10 قصه از تاریخ بیهقی
معرفی کتاب
بیهقی در دیوان، رسالتنامهها و فرمانهای مهم پادشاهان و امیران را مکتوب میکرد. کتاب تاریخ بیهقی کاملترین سند از روزگار غزنویان به قلم ابوالفضل بیهقی است. بیهقی با قلمی شیوا، دقیق و هوشمندانه وقایعی که دیده یا از افراد معتمد شنیده در این کتاب ثبت کرده است. از این اثر سی جلدی تنها پنج جلد آن باقیمانده و به دست ما رسیده است. در مجموعه حاضر 10 داستان از تاریخ بیهقی با زبانی ساده برای کودکان بازآفرینی و تصویرسازی شده است.
10 قصه از لطایف الطوایف
معرفی کتاب
مولانا فخرالدین علی صفی از لطیفهپردازان نامدار ایرانی در قرن نهم و دهم هجری قمری است. ایشان هم شعر میسرود و هم اهل وعظ و سخنرانی بود. او در هرات و گرجستان زندگی کرد و در هرات به خاک سپرده شد. لطایف الطوایف یکی از آثار درخشان اوست که در چهارده باب نوشته شده است. هر باب و فصل از این کتاب بنابر موضوع آن قسمت، دارای حکایتهایی است که غالباً سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و مذهبی هستند. در این حکایتها به موضوع مبارزه با ظلم، تقوا، مدارا و گذشت پرداخته شده است. در این کتاب 10 قصه از این اثر انتخاب و برای کودکان بازآفرینی و روایت شده است.
اینیکی و آنیکی
معرفی کتاب
اینیکی و آنیکی، نام دو دوست بسیار صمیمی است که با هم زندگی میکنند و خوش میگذرانند تا اینکه خط سیاهی بین آنها جدایی میاندازد. این کتاب سعی دارد با زبانی کودکانه بگوید چگونه دوستی را حفظ کنیم و با صلح و دوستی با هم زندگی کنیم. در بخشی از کتاب میخوانیم: «یک روز صبح وقتی «اینیکی» و «آنیکی» از خواب بیدار شدند ناگهان دیدند که یک خط سیاه بزرگ خانهی آنها را به دو قسمت تقسیم کرده و تا مزرعه کشیده شده است. اینیکی و آنیکی تعجب کردند. برای آنها پرسشی پیش آمد. چهکسی این خط را کشیده؟ ! این خط را چه کسی کشیده؟ !»
بشقاب مهربانی
معرفی کتاب
این کتاب با داستانی جذاب و کودکانه به موضوع خیرات و اثرات آن در زندگی افراد میپردازد. اینکه صدقه باعث چه اتفاقهایی در زندگی انسانها میشود و خداوند مهربان به چه نحوی جبران میکند. همچنین اثرات دعا در زندگی افراد نیز در این کتاب به صورت داستانی مطرح میشود. در بخشی از این کتاب میخوانیم: «هوا تا حدی آرام شد، ولی دیگر دیروقت بود. در فکر بودم و غمگین که ناگهان چند سایهی سیاه را دیدم که به سمت رستوران میآمدند. فکر کردم دزد هستند و میخواهند از مغازهی همسایهام دزدی کنند. فانوس و چوبدستیام را برداشتم و بیرون رفتم. با نور ضعیف فانوس به آنها نزدیک شدم...»
سیندرلا، دختری که سرنوشتش را خودش نوشت
معرفی کتاب
«سیندرلا، دختری که سرنوشتش را خودش نوشت»؛ عنوان کتاب بهتنهایی کافی است تا بفهمیم با داستان قدیمی سیندرلا سروکار نداریم؛ سیندرلا بهجای اینکه منتظر بماند شاهزاده نجاتش دهد، به توانمندیهای خودش اتکا میکند و میفهمد اگر با خودش روراست باشد و برای باورهایش بجنگد، میتواند حتی سرنوشتش را هم عوض کند. نویسنده با درهمآمیزی درونمایههایی نظیر مهرورزی، استقلال و تابآوری روایت تازهای از قصهی سیندرلا را برای کودکان ارائه میدهد و تشویق میکند الگوهای کلیشهایشان را به پرسش بگیرند و قدرت و عاملیت درون خودشان را کشف کنند.
