من مدرسهام را دوست دارم: بهترینها از زبان بچهها
معرفی کتاب
کتاب «من مدرسهام را دوست دارم» از مجموعهی «زیباترین احساسات و عواطف» است. این کتاب برای کودکانی است که برای اولین بار وارد مهدکودک یا پیشدبستانی میشوند یا از مدرسه رفتن کمی استرس دارند. نویسنده سعی کرده است نشان دهد مدرسه مکانی است برای: یادگیری چیزهای جدید مثل: خواندن، نوشتن، شمارش و کشف دنیای اطراف. یافتن دوستان جدید مثل: با هم بازی کردن و به هم کمک کردن. تجربه هیجان: هیجان بازگشت به خانه برای تعریف کردن اتفاقات روزانه. هدف این کتاب، تبدیل “ترس از ناشناخته” به “اشتیاق برای کشف” است و پیوند عمیقی بین حس کنجکاوی و محیط مدرسه ایجاد میکند.
من برادرم را دوست دارم: بهترینها از زبان بچهها
معرفی کتاب
کتاب «من برادرم را دوست دارم» از مجموعهی «زیباترین احساسات و عواطف» است. این داستان بر همکاری، بازیهای مشترک و حمایت متقابل بین برادرها تمرکز دارد. نکات اصلی که در این کتاب مطرح میشود: برادران با هم ماجراجوییهای هیجانانگیز را تجربه میکنند (ساختن قلعه، بازی فوتبال و…). یاد میگیرند که چگونه مشکلات کوچک را با هم حل کنند. تأکید بر این است که حتی اگر گاهی اوقات برای بازی دعوا کنند، در نهایت همیشه پشت و پناه یکدیگر خواهند بود. این کتاب برای کودکانی که به تازگی صاحب برادر شدهاند یا در حال یادگیری اشتراکگذاری هستند، بسیار مفید است.
من پدربزرگم را دوست دارم: بهترینها از زبان بچهها
معرفی کتاب
کتاب «من پدربزرگم را دوست دارم» از مجموعهی زیباترین احساسات و عواطف است. این کتاب دربارهی رابطهی صمیمی و پرمهر میان یک نوه و پدربزرگش است. در قالب تصاویر و جملات ساده، کودک روایت میکند که چرا پدربزرگش را دوست دارد: چون با او بازی میکند، داستان میگوید، با حوصله گوش میدهد، و همیشه باعث آرامش و شادی اوست. داستان با لحنی شاعرانه و صمیمی نوشته شده تا کودک مفهوم عشق خانوادگی، احترام، و قدردانی را بهصورت احساسی درک کند.
بابا دنیا را برای من میآورد
معرفی کتاب
داستان کتاب «بابا دنیا را برای من میآورد»، روایتی صمیمانه و پر مهر است از پدر و دختری که به دلیل سفرهای کاری پدر از هم دور هستند و نوآوری و غنای فرهنگهای جهان را به ما نشان میدهد و آن را میستاید. خیلی از پدر و مادرها با قطار، اتوبوس یا ماشین خودشان سرکار میروند، اما پدر لو، نه. او از دل کوهها، صحرا و اقیانوسها مسیرش را پیدا میکند و هر بار با جیبی پر از سوغاتی به خانه برمیگردد.
من و لونا
معرفی کتاب
کتاب «من و لونا» داستان جولیا است که به او لقب پروانه داده بودند و در جنگل گم میشود و با درختی روبرو میشود که قرار است قطع شود. او به جای دور شدن، تصمیم میگیرد در آن درخت زندگی کند و به این ترتیب، اعتراض خود را به نابودی درخت و جنگل نشان میدهد. این کتاب، داستانی زندگینامهای و سرگرم کننده است که به شیوهای مسالمت آمیز، به کودکان میآموزد که میتوانند با استقامت و تلاش، به اهداف خود برسند و در دنیای اطرافشان تغییر ایجاد کنند. این کتاب به مضامین شجاعت، پشتکار و اهمیت محافظت از محیط زیست میپردازد و به کودکان یاد میدهد که حتی در سنین پایین میتوانند در دنیای اطراف خود تفاوت ایجاد کنند.
