دو سیاره
معرفی کتاب
وسط آسمان بزرگ، «دو سیاره»ی قشنگ بهنامهای «کورتو» و «شونتو» در همسایگی هم وجود داشت. مردمان این دو سیاره با هم مهربان بودند. تا آنجا که پُلی باستانی و بزرگ بین خودشان کشیده بودند و از این طریق با یکدیگر ارتباط داشتند. همهچیز خوب و خوش بود تا روزی که اتفاقی رخ داد؛ دانشمندی از «شونتو» وسیلهای جدید اختراع کرد که با آن میتوانستند دوردستها را به خوبی ببیند. او آسمان را رصد کرد و نقشهای از ستارگان درست کرد. خبر به گوش پادشاه سیارهی «کورتو» رسید. او هم دلش میخواست با این وسیله آسمان را تماشا کند و زیباییهای ستارگان را ببیند. مگر نه اینکه آسمان همهجا شبیه هم است؟ اما... .
معماهای کوتاه برای بچههای باهوش
معرفی کتاب
در این کتاب با معماهایی نسبتا ساده سروکار دارید که قرار است برخی از مهارتهای فکری شما را فعالتر کنند. تلاش برای حل این معماها، تمرینی است برای کشف فرضها و الگوهای پنهان و توجه به شباهتها و تفاوتها. بهعلاوه، در ضمن حل این معماها شما باید عمیقتر فکر کنید تا بتوانید راهحلها، استراتژیها و امکانهای تازهای پیدا کنید. مهمترین ابزاری که برای حل این معماها نیاز دارید خلاقیت، حوصله و ابتکار شماست.
چطور شروع میشود؟
معرفی کتاب
در این کتاب، نویسنده با مثالهای گوناگون به کودک میآموزد برای انجام هر کار شروع و پایانی وجود دارد. مثلاً جمله با کلمه شروع میشود، سال با فروردین، زندگی جوجه از تخم. مهم این است که شروع کنیم تا راه مناسب پیدا شود. محتوای کتاب با تصویرهای بزرگ و رنگی همراه است، طوری که مخاطب بیشتر متوجه آنها میشود.
رنگها
معرفی کتاب
پوملو، فیل فیلسوف صورتی، خوب که به اطرافش نگاه کرد، فهمید که دنیا رنگارنگ است. او آبی آسمان را شناخت و فهمید با آبی یخزده زمستان و آبی خاموش و تاریک شب فرق میکند. پوملو فهمید که پرتقال نارنجی نارنجی است، غروب آفتاب هم نارنجی است. این طوری با دنیا و رنگهایش آشنا شد و فهمید یک عالمه قرمز در دنیا وجود دارد که هیچکدام شبیه آن یکی نیست...
چی دوست داری؟
معرفی کتاب
هولیمو خیلی وقت بود که هر روز با یک سؤال، فقط با یک سؤال بیدار میشد. آن سؤال راهم فقط از خودش میپرسید. هر روز روبهروی آینه میایستاد و میگفت: خواهر کوچولو، دوست داری یک برادر بزرگتر داشته باشی؟ تا اینکه یک روز پدربزرگ را دیدکه با یک دسته گل آماده ایستاده است تا با مادربزرگ و خاله و هولیمو بروند بیمارستان...