نپرندهها
معرفی کتاب
کتاب «نپرندهها» داستانی انگیزشی، همراه با متنی ساده و قابلفهم است که به خوانندگان مفاهیم مهمی مانند: پشتکار و همت را آموزش میدهد. سه دوست پرنده نمیتوانند پرواز کنند. آنها به دوستان در حال پروازشان نگاه میکنند، اما غصه نمیخورند. چون مصمماند که پرواز کنند. آنها خیالپردازی میکنند، خلاقیتشان را به کار میگیرند، نقشه میکشند، محاسبه میکنند، مدلها و نمونههایی میسازند، اشتباه میکنند، شکست میخورند، اما تسلیم نمیشوند. آنها پرندهاند و مصمماند که پرواز کنند.
جشن به یادماندنی
معرفی کتاب
کتاب «جشن به یاد ماندنی» به زبانی ساده، اهتمام خانوادهها به برپایی جشن میلاد حضرت امام زمان علیه السلام و توجه و کمک آن حضرت به برپا دارندگان این جشن و دلدادگان حضرتش را، روایت نموده است. در کتاب میخوانی: «پاهایم داشت شُل میشد. برایم باورکردنی نبود. میخواستم مثل پدر که دیشب پشت در نشست و گریه کرد، روی زمین بنشینم و گریه کنم. فکر میکردم این چهجور آدمی است که خودش یک کیلو برنج در خانه ندارد ولی گونیگونی برنج درِ خانهی مردم میبرد تا آبروی آنها را حفظ کند و به کسی، حتّی خانوادهاش، هم چیزی نمیگوید. تنها یک جواب برایش داشتم؛ همانیکه آن شب پدر گفت: «این آدم، مرد خداست» و پدر درست میگفت که: «صاحب جشن، ما نیستیم. او که صاحب جشن است، خودش وسیلهاش را هم فراهم میکند.»
در میان زنجیرها
معرفی کتاب
کتاب «در میان زنجیرها» نویسنده با قلم روان، قصّه دلاور مردی به نام عبداللهبنعفیف را روایت میکند که چشمهایش را در رکاب امام علی(ع) در جنگهای جمل و صفین از دست داده بود و دختر شجاع او «صفیّه» از او پرستاری کرده است و در جنگ با لشکریان یزید از او حمایت میکرد. در کتاب میخوانیم: «بابا درست وسط میدان بود و من هم شده بودم چشمهایش. وسط این هیاهو احساس میکردم مثل پرندهای داخل قفس گرگهای درنده اسیر شدهام و راه فراری ندارم، جز این که بمانم و مبارزه کنم. سربازها حمله کردند، بابا عبدالله را گرفتند؛ روی زمین کشیدند. پاهایش روی زمین کشیده میشد. فقط زیر لب یک اسم را میگفت: آن هم «حسین بود»»
حلزون باران ندیده
معرفی کتاب
وزیدن باد، ریختن برگ درختان در پاییز، پرواز پروانهها در فصل بهار و هر تغییر جزئی و سادهای، کودکان را به شگفتی وامیدارد. کتاب «حلزون باران ندیده»، روحیهی پرسشگری کودکان را هدف قرار داده است و نگاه کنجکاو آنها به محیط اطراف را ستایش میکند. این کتاب داستانی بامزه و پندآموز از یک حلزون را تعریف میکند که نمیداند چرا باران میآید، رعد و برق چیست و اصلاً تمام اینها برای ما چه فایدهای دارد. در کتاب میخوانیم: «حلزون کوچولو تازه از خواب بیدار شده بود که نور شدیدی در آسمان دید. سرش را بلند کرد و ابرهای تیره و سیاه را در آسمان دید. بعد صدای بلند و ترسناکی شنید. حسابی ترسید و لابهلای گلها و گیاهان پناه گرفت. یعنی چه اتفاقی قرار بود بیفتد؟ یکمرتبه دید که از آسمان، قطرههای آب به زمین میریزد. داشت با دقت و تعجب به قطرههای آبی که از آسمان پایین میافتادند نگاه میکرد که... » در داستان کودکان را با اهمیت باران و چرخهی آب در طبیعت آشنا میکند.
به من زور نگو
معرفی کتاب
پسر کوچولو برای اینکه به او زور نگویند، از راه حلهایی استفاده میکند. بعضی از بچهها هرگز دست از سرش برنمیدارند. مدام موهای نارنجیاش را مسخره میکنند. برای همین، او این روزها دلشکسته و ناراحت است. مگر میشود ناراحت نشد؟ حتماً چارهای هست. اگر این بچههای زورگو دور و بر شما هم هستند، باید از راهحلهایی استفاده کنید. آن راهحلها در این کتاب هست!
