوان جلد داستان مختص به خود را دارد.نویسنده این مجموعه، بئاتریکس پاتر وقتی شنید که پسر پنج‌ساله یکی از دوستانش، پس از بیماری در حال بهبودی است، تصمیم گرفت که این پسر را با نامه‌ای مصور سرگرم کند. او با در نظر گرفتن خرگوش خود به‌نام پیتر پایپر، داستان‌های بسیار کوتاهی را با هدف آموزش مهارت‌های رفتاری در نامه به تصویر کشید.

آن‌جا که ماه خانه دارد

معرفی کتاب
این داستان درباره یک خواهر و دو برادر است. آن‌ها پدر و مادرشان را مدتی پیش از دست داده بودند و با مادربزرگشان در انگلستان زندگی می‌کردند. حالا مادربزرگ نیز از دست رفته بود و آن‌ها تنها و بی‌سرپناه شده‌ بودند. آن زمان، حدود سال 1940 بود. جهان در اوج جنگ جهانی دوم و درگیر قحطی، مرگ و مشکلات بود. در این شرایط بهم‌ریخته و ترسناک، سرنوشت سه کودک 9-11 و 12 چه می‌شود؟ آن‌ها می‌توانند برای خودشان جایی مناسب زندگی پیدا کنند و مجبور به جدانشدن از همدیگر نشوند و همچنان یک خانواده باقی بمانند؟ این قصه سرنوشت عجیب این سه نفر را بازگو می‌کند.

مهری: داستان سروهای سربلند

معرفی کتاب
مرتضی و مهری دو فرزند زیر هفت سال دارند.مرتضی راننده لودر است و در جبهه نیز با همین مهارت، کمک می‌کند. مهری در نبود مرتضی برای بچه‌ها، هم پدر است و هم مادر. زندگی‌ای سراسر شاد اما پر از فراز و نشیب دارند. نوبت آخری که مرتضی به جبهه می‌رود، اسیر می‌شود و پدر و مادرش فکر می‌کنند مرتضی شهید شده و برایش مراسم ختم می‌گیرند اما ....

دفتر قصه شیرینی مربایی

معرفی کتاب
این کتاب، دفتر قصه کتابِ «شیرینی مربایی» می‌باشد. با کمک این دفتر قصه با استفاده از فعالیت‌های لذت‌بخش و جذابی همچون «جدول و سرگرمی، مسیرهای مارپیچ، نقاشی، طرح سؤال از متن داستان، روایت داستان جدید توسط کودکان»، بچه‌ها با محتوای داستان تعامل برقرار کرده و درخصوص داستان‌های کتاب و شخصیت‌های داستان گفتگو و بازی می‌کنند.

دفتر قصه ماریا و ماه‌جون

معرفی کتاب
این کتاب، دفتر قصه کتابِ «ماریا و ماه‌جون» می‌باشد. با کمک این دفتر قصه با استفاده از فعالیت‌های لذت‌بخش و جذابی همچون «جدول و سرگرمی، مسیرهای مارپیچ، نقاشی، طرح سؤال از متن داستان، روایت داستان جدید توسط کودکان»، بچه‌ها با محتوای داستان تعامل برقرار کرده و درخصوص داستان‌های کتاب و شخصیت‌های داستان گفتگو و بازی می‌کنند.

غافلگیری در روز مادر

معرفی کتاب
روز مادر نزدیک شده و باباخرسی و بچه‌ها می‌خواهند یک کار خاص برای مامان خرسی بکنند. مامان خرسی کاملا مطمئن بود که امسال آن‌ها می‌خواهند غافلگیرش کنند و برایش صبحانه آماده کنند ولی حیف که بعدش او باید همه روز را صرف تمیز کردن آشپزخانه و کثیف کاری‌های آن‌ها کند...

روز تولدم منو دزدیدن؟

معرفی کتاب
مجموعه کتاب‌های ماجراهای ماروین، ماجراهای پسر بچه‌ای است که سعی می‌کند از پس اتفاقاتی که در مدرسه، در خانه و در راه برایش می‌افتد برآید. ماروین همیشه حس می‌کرد با خانواده‌اش جور نیست. برای همین وقتی شنید که شاهزاده‌ای گم شده و درست شبیه او هم بوده است، فهمید اوضاع از چه قرار است. حالا فقط باید به مامان و بابا بگوید که وقتش رسیده پیش پدر و مادر واقعی‌اش در یک قلعه برگردد...