Skip to main content

هیزم‌های طلایی (مجموعه داستان نوجوان)

معرفی کتاب
داستان «هیزم‌های طلایی» روایت ساده اما سرشار از خیال‌پردازی معنوی است. نویسنده از زبان راوی، تجربه‌ای شبه‌رؤیاگونه را روایت می‌کند که در آن فرشته‌ها، پیامبر اسلام (ص) و خانواده‌اش در فضایی آسمانی حضور دارند و حتی جبرئیل نیز مشتاق پیوستن به این جمع نورانی است. در داستان می‌خوانیم: «ناگهان دیدم در آسمان سر و صدایی بلند شد. فرشته‌ها به سمت من نگاه می‌کردند. جبرئیل، به خدا گفت: به من هم اجازه می‌دهی که به جمع آن‌ها بپیوندم؟ او از خدا اجازه می‌خواست، در حالی که پیامبر و خانواده‌اش خودشان مرا به جمع‌شان دعوت کرده بودند.»

مثل خائف

معرفی کتاب
در این مجموعه‌ با عنوان «مثل خائف»، پنج داستان با هدف ترویج سیره پیامبر اسلام (ص) با داستان‌نویسیِ خلاقانه و هنری آمده است. مثل خائف، با نثری ادبی و تصویری، داستانی است آمیخته با نور، رنج، ایمان و رهایی. فضای داستان با عناصر طبیعت، اشارات معنوی و توصیفاتی شاعرانه، حال‌وهوایی خاص و روحانی دارد. برخلاف روایت‌های مستقیم و سنتی از سیره نبوی، این اثر تلاش می‌کند با زبان داستان و ادبیات معاصر، مخاطب را به تجربه‌ای حسی و شخصی از معنویت و نور نزدیک کند. در بخشی از داستان آمده است: «حس می‌کردی تمام دنیا در دستانت است. حس می‌کردی خدا را داری. زمین و آسمان را، برگ و بار، باد و باران، قوس و قزح، رنگین‌کمان، چراغ چراغ نور. سرانجام شب به سر آمده بود. شب بی‌پایان درد و غم به پایان رسیده بود؛ همان‌گونه که می‌خواستی. باران رحمت خداوند و پیامبرش چه زیبا بر تو باریده بود. چه زیبا تو را از تاریکی به نور و روشنایی گذر داده بود.»

چتری برای پیامبر (ص)

معرفی کتاب
در کتاب «چتری برای پیامبر» پیامبر در تپه‌های سوزان مدینه به همراه نمازگزاران از خداوند طلب باران می‌کنند و خداوند درخواست آنها را اجابت می‌کند و باران می‌بارد. این داستان سرگذشت ابری را بیان می‌کند که بر آنان بارید. ابری که علیرغم میل باطنیش برای ادامه‌ی حیات و دیدن زیبایی‌های دنیا، به دلیل درخواست پیامبر با اینکه مدت زمان کوتاهی از تولدش می‌گذشت از خودگذشتگی و ایثار می‌کند و بر آنان می‌بارد و در رودهای بهشتی جاری می‌شود. در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم: «ما بالاخره باید بباریم، چه بهتر که این‌جا بباریم. جایی بهتر از این‌جا نیست. بگذارید بر مردمی بباریم که مشغول نماز خواندن هستند. بگذارید بر چهره‌ی این مرد ببارم».

خوشه پروین

معرفی کتاب
کتاب حاضر، داستان بلندی است از سفری در دو دنیای متفاوت که در مورد اتفاقاتی که در آینده‌ای بسیار دور، بر روی کره زمین و در سیاره پروین رخ می‌دهد و حوادث گاه ترسناک و گاه امیدبخش آن از زبان قهرمان داستان که با عشق و امید در این راه قدم برمی‌دارد، بیان می‌شود و به شرح حالات و روحیات بشریت در زمان آخرین فرمانروای روی زمین و سرانجام آن که با غلبه نیکی بر بدی پایان می‌یابد، می‌پردازد.

