Skip to main content

قصه‌های تصویری از تاریخ بیهقی: روز هشتم

معرفی کتاب
بیهقی در دیوان، رسالت‌نامه‌ها و فرمان‌های مهم پادشاهان و امیران را مکتوب می‌کرد. کتاب تاریخ بیهقی کامل‌ترین سند از روزگار غزنویان به قلم ابوالفضل بیهقی است. بیهقی با قلمی شیوا، ‌دقیق و هوشمندانه وقایعی که دیده یا از افراد معتمد شنیده در این کتاب ثبت کرده است. از این اثر سی جلدی تنها پنج جلد آن باقی‌مانده و به دست ما رسیده است. در مجموعة حاضر داستان‌هایی از تاریخ بیهقی با زبانی ساده بازآفرینی و تصویرسازی شده است. در این جلد می‌خوانیم: «عمرولیث پسری جوان و دلاور به نام محمد داشت. از قضا در پنج منزلی سیستان محمد سخت مریض شد و نمی‌شد او را تکان بدهند. به همین دلیل در آن‌جا ماند. طبیبان بسیاری بر بالین او می‌رفتند اما از کاری از پیش نمی‌بردند. عمرولیث برای رسیدگی به امور سیستان راهی شد و پسرش را با ندیمان و نوکران تنها گذاشت اما مدام از احوال پسرش خبر می‌گرفت تا روز هشتم....»

قصه‌های تصویری از تاریخ بیهقی: دو مرد زاهد

معرفی کتاب
بیهقی در دیوان، رسالت‌نامه‌ها و فرمان‌های مهم پادشاهان و امیران را مکتوب می‌کرد. کتاب تاریخ بیهقی کامل‌ترین سند از روزگار غزنویان به قلم ابوالفضل بیهقی است. بیهقی با قلمی شیوا، ‌دقیق و هوشمندانه وقایعی که دیده یا از افراد معتمد شنیده در این کتاب ثبت کرده است. از این اثر سی جلدی تنها پنج جلد آن باقی‌مانده و به دست ما رسیده است. در مجموعة حاضر داستان‌هایی از تاریخ بیهقی با زبانی ساده بازآفرینی و تصویرسازی شده است. در این جلد می‌خوانیم: «حاکم بغداد به مکه رفت تا خانه خدا را زیارت کند. به او گفتند دو زاهد در مکه هستند که تاکنون پیش هیچ حاکمی نرفته‌اند. حاکم تصمیم گرفت با وزیرش پیش این دو برود و آن‌ها را بیازماید و ببیند کدامشان اهل خودنمایی و پول دوست و کدامشان زاهدتر است. پس راهی خانه ابن‌سماک و عبدالعزیز شدند...»

قصه‌های تصویری از تاریخ بیهقی: حسنک وزیر

معرفی کتاب
بیهقی در دیوان، رسالت‌نامه‌ها و فرمان‌های مهم پادشاهان و امیران را مکتوب می‌کرد. کتاب تاریخ بیهقی کامل‌ترین سند از روزگار غزنویان به قلم ابوالفضل بیهقی است. بیهقی با قلمی شیوا، ‌دقیق و هوشمندانه وقایعی که دیده یا از افراد معتمد شنیده در این کتاب ثبت کرده است. از این اثر سی جلدی تنها پنج جلد آن باقی‌مانده و به دست ما رسیده است. در مجموعة حاضر داستان‌هایی از تاریخ بیهقی با زبانی ساده بازآفرینی و تصویرسازی شده است. یکی از مشهورترین و غم‌انگیزترین داستان‌های تاریخ بیهقی ماجرای بر دار کردن حسنک وزیر است که در این کتاب با زبانی ساده و روان بازنویسی شده است. او وزیر سلطان محمود و مردی با درایت و مشهور بود و عاقبت با دسیسه‌های دشمنانی چون بوسهل سوزنی در دوران پادشاهی مسعود غزنوی به دار آویخته شد.

قصه‌های تصویری از تاریخ بیهقی: بره‌‌ی فراری

معرفی کتاب
بیهقی در دیوان، رسالت‌نامه‌ها و فرمان‌های مهم پادشاهان و امیران را مکتوب می‌کرد. کتاب تاریخ بیهقی کامل‌ترین سند از روزگار غزنویان به قلم ابوالفضل بیهقی است. بیهقی با قلمی شیوا، ‌دقیق و هوشمندانه وقایعی که دیده یا از افراد معتمد شنیده در این کتاب ثبت کرده است. از این اثر سی جلدی تنها پنج جلد آن باقی‌مانده و به دست ما رسیده است. در مجموعة حاضر داستان‌هایی از تاریخ بیهقی با زبانی ساده بازآفرینی و تصویرسازی شده است. این جلد: چوپان قدرتمند و امینی بود که هر روز رمه را برای چرا به کوهستان و دشت می‌برد. آن روز هم مثل همیشه با گوسفندان به چراگاهی در دل کوهستان رفت. خیلی مراقب بود که گوسفندی گم نشود یا زیاد از حد علف نخورد. نزدیک غروب بود و هوا ابری. برای همین گله را به طرف ده روانه کرد. اما ناگهان بارش باران آغاز شد و شدت گرفت. او همه گوسفندان را به جای امنی برد اما متوجه شد که یکی از بره‌ها دارد به جهت مخالف گوسفندان دیگر فرار می‌کند...

