Skip to main content

اگر سیمون بلد بود...

معرفی کتاب
سیمون در کوهستان زندگی می‌کند و از منظره‌ی بسیار قشنگ و سکوت و آرامش آن لذت می‌برد. سیمون در زندگی هیچ مشکلی نداشت تا این‌که یک روز سَروصداهای عجیبی شنید. حالا زندگی سیمون دیگر آرام نبود. آدم‌ها به کوهستان آمده بودند و...
این کتاب با موضوع مدیریت خشم، توجه به حقوق دیگران، مهربانی، محافظت از محیط زیست و... نگارش شده است.

کلاهبرداری کوسه

معرفی کتاب
مجموعه کتاب‌های سواد مالی کودکان را با مفاهیم و مسائل مالی مانند پس‌انداز، خرید، فروش، بدهی و سود و زیان آشنا می‌کند و به انها شیوه صحیح مدیریت مالی در زندگی را با کمک داستان آموزش می‌دهد. در این داستان با عنوان «کلاهبرداری کوسه»، به تازگی دو کوسه‌ به اهالی جزیره‌ی گالاپاگوس پیشنهادهای سرمایه‌گذاری وسوسه‌کننده‌ای می‌دهند. در جزیره شایعه شده کسانی که این پیشنهادها را قبول کرده‌اند پولشان در مدت کوتاهی، دو برابر شده است. همه برای همکاری با آنها مشتاق‌اند. همه به غیر از بِس. بِس که به این پیشنهادها مشکوک است، درباره‌‌ی آنها از کوسه‌ها س<ال‌های زیادی می‌کند تا این‌که بالاخره...

حمله‌ اژدهای زیرشلواری

معرفی کتاب
داستان در مورد یک اژدهاست که در زیرشلواری یک پسر گیر می‌کند. این اژدها شروع به ایجاد دردسر و خرابکاری می‌کند و پسر باید راهی برای خلاص‌شدن از شر او پیدا کند. کتاب «حمله اژدهای زیرشلواری» داستانی درباره‌ سخت‌کوشی، شجاعت، استفاده از تجربه‌ها و مهربانی با دیگران است که برای کودکان می‌تواند مفید باشد.

بازگشت اژدهای زیرشلواری

معرفی کتاب
این کتاب، یک داستان طنزآمیز و ماجراجویانه است که برای کودکان نوشته شده است. این کتاب به دلیل ترکیب طنز، تخیل و ماجراهای جذاب، می‌تواند به سرعت توجه خوانندگان جوان را به خود جلب کند. داستان درباره اژدهایی است که به سرزمین خود بازگشته و در یک غار مخفی شده است. این کتاب با زبانی ساده و روان، مفاهیمی مانند دوستی، شجاعت و حل‌مسئله را به مخاطبان خود آموزش می‌دهد.

گورکن ناقلا

معرفی کتاب
گورکن ناقلا مدام سربه‌سر حیوانات جنگل می‌گذارد و با شوخی‌هایش همه را اذیت می‌‌کند. همه‌ی ساکنان جنگل از کارهای او شاکی و ناراضی هستند و دلشان می‌خواهد درس خوبی به او بدهند. تا این‌که یک روز... داستان پر ماجرای گورکن ناقلایی که شیطنت‌ها و اذیت‌هایش او را به دردسر بزرگی می‌اندازد. کودک در این داستان با اهمیت دوستی، بخشش، و کمک به دیگران آشنا می‌شود.

گورکن ناقلا و پارلای بلا

معرفی کتاب
گورکن ناقلا این بار از شهر سر درمی‌آورد. او که همیشه دنبال شیطنت و اذیت کردن حیوانات جنگل بود، حالا در شهر با کسی شبیه خودش دوست شده و قرار است حسابی با هم ماجراجویی کنند. اما دردسر وقتی شروع می‌شود که... داستانی درباره‌ی کمک به دوستان در وقت خطر، اهمیت احترام به قوانین و مراقبت از محیط زیست جنگل‌ها و ساکنان آن است.

روی تخت‌خواب خودت بخواب!

معرفی کتاب
کوچولو حالا بزرگ شده. مادرش به او می‌گوید که دیگر می‌تواند در اتاق خودش و روی تخت‌خواب خودش بخوابد. او از این بابت خیلی خوشحال است، ولی تنها خوابیدن مشکلات خودش را دارد. حالا با هیولای زیر تخت‌خوابش چه‌کار کند یا سایه‌هایی که او را دنبال می‌کنند؟ وای مادر کجایی؟ چه کسی قرار است با آنها بجنگد؟ نکند خود کوچولو؟ ‌! این کتاب درباره‌ی آموزش مستقل بودن به کودک و پرورش حس اعتمادبه‌نفس و احساس امنیت در اوست.

دست‌هایت را بشور!

معرفی کتاب
مادر دایناسور کوچولو اصرار دارد که او بعد از برگشتن از پارک و بازی کردن، دست‌هایش را بشوید ولی کوچولو دلیلی برای این کار نمی‌بیند. به نظرش دست‌هایش تمیز است و مادرش هم بیخودی سخت می‌گیرد و اصرار می‌کند. آخر کدام میکروب؟ کسی چیزی روی دست‌های کوچولو می‌بیند؟ ! کتابی در مورد آموزش رعایت بهداشت شخصی، توانایی انجام کارها و داشتن احساس بزرگ‌تر شدن و مسئولیت‌پذیری در کودک.

خداحافظی با پوشک

معرفی کتاب
کوچولو دیگر بزرگ شده. حالا وقتش است که کم کم پوشکش را کنار بگذارد و از لگن کودک استفاده کند. البته که این کار خیلی آسانی نیست. او هنوز در این کار ناشی و بی‌تجربه است و طبیعی است که گاهی اشتباه ‌کند. بعضی وقت‌ها عجله می‌کند و بعضی وقت‌ها هم خیلی طولش می‌دهد و کارها خراب می‌شوند. ایرادی ندارد. همه می‌دانیم که کوچولو تازه اول راه است و هنوز باید یاد بگیرد. این کتاب درباره‌ی پرورش اعتمادبه‌نفس، استقلال، توانایی کنترل بدن، مسئولیت‌پذیری و... در کودک است.

موش شهری و موش روستایی، گربه و موش‌ها، خرگوش و لاک‌پشت

معرفی کتاب
«افسانه‌های ازوپ» مجموعه‌ای از حکایت‌های کوتاه تمثیلی است که به ازوپ، قصه‌گوی یونانی، نسبت داده می‌شود. در این افسانه‌ها عمدتاً حیوانات، شخصیت‌های داستان هستند و با زبان آنان، درس‌ها و اصول اخلاقی ساده و پایه‌ای ارائه می‌شود. داستان این جلد از مجموعه مذکور: یک روز موش شهری به دیدن پسر عمویش موش روستایی رفت. موش روستایی با خوشحالی از او پذیرایی کرد و با روی خوش غذای اندکی که داشت جلوی او گذاشت. موش شهری غر زد که تو چطور به این غذای ساده و کم راضی می‌شوی؟ به شهر بیا تا به تو نشان بدهم زندگی کردن یعنی چه. آن‌ها به شهر رفتند. آخر شب وارد رستوران بزرگی شدند و شروع کردند به خوردن باقی‌مانده‌ی غذاهای شب گذشته که ناگهان...