Skip to main content

دریا از کسی اجازه نمی‌گیرد

معرفی کتاب
کتاب حاضر حاوی سه داستان درباره جنگ ایران و عراق است. «همسایه آسمان»، «زاغچه‎ها» و «دریا از کسی اجازه نمی‎گیرد»، نام این داستان‎هاست. داستان آخر درباره پسر نوجوانی به نام «فرحان» است. او هنوز صدای پدربزرگش را می‎شنود که می‏‌گفت بچه که بوده، انگلیسی‎ها به تنگستان آمدند؛ اما «احمدخان» جلویشان ایستاد. بعد با یک لنج پر از اسلحه آمدند؛ ولی لنج غرق شد. پدربزرگ هر روز به عمق شطّ رفته بود تا شاید اسلحه‎ها را پیدا کند؛ اما هیچ‌وقت چیزی پیدا نکرد. حالا عراقی‎ها به این طرف شطّ آمده‎اند؛ ولی به فرحان به خاطر سنش اسلحه نمی‏‌دهند. او تصمیم می‎گیرد به عمق شطّ برود و اسلحه‎ها را پیدا کند.

دریانوردان شجاع

معرفی کتاب
پدر «سارا» و «امیر» کوچولو، کاپیتان کشتی است. او بعد از مدت‌ها به خانه بازگشته است و بچه‎ها از دیدنش بسیار خوشحال هستند. این‌بار کاپیتان از دلفین‌ها می‎گوید که موجوداتی بسیار باهوش و بازیگوش هستند. بچه‎ها دلشان می‌‏خواهد آن‌ها را از نزدیک ببینند. روز بعد امیر با پدرش به مدرسه می‎رود و به پرسش همه بچه‌ها درباره دریا و سفرهایش پاسخ می‎دهد. مدتی بعد، کاپیتان و خانواده‌اش می‎خواهند به سفر دریایی بروند؛ اما قبل از رفتن، خانه‌شان را بیمه آتش‌سوزی می‎کنند! در ادامه داستان، هنگامی‌که سارا و امیر با پدر و مادرشان به طرف چاه‌بهار می‎روند، پدر برایشان از حمل‌و‌نقل دریایی می‎گوید و اینکه در صورت هرگونه صدمه، شرکت بیمه، خسارت را پرداخت می‏‌کند و... .

وقتی مینا از خواب بیدار شد

معرفی کتاب
این داستان درباره دختری است که سعی می‏‌کند برای رهایی از دنیای نیستی، دنیای خود را به کمک یک صدا به وجود آورد. «مینا» ناگهان خود را در جهان خواب می‎یابد که همه‎چیز در آن از بین رفته است. او در این دنیای بی‎آب و رنگ و شکل، احساس سردرگمی می‏‌کند و تمام تلاش خود را به کار می‏‌گیرد تا به جهان بیداری بازگردد. نویسنده در این داستان با شکل‎گیری گفت‌وگویی میان مینا و صدا سعی می‏‌کند مخاطب را با گفته‎های سوال‎برانگیز در داستان شرکت دهد و ذهن او را به تصورات دور فراخواند.

وقتی ما نیستیم! رییس آزمایشگاه

معرفی کتاب
بچه‌ها در آزمایشگاه هستند که سرایدار مدرسه با یک ماکتِ بدنِ انسان وارد می‌شود. معلم می‎گوید: «این برای آشنایی با بدن است، درست مثل اسکلت». بعدازظهر، وقتی درِ آزمایشگاه بسته می‌شود، مولاژ از راه نرسیده، می‎خواهد قُلدربازی درآورد و رئیس باشد؛ اما یک رقیب بی‎مغز دارد که به راحتی از پسش برنمی‎آید! متر می‎گوید، قدشان را اندازه بگیرند، هرکسی بلندتر است، رئیس باشد، ترازو می‎گوید هرکسی که وزنش بیشتر است و همزن دعوا کردن را پیشنهاد می‏‌کند. اسکلت درِ گوش مولاژ می‎گوید کنار می‏‌کشد تا او رئیس باشد! اما به یک شرط. شرط اسکلت چیست؟

سرقت مصلحانه و چند داستان دیگر

معرفی کتاب
کتاب حاضر مجموعه‌ای از دَه داستان کوتاه است. «بوگندو»، «نحسی همه سیزده‌ها»، «دیو و دیوانه» و «سرقت مُصلِحانه»، نام برخی از این داستان‌هاست. داستان آخر درباره دختری به نام «همدم» است که مادرش از خانه قهر کرده است؛ چون معتقد است که دست شوهرش کج است! پدر همدم موتور دارد. فردای روزی که مادر رفته است، پدر به همدم پیشنهاد می‎کنند برای ناهار بیرون بروند؛ چون در خانه چیزی برای خوردن ندارند! آن‌ها کنار یک پیتزافروشی توقف می‎کنند؛ اما همدم نمی‎داند چرا داخل مغازه نمی‎شوند. وقتی پیکِ مغازه، پیتزاها را می‌گیرد و حرکت می‎کند، پدر همدم، همراه دخترش، دنبال او می‎روند و... .