اگر میشد من را ببینی
معرفی کتاب
کتاب «اگر میشد من را ببینی» از مجموعهی چاباموچی، سرگذشت دختری بااستعداد به نام آلیس سان است که بهخاطر قطعشدن بورسیه و سطح مالی پایین خانوادهاش، مجبور است از مدرسهی بینالمللیاش که خیلی دوستش دارد برود تا اینکه متوجه میشود قدرتی ماورائی پیدا کرده است و میتواند نامرئی شود... واقعاً نامرئی شود! این قدرت باعث میشود درسش را تمام کند؟ !...
عروسکهای جادویی ناخدا
معرفی کتاب
«عروسکهای جادویی ناخدا» داستانی شاعرانه و لطیف دربارهی پنج عروسک خیمهشببازی است که سر از یک کشتی اسرارآمیز در آوردهاند. پنج دوست، پنج عروسک خیمهشببازی، در کشتی رازآلودی حبس شدهاند و رویای آزادی در سر دارند. میخواهند مسیرشان را پیدا و راهشان را در دنیا باز کنند، ولی همگی میدانند بخشی از یک قصهی بزرگتر هستند و دست تقدیر به هم نزدیکشان کرده است. عروسکها سر از اتاق دو خواهر کوچک درمیآورند و میفهمند تقدیری که انتظارش را میکشیدند، همین حالا فرا رسیده است.
من اخمالو نیستم!
معرفی کتاب
«من اخمالو نیستم» ششمین کتاب از مجموعه هفتجلدی به نام «من میتوانم» است. در هر جلد از این مجموعه هفتجلدی به یکی از مواد غذایی پرداخته میشود و برای دانهها یا میوهها اتفاقاتی رخ میدهد که با روایت آن در قالبی کودکانه مسئلهای اخلاقی را به بچهها آموزش میدهد. داستان «من اخمالو نیستم» درباره دانه انگور ترشی است که دوستش به نام نارنجی از او کینه به دل گرفته و از او ناراحت است. اتفاقی برای نارنجی میافتد که انگور ترش در انجام آن مقصر نیست اما نارنجی از انگور ترش عصبانی میشود و بهسرعت با او قهر میکند و تصمیم میگیرد از انگور ترش انتقام بگیرد. انگور ترش با قهر نارنجی متوجه میشود که کینهتوزی چقدر میتواند ناعادلانه باشد... این داستان به شیوهای کودکانه در پی آن است تا موضوع بخشش را آموزش دهد.
نگهبان سیاره
معرفی کتاب
فرمانده جیم جیم، داستانی فانتزی و درعین حال واقعگرا است که ماجرای ساکنان چند سیاره را برایمان تعریف میکند. ساکنان این سیارهها، محل زندگیشان را از بین بردهاند و حالا به سیارهی «بندانگشتی» که در منظومهی جورجورک قرار دارد چشم دوختهاند.
حالا فرمانده جیمجیم، نگهبان باهوش و شجاع سیارهی بندانگشتی، وظیفه دارد از سیارهاش محافظت کند و مانع نابودی آن بشود. این داستان با زبانی طنزآمیز برای خواننده روایت شده است. فضایی که نویسنده خلق کرده پرهیجان و پرکشش و متناسب با سلیقهی خوانندهی نوجوان است.
حالا فرمانده جیمجیم، نگهبان باهوش و شجاع سیارهی بندانگشتی، وظیفه دارد از سیارهاش محافظت کند و مانع نابودی آن بشود. این داستان با زبانی طنزآمیز برای خواننده روایت شده است. فضایی که نویسنده خلق کرده پرهیجان و پرکشش و متناسب با سلیقهی خوانندهی نوجوان است.
کلمههای گمشدهی بابابزرگ
معرفی کتاب
بنبن عاشق وقت گذراندن با بابابزرگ و مامانبزرگ است. رسیدگی به گلوگیاه، درست کردن پازل، حل کردن جدول و محبت و علاقهی فراوانی که بینشان در جریان است، روزهایش را زیبا میکند؛ اما یک روز بنبن متوجه میشود که بابابزرگ دارد همهچیز را از یاد میبرد و کلماتش را گم میکند. او تمام تلاشش را میکند تا کلماتی را که بابابزرگ اینطرف و آنطرف گم میکند، جمع کند و برایش در جعبهای نگه دارد؛ اما هرچه میگذرد کلمات بیشتری گم میشوند. بنبن و مامانبزرگ حالا دنبال راههای جدیدی برای ارتباط با بابابزرگ هستند تا هم مراقب او باشند و عشقشان را به اون نشان بدهند و هم نگذارند بابابزرگ احساس تنهایی کند.