پسر ستاره (داستان زندگی ابوعلیسینا)
معرفی کتاب
این کتاب به داستان زندگی ابوعلی حسینبنعبداللهبنحسنبنعلیبنسینا، معروف به ابوعلیسینا، اختصاص دارد که در غرب از او با نام «اوی سنا» یاد میشود. از این پزشک و شاعر ایرانی که از مشهورترین و تاثیرگذارترین فیلسوفان و دانشمندان ایران زمین است، آثاری چون « قانون» در طب و «شفا» و... به یادگار مانده است.
خانهی دوست
معرفی کتاب
متوکل عباسی، مردی مسیحی را نزد خود فرا میخواند. مرد مسیحی که بسیار نگران و پریشان است، نزد دوست مسلمان خود میرود و ماجرا را تعریف میکند و میگوید صد سکه نذر امام هادی(ع) کرده است. مرد به مرکز خلافت میرود، ولی قبل از دیدارش با خلیفه، امام هادی(ع) را ملاقات میکند و با آرامش نزد خلیفه میرود.
پرده و نسیم
معرفی کتاب
این قصه بخشی از زندگی امام هادی(ع) را روایت میکند. متوکل عباسی، خلیفه وقت و از مخالفان امام هادی(ع) درصدد است تا با آزردن امام و طراحی نقشههای مختلف ایشان را نزد مردم تحقیر کند. نقشه متوکل و نزدیکانش، با عنایت خدواند متعال به گونهای دیگر اجرا میشود و متوکل عباسی یکبار دیگر شکست میخورد.
شکار بزرگ، زاغ و مار
معرفی کتاب
روباه و شغال که چندروز است غذا نخوردهاند، با دیدن غازهای در حال پرواز نقشهای میکشند تا چند غاز شکار کنند. آنها تور بزرگی پهن میکنند و با برگ و شیره درخت روی آن را میپوشانند. غازها برای استراحت پایین میآیند، ولی پاهایشان به تور میچسبد. آنها برای نجات خود تصمیم میگیرند، کاری بکنند.
ویلیام تل دو برادر سرزمین جاوید
معرفی کتاب
کتاب حاضر در راستای اهداف آزمون بینالمللی «پرلز» و با توجه به علایق کودکان، دربردارنده داستانهای کوتاهی است که میتواند باعث ایجاد جرقهای در ذهن آنان برای کسب تجربه و پیشرفت شود. استفاده از راهنمایی و مشاوره، مهربان بودن، فکر کردن پیش از تصمیم گرفتن، از نکاتی است که در این داستانها به مخاطب منتقل میشود.
زخم دست پادشاه
معرفی کتاب
روزی اباقاخان، پسر هلاکو خان، پادشاه مغول، به شکار میرود و در حین شکار صدمه میبیند. با حرکتی ساده خونی که از زخم خارج میشود، بند میآید؛ اما پس از چند روز آن زخم به دُملی چرکین تبدیل میشود، به گونهای که هیچ کدام از طبیبان نمیتوانند پادشاه را درمان کنند، به همین سبب از خواجه نصیرالدین کمک میخواهند.
چاه و چاه کن
معرفی کتاب
این اثر بخشی از زندگی خواجه نصیرالدین طوسی، فیلسوف، ریاضیدان و منجم ایرانی را روایت می کند. هلاکو پادشاه مغول، به خواجه احترام بسیاری میگذارد؛ اما درباریان به خواجه حسادت میکنند و قصد دارند او را از بین ببرند، به همین دلیل توطئهای برپا میکنند. آیا آنان موفق میشوند، خواجه را به قتل برسانند؟