ماشین زمان
معرفی کتاب
داستان ماشین زمان یکی از رمانهای علمی و تخیلی جهان است که به آرزوی همیشگی انسان یعنی حرکت در زمان و سفر به آینده میپردازد. این داستان ماجرای دانشمندی را روایت میکند که میتواند دستگاهی بسازد که در زمان سفر کند. سفر او با این ماشین اتفاقات مهمی را برای این دانشمند رقم میزند. داستان فضایی تخیلی و فراواقعی دارد و با اقتباس از یکی از مهمترین رمانهای جهان نوشته شده است.
آلیس در سرزمین عجایب
معرفی کتاب
آلیس دختری بود مثل همه دخترها، او خیالپرور، کنجکاو و علاقمند به ماجراهای هیجانانگیز بود. آلیس دختری معمولی بود تا قبل از اینکه به سرزمینی عجیب وارد شود. یک روز آلیس خرگوش سفیدی را میبیند و آن را دنبال میکند و به سرزمینی جادویی وارد میشود که ملکهایی بدجنس بر آنجا حکومت میکرد. آنجا سرزمینی بود که هر اتفاق عجیب و غریبی در آن اتفاق میافتد. سرزمینی که در آن موجوداتی عجیب وجود داشتند؛ هزارپایی که حرف میزد، تولهسگی که به اندازه یک اسب بزرگ بود و گربهایی که رد یک چشم بههمزدن غیب میشد و دوباره ظاهر میشد....
گنجشک و پیرمرد مهربان
معرفی کتاب
پیرمرد قصهی ما یک روز گنجشک را از چنگال عقابی نجات میدهد و آن را با خود به خانه میبرد تا از او مراقبت کند. پیرمرد خیلی با این پرنده مهربان بود. اما همسر پیرمرد اصلاً از این پرنده خوشش نمیآمد و دنبال فرصتی بود که آن را از خانه بیرون کند. بچهها با خواندن این داستان یاد میگیرند که با حیوانات مهربان باشند و آنها را دوست داشته باشند.
مری پاپینز
معرفی کتاب
خانوادهی بنکس خیلی فوری به بهترین و کمخرجترین پرستار بچهی دنیا نیازمندند. شبهنگام، باد شدید شرقی، "مری پاپینز" را با کلاهی در یک دست و کیفی در دست دیگر به خانهی شمارهی هفت کوچهی گیلاس میآورد. برخلاف پرستارهای دیگر، همهی کارهای مری پاپینز عجیب و غریب است. از توی کیف خالیاش، یک عالمه وسیلهی شخصی و حتی میز و صندلی در میآورد! از نردههای سرسرا به طرف بالا سُر میخورد! و روزهای چهار فرزند خانوادهی بنکس را از ماجراهای هیجانانگیز و جادویی پُر میکند.
دختر فیلی
معرفی کتاب
جاما، دختر ماسایی باهوش و حساسی است که تصمیم میگیرد کلاس درس را ترک کند و به سمت آبخوری خارج از روستا برود. در آنجا با بچه فیلی دوست میشود و اورا امبگو مینامد. وقتی مادر امبگو مورد حمله شکارچیان قرار میگیرد، جاما و امبگو متهم به انجام دو قتل میشوند. اکنون پسر تازه واردی به نام لکو و پدر محیط بانش ممکن است تنها راه نجات آنها باشند...
صدا زدم باران
معرفی کتاب
صدا زدم باران داستان مردمی است که در یک جغرافیای خیالی در آخرالزمان زندگی میکنند. مردمی که دچار قحطی آب شدهاند و بر سر آب میجنگند.
در این سرزمین خیالی که میتواند همین شهر خود ما باشد، گروهی به دنبال احتکار ذخایر آبی، گروهی در فکر پوچ سفر به سیارهای دیگر و گروهی دیگر در حال مرگ از کمآبی هستند.
صدا زدم باران شما را با خود به این جهان خیالی میبرد؛ جهانی که مردمش در جستجوی آب به سرچشمهٔ تمام رودهای جهان میرسند؛ اما رسیدن به این سرچشمه نیازمند عبور از راهی دشوار است، که دیگر کسی به آن اعتقادی ندارد.
برای کشف راز رسیدن به آب، با معین همراه شوید.
در این سرزمین خیالی که میتواند همین شهر خود ما باشد، گروهی به دنبال احتکار ذخایر آبی، گروهی در فکر پوچ سفر به سیارهای دیگر و گروهی دیگر در حال مرگ از کمآبی هستند.
صدا زدم باران شما را با خود به این جهان خیالی میبرد؛ جهانی که مردمش در جستجوی آب به سرچشمهٔ تمام رودهای جهان میرسند؛ اما رسیدن به این سرچشمه نیازمند عبور از راهی دشوار است، که دیگر کسی به آن اعتقادی ندارد.
برای کشف راز رسیدن به آب، با معین همراه شوید.
بچههای راهآهن
معرفی کتاب
بچههای راه آهن از اول بچههای راه آهن نبودند. حتی فکر نمیکنم که درباره آن فکر میکردند یا چیز زیادی میدانستند. فقط این را میدانستند که راه آهن وسیلهای است برای رفتن به جاهای مختلف. آنها بچههای خیلی معمولیای بودند که با پدر و مادرشان در یک خانهی ویلایی در حومهی شهر زندگی میکردند. آنها خیلی خوشبخت بودند و اصلاً فکر نمیکردند که روزی این خوشبختی و راحتی تمام میشود و آنها مجبور میشوند زندگی متفاوتی را شروع کنند. اما این اتفاق افتاد؛ آن هم کاملاً ناگهانی و خیلی ترسناک....
پرونده قتل مرموز یک یا دو خفاش جوان
معرفی کتاب
پدر و پدربزرگ و شاید حتی جد این جغد دانا کارآگاه بودند و حالا او هم داشت همین راه را ادامه میداد و از حل کردن معماها خیلی لذت میبرد. یک روز خانم و آقای سوناریان خفاش به وسیله امواج به کارآگاه جغد خبر دادند که فرزندشان گم شده و از او کمک خواستند. جغد دانا هم دست به کار شد و لباس کارآگاهیاش را پوشید و دفترچه یادداشتش را برداشت و تحقیقات خودش را آغاز کرد...
نمکی و مارِعینکی
معرفی کتاب
در افسانهها آمده است نمکی دختری بود که برای نجات خواهرانش از دست غول، باید هفت در را میبست. اما شش در را بست و قبل از بستن در هفتم خوابش برد. اینبار اما نمکی پسری است که از افسانههای قدیمی بیرون آمده تا با کمک دوستانش مارعینکی و بارجو که یک الاغ پیر است به جنگ هفت دزد شرور برود و یاقوتهایی را که از پادشاه ربودهاند پس بگیرد. دزدها بسیار خطرناکاند و تنها صلاح نمکی هوش و زیرکی اوست.
بچههای راهآهن
معرفی کتاب
بچههای راه آهن از اول بچههای راه آهن نبودند. حتی فکر نمیکنم که درباره آن فکر میکردند یا چیز زیادی میدانستند. فقط این را میدانستند که راه آهن وسیلهای است برای رفتن به جاهای مختلف. آنها بچههای خیلی معمولیای بودند که با پدر و مادرشان در یک خانهی ویلایی در حومهی شهر زندگی میکردند. آنها خیلی خوشبخت بودند و اصلاً فکر نمیکردند که روزی این خوشبختی و راحتی تمام میشود و آنها مجبور میشوند زندگی متفاوتی را شروع کنند. اما این اتفاق افتاد؛ آن هم کاملاً ناگهانی و خیلی ترسناک....