پروژه برنابا
معرفی کتاب
هیچ چیز غیر ممکن نیست! درک این جمله، هدف نویسنده است که به زیبایی آن را پردازش کرده است. برنابا در یک آزمایشگاه مخفی زندگی میکرد. نصفش فیل و نصف دیگرش موش بود. در میان موجودات کامل و بیعیب و نقص، برنابا یک پروژهی ناقص بود. او که همهی عمرش زیر حباب شیشهای زندگی کرده، تنها آرزویش این است که حباب را بردارد و آزاد شود. کتابی دربارهی شجاعت، تلاش، کار تیمی و امیدواری میباشد همچنین نور امید به خوبی در داستان دیده میشود.
هزارپای پا شکسته
معرفی کتاب
کتاب «هزارپای پا شکسته» دربارهی قدرشناسی، مهربانی و کار جمعی نگارش شده است. یک روز پاهای پنجم هزارپا شکست و دوستانش بهسرعت برای کمک به خانهاش رفتند. آنها سعی میکردند هر طور میتوانند به هزارپا کمک کنند، اما او از همهچیز ناراضی بود و مدام بهانه میگرفت. دوستانش کلافه بودند ولی اعتراضی نمیکردند تا اینکه...
همین حالا روی کره زمین: موقعیتمان را در زمان و فضا پیدا میکنیم
معرفی کتاب
کتاب حاضر در زمینهی آشنایی با نجوم، سیارههای منظومهی شمسی و شرایط زندگی انسانها بر روی زمین از آغاز تا اکنون را روایت میکند. سیارهی زمین تنها مکان در منظومهی خورشیدی ماست که همهی انسانها از زمانی که بهدنیا آمدهاند در آن زندگی کردهاند. ما همیشه فکر میکردیم کرهی زمین خیلی بزرگ است اما حالا میدانیم که زمین در مقایسه با فضا، آنقدرها هم بزرگ نیست. میخواهید دوری بزنیم و با چشمهای خودتان ببینید؟ به سمت ماه میرویم...
پسر دوستداشتنیام (مادر)
معرفی کتاب
کتاب «پسر دوست داشتنیام (مادر)» مجموعهای از جملات محبت آمیز مادرانه خطاب به پسرها است که خواندن آن از سوی والد برای کودک، میتواند ارتباط آنها را صمیمیتر از قبل کند. در واقع کودک در کنار رفتارهای محبت آمیز والدین، به محبت کلامی نیز نیاز داشته که این کتاب در همین راستا نوشته شده است. زمانی که این جملات از زبان شما جاری میشوند، کودک در کنار شما احساس امنیت و آرامش کرده است و بیش از قبل به شما عشق میورزد. این کتاب دربارهی صحبتهای مهربانانه و جرأتبخش مادری به پسرش میباشد.
جوجهتیغی کوچولو کجاست؟
معرفی کتاب
کودکان دنیای اطرافشان را از دریچه بازی، تخیل و داستان تجربه میکنند. به همین دلیل، داستانها یکی از مؤثرترین ابزارها برای آموزش مهارتهای مهم زندگی مثل مدیریت استرس، حل مسئله و همدلی هستند. قصهگویی به بچهها این امکان را میدهد که خود را جای شخصیتها بگذارند، احساساتشان را تجربه کنند و راههای مواجهه با موقعیتهای سخت را یاد بگیرند. بسیاری از کودکان در موقعیتهایی مثل جدایی از والدین، رفتن به مهد یا مدرسه، دچار نگرانی و اضطراب میشوند و نمیدانند چگونه آن را کنترل کنند. حتی ممکن است نتوانند درباره احساساتشان صحبت کنند، چون هنوز شناخت درستی از آن ندارند. داستان«جوجهتیغی کوچولو کجاست؟» با زبانی ساده و قابل فهم، راههای آرامسازی ذهن، بیان احساسات و کمک گرفتن از دیگران را، به شکلی لطیف و کودکانه به مخاطب خود میآموزد و مفاهیم همدلی، اضطراب و همراهی را برای کودک معنا میکند و به کودک نشان میدهد که او تنها نیست و این احساسات قابل درک و مدیریت هستند.
سفر پرماجرای بچهفک
معرفی کتاب
بچه فوکی به اسم نوکا با درآوردن خزهای جدید در بدنش به همراه مادرش کوچ میکند. او باید به سرزمین تازهای برود. ولی نمیتواند دل از دوستان صمیمی خود بکند. بین راه برمیگردد اما گم میشود. درنهایت والی به اسم آتکا به او کمک میکند تا همراهان خود را پیدا کند.