قصه‌های تصویری از تاریخ بیهقی: مشاوران خردمند

معرفی کتاب
بیهقی در دیوان، رسالت‌نامه‌ها و فرمان‌های مهم پادشاهان و امیران را مکتوب می‌کرد. کتاب تاریخ بیهقی کامل‌ترین سند از روزگار غزنویان به قلم ابوالفضل بیهقی است. بیهقی با قلمی شیوا، ‌دقیق و هوشمندانه وقایعی که دیده یا از افراد معتمد شنیده در این کتاب ثبت کرده است. از این اثر سی جلدی تنها پنج جلد آن باقی‌مانده و به دست ما رسیده است. در مجموعة حاضر داستان‌هایی از تاریخ بیهقی با زبانی ساده بازآفرینی و تصویرسازی شده است. امیرنصر احمد سامانی در هشت سالگی حاکم شد. او با اینکه کم سن و سال بود اما باهوش و مستعد بود ولی یک عیب داشت؛ ‌ زود عصبانی می‌شد و حکم‌هایی می‌داد که غیرقابل جبران بود. برای همین روزی دو تن از دبیران خردمند خود را به حضور خواند و از آن‌ها خواست که برای رفع این مشکل به او کمک کنند...

قصه‌های تصویری از تاریخ بیهقی: نیرنگ بایتکین

معرفی کتاب
نویسنده‌ی تاریخ بیهقی، ابوافضل بیهقی، در دیوان رسالت کار می کرد. کار دیوان رسالت، نوشتن و تنظیم نامه‌های مهم به پادشاهان، امیران و ...بود. تاریخ بیهقی کامل ترین سند روزگار غزنویان، به ویژه روزگار سلطان مسعود است.
بیهقی با دقت فراوان و بسیار هوشمندانه، حوادث آن روزگار را بازگو کرده است. حوادثی که یا خود به چشم دیده یا از افراد معتمد شنیده. او شهرها و فاصله‌ی آنها از همدیگر، مسافت‌ها، گذرگاه‌ها، کاخ‌ها، باغ‌ها، مجالس عمومی و خصوصی، لباس‌ها، غذاها، ظرف‌ها و سلاح‌ها و اسب‌ها و حتی فیل‌ها را با نثری روان و شگفت انگیز توصیف کرده است.

قصه‌های تصویری از زهرالربیع: شاعر زیرک

معرفی کتاب
مجموعه حاضر ترجمه‌ای است از کتاب زهرالربیع سید جزایری. این مجموعه به زبان طنز نوشته شده است و شامل حکایت‌های اخلاقی، دینی، حکایت‌هایی درباره ضرب‌المثل‌های عربی و حتی حکایت‌هایی درباره موجودات عجیب و غریب است. در داستان «شاعر زیرک»، ابودلامه شاعری توانا برای خلیفه شعری می‌سراید و در محضر خلیفه می‌خواند. خلیفه شعر ابودلامه را تحسین می‌کند و از او می‌پرسد در مقابل دوست داری چه هدیه‌ای دریافت کنی؟ ابودلامه زیرک و سیاست‌مدار هم از خلیفه سگی شکاری طلب می‌کند و...

قصه‌های تصویری از زهرالربیع: شیر‌فروش و دختر حاکم

معرفی کتاب
مجموعه حاضر ترجمه‌ای است از کتاب زهرالربیع سید جزایری. این مجموعه به زبان طنز نوشته شده است و شامل حکایت‌های اخلاقی، دینی، حکایت‌هایی درباره ضرب‌المثل‌های عربی و حتی حکایت‌هایی درباره موجودات عجیب و غریب است. داستان این شماره درباره حاکمی به نام حجاج است که روزها با لباس مبدل در شهر می‌گشت تا از اوضاع و احوال مردم با خبر شود. روزی وقتی حجاج در بازار قدم می‌زد متوجه شیرفروشی شد که داشت با خودش حرف می‌زد. او با کنجکاوی در گوشه‌ای پنهان شد و به حرف‌های شیرفروش خیال‌باف گوش سپرد...

مهمان سرزده

معرفی کتاب
الیزه خانم مسن قصه‌ما خیلی تنهاست. او از همه چیز می‌ترسد، برای همین هیچ‌وقت از خانه بیرون نمی‌رود. چون از تمیز و مرتب بودن خوشش می‌آید؛ مدام خانه را تمیز می‌کند. تا اینکه یک روز داخل خانة الیزه یک چیز عجیب اتفاق می‌افتد. الیزه اول با وحشت به آن چیز نگاه می‌کند و بعد آن را برمی‌دارد و در شومینه می‌اندازد. صبح روز بعد امیل در خانه الیزه را می‌زند و برای یافتن موشک کاغذی‌اش وارد خانه الیزه می‌شد و روز متفاوتی را برای الیزه رقم می‌زند..

ویلوی خجالتی

معرفی کتاب
ویلو خرگوشه توی صندوق پستی دورافتاده‌ای زندگی می‌کرد. او خیلی دوست نداشت از خانه‌اش بیرون برود و ترجیح می‌داد توی خانه‌ی دنج و راحتش بماند، راستش او خیلی خجالتی بود. اما روزی از روزها، یک پاکت آبی افتاد توی خانه‌اش. او باید این نامه را به دست صاحبش می‌رساند، اما چگونه؟ ...