جشن به یادماندنی

معرفی کتاب
کتاب «جشن به یاد ماندنی» به زبانی ساده، اهتمام خانواده‌ها به برپایی جشن میلاد حضرت امام زمان علیه السلام و توجه و کمک آن حضرت به برپا دارندگان این جشن و دلدادگان حضرتش را، روایت نموده‌ است. در کتاب می‌خوانی: «پاهایم داشت شُل می‌شد. برایم باورکردنی نبود. می‌خواستم مثل پدر که دیشب پشت در نشست و گریه کرد، روی زمین بنشینم و گریه کنم. فکر می‌کردم این چه‌جور آدمی است که خودش یک کیلو برنج در خانه ندارد ولی گونی‌گونی برنج درِ خانه‌‎ی مردم می‌برد تا آبروی آنها را حفظ کند و به کسی، حتّی خانواده‎اش، هم چیزی نمی‌‎گوید. تنها یک جواب برایش داشتم؛ همانی‌که آن شب پدر گفت: «این آدم، مرد خداست» و پدر درست می‌‎گفت که: «صاحب جشن، ما نیستیم. او که صاحب جشن است، خودش وسیله‌اش را هم فراهم می‌‎کند.»

در میان زنجیرها

معرفی کتاب
کتاب «در میان زنجیرها» نویسنده با قلم روان، قصّه دلاور مردی به نام عبدالله‌بن‌عفیف را روایت می‌کند که چشم‌هایش را در رکاب امام علی(ع) در جنگ‌های جمل و صفین از دست داده بود و دختر شجاع او «صفیّه» از او پرستاری کرده است و در جنگ با لشکریان یزید از او حمایت می‌کرد. در کتاب می‌خوانیم: «بابا درست وسط میدان بود و من هم شده بودم چشم‌هایش. وسط این هیاهو احساس می‌کردم مثل پرنده‌ای داخل قفس گرگ‌های درنده اسیر شده‌ام و راه فراری ندارم، جز این که بمانم و مبارزه کنم. سربازها حمله کردند، بابا عبدالله را گرفتند؛ روی زمین کشیدند. پاهایش روی زمین کشیده می‌شد. فقط زیر لب یک اسم را می‌گفت: آن هم «حسین بود»»



سیاه، سفید

معرفی کتاب
کتاب «سیاه، سفید» داستانی نمادین درباره تحول درونی و بازگشت به ارزش‌های انسانی است. کتاب داستان زندگی یک عنکبوت به نام «سیاه» را روایت می‌کند که در ابتدا بدجنس‌ترین، تنبل‌ترین و سنگدل‌ترین موجود شناخته می‌شود. او زندگی‌اش را با تنیدن تار، شکار و خواب سپری می‌کند تا زمانی که صدای یک فرشته الهی او را به انجام مأموریتی خاص دعوت می‌کند و او به محافظت از بزرگترین انسان تبدیل می‌شود.

جشن تکلیف مبارک

معرفی کتاب
ورود نوجوانان به سن بلوغ و مکلف‌شدن در برابر اوامر الهی، محوری‌ترین نقطه تربیت محسوب شده و تحولی عظیم در رشد نوجوان و نقطه ثقل در تربیت دینی محسوب می‌شود که شیرین‌کردن آن در نظر نوجوان تأکید و توصیه شده است. کتاب «جشن تکلیف مبارک» داستانی با موضوع جشن تکلیف دختران است. داستان در برگیرنده رقابت دو دوست برای حضور در اقامه نماز جشن تکلیف در حضور والدین دانش‌آموزان است که با روایتی شیرین و آموزنده جهت آشنایی نوجوانان با جشن تکلیف و آنچه به آن موظف و مکلف می‌شوند پرداخته و در انتهای کتاب نماز را گام‌به‌گام به صورت مصوّر آموزش داده است.

تقابل شیطان با نماز

معرفی کتاب
این کتاب با بیان مثال‌هایی ساده و زیبا، اهمیت نماز را به‌عنوان نخ تسبیح و ستون دین یادآور می‌شود. نویسنده نشان می‌دهد که شیطان برای نابودی ایمان، مستقیماً به سراغ نماز می‌رود؛ زیرا با سقوط آن، سایر خوبی‌ها نیز از بین می‌روند. در ادامه، دشمنی‌های شیطان با نماز بررسی شده و راهکارهایی برای مقابله با این نقشه‌ها ارائه می‌گردد تا انسان بتواند ایمان و بندگی خود را حفظ کند.

سقای کربلا

معرفی کتاب
کتاب «سقای کربلا» داستانی ساده و تأثیرگذار است که کودکان را با بخشی از شخصیت والای حضرت عباس (سلام‌الله‌علیه) آشنا می‌کند. این داستان با روایت‌هایی از واقعه عاشورا، وفاداری، شجاعت و اطاعت ایشان از امام حسین(ع) را به زبانی قابل فهم نشان می‌دهد. کتاب تلاش می‌کند مفاهیمی چون ایثار، مسئولیت‌پذیری و عشق به امام را در دل کودکان بنشاند و الگویی روشن از فداکاری ارائه دهد.