فناوری پزشکی
معرفی کتاب
این مجموعهی ششجلدی با عنوان فناوریهای زیستی به نقش شگفتانگیز طبیعت در الهامبخشی به اختراعات بشر میپردازد. در جلد فناوری پزشکی میخوانیم که چگونه دانشمندان با تقلید از جانوران و گیاهان به ابداعهایی چون چسبهای جراحی، داروهای نو، و ابزارهای پزشکی پیشرفته دست یافتهاند. این مجموعه نوجوانان را به کشف رازهای طبیعت و نوآوری در علم ترغیب میکند.
فناوری پوشاک
معرفی کتاب
این مجموعهی ششجلدی با عنوان فناوریهای زیستی به نقش الهامبخش طبیعت در نوآوریهای انسانی میپردازد. در جلد فناوری پوشاک میخوانیم که چگونه دانشمندان با الگوگیری از گیاهان و جانوران، پارچههای ضدآب، لباسهای ایمنی و حتی پوشاکی با توان تغییر رنگ و تقویت عضلات طراحی کردهاند. این مجموعه، نوجوانان را به شناخت طبیعت و خلاقیت در علم و فناوری دعوت میکند.
اختراعات روزمره
معرفی کتاب
این مجموعهی ششجلدی با عنوان فناوریهای زیستی نشان میدهد چگونه انسان با الهام از شگفتیهای طبیعت به اختراعاتی کاربردی دست یافته است. در جلد اختراعات روزمره میخوانیم که چگونه الگوگیری از جانوران و گیاهان به ساخت چسبهای ضدآب، لامپهای درخشانتر، رنگهای خودتمیزشونده و ابزارهای ایمنتر انجامیده است. این مجموعه نوجوانان را به شناخت طبیعت و بهکارگیری ایدههای آن در زندگی و علم دعوت میکند.
راز آخرین مهمان
معرفی کتاب
این کتاب با روایت خلاقانه و طنزآمیز از زبان دو حیوان منقرضشده، شیر آسیایی و ببر مازندران، کودکان را به یک مهمانی ویژه در دنیای حیوانات کمیاب ایران میبرد. در این مهمانی، گونههای در معرض انقراض مثل گور ایرانی، یوز ایرانی، خرس، پرندگان و ماهیها خود را معرفی میکنند و درباره زیستگاه، رفتار و زندگیشان صحبت میکنند. کتاب با زبانی صمیمی و سرگرمکننده، کودکان را با چالشهای محیط زیستی و اهمیت حفاظت از حیات وحش آشنا میکند.
گلکاری
معرفی کتاب
مجموعه «با بابام» داستانهای ساده از تجربیات پدردختری را به تصویر میکشد. در این مجموعه تصویر درست و زیبایی از یک خانواده سالم و روابط والد و فرزندی ایمن و به طور ویژه نقش پدر به نمایش درآمده است. در داستان «گلکاری»، علاوه بر آموزش فرآیند رشد گیاهان کودکان را با مفهوم رشد، صبر و تغییر آشنا میکند و رابطهی زیبای پدر و دختری در کاشتن گل به تصویر میکشد.
طبیعت
معرفی کتاب
جلد دوم مجموعهی دایرةالمعارف دانش امروز سفری به دنیای حیات و طبیعت ارائه میدهد. از آغاز زندگی و سیر تکاملی دایناسورها و فسیلها تا حیات گیاهی، حشرات، ماهیان، دوزیستان، خزندگان، پرندگان و پستانداران، همه با تصاویر واضح و شگفتانگیز نمایش داده شدهاند. این جلد همچنین زیستگاههای طبیعی، چرخههای زندگی و رازهای بقا را بررسی میکند و خواننده را با مفاهیم دیرینشناسی و جانوران منحصربهفرد آشنا میسازد. ترکیب دانش علمی و فناوری تصویری، تجربه و آموزش را برای همه سنین فراهم میکند.
چرخه زندگی جانوران و گیاهان
معرفی کتاب
این کتاب با زبانی ساده و تصاویر جذاب، 20 چرخهی زندگی گیاهان، جانوران و حشرات را در چهار مرحلهی اصلی — تولد، رشد، بلوغ و دگرگونی — به کودکان معرفی میکند. هر چرخه به صورت مصور و روشن توضیح داده شده تا کودکان بتوانند تغییرات و تحولات هر موجود را در طول زندگی خود دنبال کنند. با مطالعه این اثر، کودکان با فرآیندهای طبیعی رشد، تکامل و دگرگونی آشنا شده و کنجکاوی و علاقهشان به دنیای اطراف و موجودات زنده تقویت میشود. این کتاب سفری هیجانانگیز و آموزشی در دنیای شگفتانگیز طبیعت فراهم میآورد و فهم مفاهیم علمی پایه را برای آنها آسان و لذتبخش میکند.
دختر گرگها
معرفی کتاب
کتاب «دختر گرگها» داستان دختری به نام جولیا آکیتایاک را روایت میکند که در آلاسکا از خانوادهاش جدا شده است و برای زنده ماندن تلاش میکند. او با یک گله گرگ ارتباط برقرار میکند و با آنها زندگی میکند. میاکس با مشاهده رفتارها و روابط گرگها، درسهایی درباره زندگی، بقا و طبیعت میآموزد و به تدریج با دنیای گرگها عجین میشود. در کتاب میخوانیم: «موهای گردن دخترک سیخ و چشمانش از تعجب گشاد شد. امراک گوشهایش را با عصبانیت جلو داد و دخترک یادش آمد که چشمان گشاد شده از نظر گرگ به معنای ترس بود. خوب نبود که میاکس ترسش را پیش او بروز بدهد. حیوانات به ترسوها حمله میکردند. سعی کرد چشمهایش را تنگ کند، ولی به خاطر آورد که این کار هم درست نبود. چشمان تنگ نشانهی خباثت بود. در اوج ناامیدی به یاد آورد که کاپو وقتی با خطر روبهرو شده بود، جلو آمده بود. وقتی صدای بچه گرگ را که عاشقانه تمنای توجه میکرد، با زوزه و خرخر تقلید میکرد، قلبش دیوانهوار میتپید. بعد دخترک روی شکمش افتاد و با محبت به امراک زل زد. گرگ تنومند جا خورد و نگاهش را از او دزدید. گویا حرف بدی زده بود! شاید حتی به امرک توهین کرده بود. یک اشارهی کوچک که از نظر دخترک مفهومی نداشت، ظاهرا برای گرگ معنای خاصی داشت. گرگ گوشهایش را با عصبانیت جلو داد و به نظر میرسید که کار دخترک تمام شده است...»