وقتی تاریخ آلزایمر می‌گیرد

معرفی کتاب
این داستان چند راوی دارد که هرکدام از آن‌ها یکی از فصل‌ها را روایت می‎کنند و خواننده روند داستان را از نگاه آن‌ها می‎بیند. داستان درباره آذری‌هایی است که با ورود روسیه به ایران، دست‌خوش تغییرات اقتصادی، عاطفی، امنیتی و... می‌شوند. در فصل اول، شهر بمباران می‎شود و «آراز» تمام آنچه را که رخ داده است، توصیف می‎کند. فصل دوم از زبان شخصی به نام «عاشق‌دَلی» روایت می‎شود که در فصل اول زیر آوار می‎ماند و... . او همسایه آراز است و همه او را دیوانه صدا می‎کنند؛ چون در هر وضعیتی، ساز می‎زند و می‎‌خواند. فصل سوم... .

ردپای تجربه در زیر درختان زیتون

معرفی کتاب
کتاب حاضر شامل ۲۵ داستان کوتاه و سه داستانک است. این داستان‌‌ها درواقع خاطرات و تجربه سی سال تدریس نویسنده است. «واکسی»، «کفش‌های صورتی»، «گریه نکن»، «زنگ انشا»، «شهر عاشقی» و «زیر درختان زیتون»، نام برخی از این داستان‌هاست. داستان آخر درباره روزهایی است که نویسنده به عنوان معلم به روستایی دور می‎رود. روزهایی که با دانش‌آموزانش فاصله سنی چندانی ندارد. روزهایی که کلاس درس، فرشی از شکوفه‌های زیتون است. معلم به یاد می‎آورد دانش‌آموز پراسترسی که ناخنش را می‎جود و از ترس بیهوش می‌شود و حالا کارت دعوت افتتاح مطب پزشکی خود را برای او ارسال کرده است یا دانش‌آموز نخبه‎ای را که امروز مهندس هواپیمایی کشور است یا... .

عطر عربی

معرفی کتاب
کتاب حاضر حاوی چهارده داستان درباره زندگی مدافعان حرم است در میدان جنگ و بیرون از آن. «لیلا»، «قهر حلب»، «من داعشی نیستم»، «گم‌گشته» و «عطر عربی»، نام برخی از این داستان‌هاست. داستان آخر درباره زن جوانی است فکر می‏‌کند شوهرش، «مصطفی»، به «کربلا» رفته است؛ اما متوجه می‌شود که در سوریه بوده است. زن جوان عصبانی و نگران است از دروغی که شوهرش به او گفته و از اینکه مبادا او را از دست بدهد و سرانجام نگرانی‌های او به حقیقت می‎پیوندد و... .

شب‌های بی‌ستاره

معرفی کتاب
ستاره دختریست که ناآرامی و خشونت جنگ، دنیای نوجوانی‌اش را به هم ریخته و آرزوهایش را با اضطرابی پیوسته همراه می‌کند. از یک طرف، از محل زندگی‌اش آواره می‌شود که سوغات جنگ است و از یک طرف، بدخلقی پدر و بی‌حوصلگی مادر باردارش، روح او را می‌آزارد و او را مطمئن می‌کند که هیچ‌کس دوستش ندارد. برای دوری از این وضع، به حسینیه‌ای پناه می‌برد که در آن زنان کارهای پشت جبهه را انجام می‌دهند. در رفت و آمدهای به حسینیه، با محبت‌های مادرانه خانم «فهیمی» که همسر شهید است، قدری آرام می‌شود و در ماجرایی، با پسری به نام «مسعود» آشنا شده و عاشقش می‌شود.

شاخ دماغی‌ها

معرفی کتاب
خانواده «سهیل» تازه به آپارتمان جدیدی نقل‌مکان کرده‌اند، خانه‌ای بزرگ‌تر و دلبازتر. حالا سهیل اتاق خودش را دارد و مجبور نیست با دو برادر بازیگوشش در یک اتاق باشد. سهیل با پدرش کلی گشته است تا تخت مورد علاقه‎اش را پیدا کند و کلی پوستر بازیکنان فوتبال را به در و دیوار و کمدش زده و تازه در حال لذت بردن از اتاقش است که مجبور می‎شود اتاقش را تقدیم دخترخاله‎اش کند! چرا؟ چون خاله و شوهرخاله‌اش برای درمان خاله به خارج از کشور می‎روند و دخترشان به خانه آن‎ها می‎آید؛ ولی این تازه اول ماجراست!