مثل من، مثل تو
معرفی کتاب
کتاب «مثل من، مثل تو»، داستان دوستی دو دختر به نامهای ونسا و تولسی است که از طریق نامهنگاری با هم آشنا میشوند. ونسا در تانزانیا و تولسی در کوهستانهای آمریکا زندگی میکنند. این دو دختر تجربیات و دیدگاههای خود را درباره زندگی، خانههایشان، علایق و آرزوهایشان با هم به اشتراک میگذارند و در نهایت به یک دوستی عمیق و صمیمانه میرسند.
شبیه شبیه اما متفاوت
معرفی کتاب
کتاب «شبیه شبیه اما متفاوت»، یک داستان مصور برای کودکان است که به تفاوتهای فرهنگی و شباهتهای انسانی میپردازد. داستان درباره دو کودک به نامهای الیوت و کیلاش است که هر کدام در یک کشور مختلف زندگی میکنند و در ابتدا به نظر میرسد که تفاوتهای زیادی با هم دارند. الیوت در شهر زندگی میکند و کیلاش در روستا. وسایل بازی، نوع مدرسه و حتی نحوه گذراندن اوقات فراغت آنها متفاوت است. اما با پیش رفتن داستان، آنها متوجه شباهتهای خود میشوند: هر دو به مدرسه میروند، دوستانی دارند، از درخت بالا میروند، نقاشی میکشند و به خانواده خود کمک میکنند. در نهایت، آنها متوجه میشوند که اگرچه زندگیهایشان ظاهراً متفاوت است، اما در بسیاری از جنبهها شباهتهای اساسی دارند.
چشم بازیگوش من
معرفی کتاب
کتاب «چشم بازیگوش من» یک داستان تصویری برای کودکان است که به بررسی تخیل و دیدگاه متفاوت از دنیای اطراف میپردازد. داستان درباره دختری کوچک به نام جنی سو است که با وضعیت پزشکی به نام «چشم تنبل» روبهرو است. در حالی که چشم دیگرش دنیای معمولی را میبیند، چشم بازیگوش او قادر است که اشیاء و محیط اطراف را به شیوههای غیرمعمول و خلاقانهای تصور کند. بهطور مثال، درختها به هیولاهای پشمالو، قلعههای باشکوه یا موجودات فضایی عجیب و غریب تبدیل میشوند. این چشم بازیگوش به جنی سو کمک میکند تا دنیا را به عنوان یک زمین بازی خلاقانه ببینید و زندگی روزمرهاش را با ماجراجویی و هیجان پر کند. از طریق این داستان، کودکان میآموزند که میتوانند به جای دیدن جهان به صورت معمول، آن را از زاویهای متفاوت و جالبتر تماشا کنند. تخیل بهعنوان یکی از مفاهیم کلیدی کتاب برجسته میشود و قدرت آن را در ایجاد دنیایی پر از شادی و سرگرمی نشان میدهد.
قصههای خرگوش کوچولو و مامانش
معرفی کتاب
یکی از مفاهیم مهمی که در اولین دوره تربیتی انسان باید مورد توجه قرار گیرد، دریافت محبت از امنترین اشخاص زندگی انسان یعنی والدین است که در ایجاد و استحکام عزتنفس کودکان و ایجاد حس بیبدیل امنیت نقش ویژهای ایفا میکند. در کتاب «قصههای خرگوشکوچولو و مامانش» ارتباط والد و کودک در سایه عشق و محبت بیدریغ به تصویر کشیده شده است و طعم شیرین آرامش در سایه امنیت حضور والدین به کودک چشانده میشود. این کتاب شامل پنج داستان «حدس بزن چهقدر دوستت دارم»، «حدس بزن توی بهار چهقدر دوستت دارم»، «حدس بزن توی تابستان چهقدر دوستت دارم»، «حدس بزن توی پاییز چهقدر دوستت دارم»، «حدس بزن توی زمستان چهقدر دوستت دارم» است که در هر یک، با استفاده از گزارههایی که در طبیعت وجود دارد، عشقورزیدن و محبتکردن را به کودک میآموزد.