این داستان دربارهی مهاجرت و بزرگ شدن است. کتاب میخواهد این را بگوید که در هنگام بزرگ شدن یک سری دوستیها و علایق کودکی را از دست میدهیم. اما در مسیر بالغ شدن دوستیها و آشناییهای جدیدی شکل میگیرد.
این داستان دربارهی مهاجرت و بزرگ شدن است. کتاب میخواهد این را بگوید که در هنگام بزرگ شدن یک سری دوستیها و علایق کودکی را از دست میدهیم. اما در مسیر بالغ شدن دوستیها و آشناییهای جدیدی شکل میگیرد.
آهسته نوک بزن دارکوب
معرفی کتاب
کتاب «آهسته نوک بزن دارکوب» درباره دارکوبی است که نوکش در تنه یک درختِ پوسیده گیر میکند. دوستش برای کمک به او سراغ بقیه حیوانات جنگل میرود اما در نهایت متوجه میشود که این خود اوست که باید به دارکوب گیرافتاده در تنه درخت کمک کند
قصه این کتاب درباره کمک به دیگران است و اینکه در هنگامه کمک بهتر است حواسمان را جمع کنیم تا بتوانیم به شکلی موثرتر کار کمکرسانی را انجام دهیم.
قصه این کتاب درباره کمک به دیگران است و اینکه در هنگامه کمک بهتر است حواسمان را جمع کنیم تا بتوانیم به شکلی موثرتر کار کمکرسانی را انجام دهیم.
زیبا در قفس
معرفی کتاب
دوست داشتن عزیزان بهترین حس دنیاست اما به شرطی که از این دوست داشتن برای دیگران قفسی نسازیم و کاری نکنیم آنهایی که برای ما مهم هستند، داخل قفسی که از این دوست داشتن ساختهایم اسیر شوند، بهگونهای که زبانشان بند بیاید، دستشان بسته شود و نتوانند هیچ کاری انجام دهند. دخترک این داستان هم در ابتدا همین کار را کرد. او علاقهی ویژهای به پرندهاش داشت چون از وقتی جوجه بود آن را بزرگ کرده و مهمتر اینکه اسم مادرش را رویش گذاشته بود. ترس از دست دادن پرنده همچون وحشت رفتن مادر او را دچار چنان هراسی کرده بود که حتی اجازه نمیداد پرنده در بالکن و در هوای تازه بماند. دخترک تصور کرد با گذاشتن پرنده در قفس از او مراقبت میکند و این اشتباهی است که بسیاری از ما در مورد دوستان، فرزندان و افراد خانوادهی خود مرتکب میشویم. حتی بزرگترها هم نگران از دستدادن دوستیهایشان هستند. دوستی واقعی هیچگاه از بین نمیرود.
ستاره دنبالهدار
معرفی کتاب
دخترک داستان به دلایلی نمیتواند صاحب عروسکی شود که آن را پشت ویترین مغازهای دیده، پس آرزو میکند و به عالم خیال پناه میبرد. او با پناهبردن به یک افسانه که ستارههای دنبالهدار آرزوها را برآورده میکنند در انتظار میماند. داشتن آرزو که معمولاً از خیال ما سرچشمه میگیرد نهتنها بد نیست که حتی لازم است. اصلاً اگر کسی آرزویی نداشته باشد نمیتواند برای آینده خود برنامهریزی کند و حتی ممکن است زندگی او پوچ و بیمعنی شود. اما اینکه چه آرزوی کنیم و سازوکار برآورده شدن آرزو چگونه باشد هم خیلی مهم است. آیا همانطور که در عالم خیال آرزو میکنیم باید برآورده شدن آن را هم در همان عالم خیال ببینیم؟
مردها گریه میکنند
معرفی کتاب
شاید شما هم شنیده باشید که افراد زیادی میگویند: مردها که گریه نمیکنند! پسرها که گریه نمیکنند! از نظر این افراد گریه کردن مردها و پسرها نشانه ضعف آنهاست. در صورتی که این تصور غلط است. امروزه مطالعات علمی نشان داده که گریه کردن مرد یا زن و بهطور کلی انسان رفتاری طبیعی و سالم است که زیربنای زیستی و اجتماعی دارد و سرکوب کردن آن بسیار مخرب و اشتباه است. آدمها وقتی پس از تجربه غم، ترس، نگرانی یا فشار روانی اشک احساسی میریزند، تخلیه میشوند و جسم و روحشان به تعادل میرسد. برای درک اهمیت این موضوع نویسنده این کتاب، داستان پدر و پسر نگرانی را روایت میکند که نمیدانند چطور میشود از دست این نگرانی خلاص شد. آنها فکر میکنند گریهکردن نمیتواند به کاهش نگرانشان کمکی کند و باور دارند که مردها گریه نمیکنند...