من شجاع هستم: شجاعت همیشه همراه من است
معرفی کتاب
کتاب «من شجاع هستم» ماجرای پسرکی را نقل میکند که زیر تخت و پشت پردههای اتاقش به دنبال شجاعت میگردد و پیدایش نمیکند. اما درست زمانی که انتظارش را ندارد، سروکلهی شجاعت پیدا میشود؛ شبیه جغدی بامزه که هر زمان بخواهد پرواز میکند. پسرک وارد گفتوگویی جالب با او میشود تا تکلیف خیلی چیزها را مشخص کند. کتاب به کودکان یاد میدهد که تا ترس نباشد، شجاعتی در کار نیست و تمام آدمها از چیزهایی در دنیا میترسند و این هیچ اشکالی ندارد. احساساتی که فکر میکنیم بد یا غلطاند، همه در جای خود مناسب خواهند بود و برای مراقبت از انسان، لازم و ضروریاند.
وقتی نه میشنوم
معرفی کتاب
کتاب «وقتی نه میشنوم» داستان پسربچهای را روایت میکند که طاقت نهشنیدن ندارد. او دلش میخواهد هر کاری را انجام دهد و هر چیزی را که میبیند طلب کند اما از کسی نه نشنود. این پسربچه بعد از شنیدن نه، برافروخته شده و به هر دری میزند تا نه را به بله تبدیل کند اما این اتفاق نمیافتد. دیگر مفهومی که کتاب بر آن تمرکز داشته، کنترل خشم است. نویسنده معتقد است همانقدر که نهگفتن به دیگران اهمیت دارد، نهشنیدن از دیگران هم نیاز به ظرفیتی دارد که هرکسی از آن مطلع نیست. نویسنده از کودکان میخواهد تا در این مواقع، خشم و عصبانیت خود را کنترل کنند و با موقعیت کنار بیایند.
لویی قهرمان
معرفی کتاب
ماجرای لویی کرگدن را روایت میکند که تصمیم میگیرد شاخ بزرگش را به دست دکتر پرپری بسپارد. اما روز قبل از عمل، به گورخری برمیخورد که ماجرا را به سمتی دیگر میبرد. گورخر که پیش از این خطوطش را پیش دکتر پرپری محو کرده است، پشیمان از کار خود با لویی درد دل میکند که ناگهان اتفاقات عجیبی میافتد...این کتاب از اهمیت پذیرش و دوست داشتن تمام ویژگیهای ظاهری گفته است و میآموزد بدن خود را تماماً دوست داشته باشید؛ عملهای زیبایی در بسیاری از مواقع تنها برای تبدیل شدن به چیزی غیر از خود ما است و ضرورتی ندارند. هرکس با هر ظاهری که دارد زیبا است و خوب است این را بپذیرد.
میز بابام
معرفی کتاب
کتاب «میز بابام» داستانی دلنشین دربارهٔ اهمیت خانواده، روابط میان اعضای خانواده و عشق میان والدین و فرزندان است. در قسمتی از کتاب میخوانیم: «نیهان به اتاق کار بابایش میرفت و اشیای روی میزش را یکییکی نگاه میکرد. مدادها، دفترها، عکسها، کاغذهای یادداشت، چراغ مطالعه و کلی وسایل دیگر که روی میز او بودند. آن روز روی میز بابا چیزهای جدیدی دید. یکی از آنها نقاشی برادرش بود که در مدرسه کشیده بود و دیگری جایزه موسیقی خواهرش بود. نیهان وقتی آنها را دید، دلش میخواست که چیزی مربوط به او هم روی میز پدرش باشد. آن چیز باید به اندازه یک جایزه باارزش و به اندازهی یک نقاشی حاصل زحمت و تلاش خودش باشد، اما چه چیزی باید درست میکرد؟»
معمای ابوالهول
معرفی کتاب
این کتاب ماجراجوییهای مارسی، دختری ترسو و محتاط، را روایت میکند که به دنبال پدر ماجراجویش، آرتور، به مصر باستان سفر میکند. در مسیرش با خدایان و الههها روبهرو شده و با فرهنگ، آثار تاریخی و اسرار مصر آشنا میشود. داستانی پرهیجان که یادگیری تاریخ و کشف نشانههای باستانی را با ماجراهای مهیج ترکیب میکند.