جامانده در سهیل: روایت زندگی فاطمه خدری همسر شهید محمدجعفر سعیدی
معرفی کتاب
این داستان درباره زندگی همسر شهید، فاطمه خدری است که پیش از پیروزی انقلاب با محمدجعفر سعیدی ازدواج کرد. پس از انقلاب اسلامی و آغاز دفاع مقدس، شهید سعیدی راهی جبهه شد و خانم خدری با فرزندان کوچکش تنها ماند. او سالهای زیادی را به تنهایی و با سختیهای فراوان به بزرگکردن کودکانش مشغول شد و حدود ده سال چشم انتظار بازگشت پیکر همسرش از «جزیره سهیل» ماند. این کتاب شرح رنجها و دلتنگیهای این بانوی مهربان و فداکار است که خود به تنهایی مشکلات زندگی را به دوش کشیده است و یکی از بانوان قهرمان این سرزمین است.
تبعیدیها: روایتی از روزهای اسارت حاجمحسن (نیکبخت) کرمی
معرفی کتاب
این کتاب روزهای اسارت حاج محسن کرمی که در شهر شلمچه اسیر عراقیها شد را روایت میکند. در ابتدای کتاب مقدمهای نیز به قلم حاج کرمی منتشر شده است.
این آزاده بزرگوار سختیهای اسارت همچون کمبود غذا و آب، نبود درمان و دارو و... را توصیف کرده است. در انتهای کتاب نیز، تصاویری در موضوع این کتاب ضمیمه شده است.
این آزاده بزرگوار سختیهای اسارت همچون کمبود غذا و آب، نبود درمان و دارو و... را توصیف کرده است. در انتهای کتاب نیز، تصاویری در موضوع این کتاب ضمیمه شده است.
قصه ننهعلی: روایت زندگی خانم زهرا همایونی، مادر شهیدان امیر و علی شاهآبادی
معرفی کتاب
این داستان درباره خانم زهرا همایونی، مادر شهیدان امیر و علی شاهآبادی است. قصه از زبان خانم همایونی بازگو شده است و از جایی شروع میشود که قرار است خانواده زهرا خانم، ایشان را بدون توجه به خواسته و مخالفتهایش، به عقد مردی به نام رجب دربیاورند. آقا رجب مردی خشن و زندگی همسرش از ابتدا تا پایان، با آقا رجب دچار مشکلات زیادی بود. در این میان تولد شهیدان امیر و علی، شهادت آن دو، حوادثی که پس از شهادت برای ایشان رخ میدهد و... روایت شده است.
حسینعلیهالسلام مظهر عقل و عشق
معرفی کتاب
این کتاب با نگاهی متفاوت به واقعه عاشورا، شکلگیری این واقعه و نقش امام حسین(ع) را شرح داده است و قصد دارد مرتبه عقلی ساحت سید الشهدا را برای مخاطب نمایان کند تا عشق و ارادت به این حضرت در وجود او عمیقتر ایجاد شود. در میان فصلهای کتاب حاضر، نقلهای گوناگونی نیز از افرادی که زمان واقعه عاشورا در قید حیات بودند، با ذکر منبع روایت شدهاست.
در انتهای کتاب، زیارتنامه امام حسین(ع) و سپس شعری در وصف مظلومیتهای حضرت ارائه شدهاند.
در انتهای کتاب، زیارتنامه امام حسین(ع) و سپس شعری در وصف مظلومیتهای حضرت ارائه شدهاند.
شنبه آرام؟ : دانشمند شهید محسن فخریزاده به روایت همسر
معرفی کتاب
این کتاب، زندگی و تلاشهای شهید محسن فخریزاده، دانشمند برجسته معاصر، را از زبان همسر ایشان روایت میکند. فصل نخست از جایی شروع میشود که همسر شهید فخریزاده در روز شهادت همسرشان مجروح شدهاند و در تلاشند تا فرزندانشان را از این فاجعه با خبر کنند. سپس در فصلهای بعدی داستان عقب میرود و شهید فخریزاده و دستاوردهای ایشان و خصوصیات اخلاقی و... بازگو میشوند.
الی ...
معرفی کتاب
این کتاب درباره یک سفر است؛ سفر زنی نویسنده به سوریه و لبنان که میخواهد درباره سرزمینهای اشغالی و اطراف آن بنویسد. او مشاهدات خود درباره دیوارها و شهرهای گلولهخورده سوریه، آداب و رسوم مردم لبنان، غذاهای عربی و مرزهای این دو کشور با فلسطین را مینویسد. نویسنده در تلاش است تا خواننده را با حوادثی که در این مناطق رخ داده و آثاری که برجای مانده است آشنا کند.
زینب خانم
معرفی کتاب
زینب خانم دختر نوجوان دهه 60، با همان طراوت و شادی که رنگ نجابت دارد.
دختری که آرزوها و رؤیاهایش با همه فرق دارد
دختری که کشورش و دینش برایش اهمیت دارد
کتاب زینب خانم روایتهایی واقعی از زندگی دختری است که در اوایل انقلاب شهید شد؛ شهیده زینب کمایی را در این کتاب به عنوان قهرمان سرزمینمان و قهرمان زندگی خودتان نگاه کنید. کسی که میتواند مثل یک دوست مسیر زیستن شما را عوض کند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«میترا با نان و شیر و خرما افطار کرد و گفت: افطار امام علی چیزی بیشتر از نون و نمک نبود. میترا خیلی جدی و محکم صحبت میکرد بعد از افطار به تک تک اعضای خانواده رو کرد و گفت از امشب به بعد اسم من زینبه از این به بعد به من میترا نگید مادرش با خوشحالی صورت زینب را بوسید و بقیه اعضای خانواده هم به او تبریک گفتند.»
دختری که آرزوها و رؤیاهایش با همه فرق دارد
دختری که کشورش و دینش برایش اهمیت دارد
کتاب زینب خانم روایتهایی واقعی از زندگی دختری است که در اوایل انقلاب شهید شد؛ شهیده زینب کمایی را در این کتاب به عنوان قهرمان سرزمینمان و قهرمان زندگی خودتان نگاه کنید. کسی که میتواند مثل یک دوست مسیر زیستن شما را عوض کند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«میترا با نان و شیر و خرما افطار کرد و گفت: افطار امام علی چیزی بیشتر از نون و نمک نبود. میترا خیلی جدی و محکم صحبت میکرد بعد از افطار به تک تک اعضای خانواده رو کرد و گفت از امشب به بعد اسم من زینبه از این به بعد به من میترا نگید مادرش با خوشحالی صورت زینب را بوسید و بقیه اعضای خانواده هم به او تبریک گفتند.»
مهمان عزیز
معرفی کتاب
این داستان درباره چگونه به شهادترسیدن امام رضا(ع) از زاویه نگاه خدمتکاری است که برای مهمان مأمون الرشید در انگورها زهر فرو کرده بود. نویسنده در این کتاب میزان علاقه آن خدمتکار به امام رضا(ع)، وحشت و التهاب درونی او بهخاطر جنایتی که درحال ارتکاب آن است و ترس او از اینکه مردم از این اقدام مطلع شوند که او در شهیدکردن امامشان نقش داشته است را روایت میکند...