ایزی ویزی جادوگر کوچک
معرفی کتاب
«قصههای رنگیرنگی»، مجموعهای از قصههای متنوع است که به صورت تخصصی برای گروه سنی خردسال و کودک دسته بندی شده است. این قصههای کوتاه و خیالانگیز، بر اساس موضوع، شیوهی قصهگویی، جملات و حتی کلمات استفاده شده، به گروههای سنی مختلف تقسیم شدهاند. «ایزی» یک جادوگر کوچک است که جادوهایش طبق برنامه پیش نمیرود! وقتی دلش میخواهد یک گربه ظاهر کند تا بغلش کند، یک کرم ظاهر میشود! وقتی دلش میخواهد یک اسب آبی ظاهر کند تا با آن آب بازی کند، یک قورباغه ظاهر میشود! روزها میگذرد و ایزی کلافه و سردرگرم هر کاری میکند تا بفهمد چرا جادوهایش اثر نمیکند. یک روز ایزی فکر جدیدی به سرش میزند. وقتی خواستهاش را از چوب جادوگریاش میخواهد، از کلمهی «لطفا» استفاده میکند و همینجاست که ایزی غافلگیر و خوشحال میشود زیرا خواستهاش تمام و کمال برآورده شده است.
آهای ... بیدار شو!
معرفی کتاب
«قصههای رنگیرنگی»، مجموعهای از قصههای متنوع است که به صورت تخصصی برای گروه سنی خردسال و کودک دستهبندی شده است. این قصههای کوتاه و خیالانگیز، بر اساس موضوع، شیوهی قصهگویی، جملات و حتی کلمات استفاده شده، به گروههای سنی مختلف تقسیم شدهاند. در داستان «آهای...بیدارشو!»، شب خرگوش کوچولو، توی تختش آرام خوابیده است که ناگهان صدای بلندی میشنود. فکر میکنید این صدای بلند که باعث شده خرگوش را از خواب بیدار کند چه صدایی است؟ ممکن است تعجب کنید اما باید بگوییم صدای قارقور خرس شکمویی است که در آن طرف جنگل زندگی میکند. خرگوش باعجله از رختخواب جدا میشود و به خانهی خرس شکمو میرود و به این صدای بلند اعتراض میکند خرس غمگین و ناراحت میگوید: «آخه خیلی گرسنهام! غذا میخواهم!» خرگوش مهربان دلش برای خرس میسوزد پیشنهاد میدهد تا برایش غذا بیاورد. بعد از سختیهای فراوان خرس بالاخره سیر میشود.حالا هر دو آمادهی خواب هستند. این بار اما خرس نمیتواند بخوابد فکر میکنید چرا؟
دوست خجالتی
معرفی کتاب
«قصههای رنگیرنگی»، مجموعهای از قصههای متنوع است که به صورت تخصصی برای گروه سنی خردسال و کودک دستهبندی شده است. این قصههای کوتاه و خیالانگیز، بر اساس موضوع، شیوهی قصهگویی، جملات و حتی کلمات استفاده شده، به گروههای سنی مختلف تقسیم شدهاند. در داستان «دوست خجالتی»، بِن یک خرچنگ مهربان و شاگرد جدید کلاس است. او به همراه دوست خجالتیاش «استن» در کلاس حضور دارد. هیچکس نمیتواند دوست او را ببیند چون به گفتهی بن: «او خجالتی است». بن در تمام ساعات کلاس حواسش به دوست خجالتیاش هست. کمکم بچههای کلاس با بن و استن آشنا میشوند. یک روز همه متوجه تغیییراتی در کلاس میشوند. آنها فردی را در کلاس میبینند که پیش از این فقط اسم او را شنیدهاند. استن خودش را به همه نشان میدهد اما چرا؟ چه چیز باعث شده که استن دیگر خجالت نکشد؟
ذهن قوی من، جلد دوم
معرفی کتاب
کتابهای «تفکر پویا» مجموعهای آموزشی است که با هدف پرورش خلاقیت و تواناییهای ذهنی کودکان طراحی شده است. کتابهای این مجموعه با طرح سؤالات و معماهای چالشبرانگیز، مهارتهای تفکر انتقادی و حلمسئله را در مخاطبان تقویت میکنند. در کتاب «ذهن قوی من» میآموزیم، هیچگونه محدودیتی برای رشد قابلیتها و استعدادهای انسان وجود ندارد. زیرا افراد دارای تفکر پویا، سختکوش و تلاشگرند و از قدم زدن در مسیرهای جدید و ناهموار نمیهراسند. چون به شکستها و زمینخوردنها به عنوان مرحلهای از پیشرفت مینگرند.
ذهن قوی من، جلد یکم
معرفی کتاب
در عصر حاضر، داشتن ذهنی پویا و توانایی حل مسئله، یکی از کلیدیترین مهارتها برای موفقیت در زندگی شخصی و حرفهای است. مجموعه تفکر پویا، یک سری جذاب و تأثیرگذار از کتابهای آموزشی در قالب داستان است که به پرورش خلاقیت، اعتماد بهنفس، تقویت تابآوری، مهارتهای اجتماعی، عاطفی و تواناییهای ذهنی کودکان و نوجوانان میپردازد که هر جلد آن، موضوعی خاص را برای تقویت جنبهای از توانمندیهای ذهنی و روانشناختی پوشش میدهد. قدرت ذهن انسان برای حل مسائل و چالشها بینظیر است. کتاب «ذهن قوی من» به کودک میآموزد برای استقامت و انعطافپذیری ذهنی، میتوانند با فهرستکردن مشکلات و تمرکز و تمرین روی آنها با نقصها روبهرو شده و آنها را برطرف کنند. همچنین کمک میکند تا کودکان با قدرت ذهنی آشنا شده و مهارتها و تکنیکهای ارتباطات اجتماعی را بیاموزند.
من که نمیترسم، تو میترسی!
معرفی کتاب
«من که نمیترسم، تو میترسی!» یک کتاب تصویری برای کودکان است که به آنها کمک میکند با ترسهای خود کنار بیایند. خرس داستان از همه چیز میترسد، در حالی که خرگوش دوستش هیچ ترسی ندارد و همیشه داستانهای ترسناک میخواند. یک روز خرگوش ایدهای به ذهنش میرسد و از خرس دعوت میکند تا با هم به ماجراجویی بروند. خرس با وجود ترسش، وانمود میکند که نمیترسد. در نهایت، با شجاعت و همراهی خرگوش، خرس متوجه میشود که ترسهایش بیاساس بودهاند و میتواند بر آنها غلبه کند. این کتاب به کودکان میآموزد که ترس یک احساس طبیعی است، اما نباید مانع از تجربه کردن و لذت بردن از زندگی شود. همچنین نشان میدهد که با کمک دوستان و شجاعت، میتوان بر ترسها غلبه کرد.
روز مسواک زدن در باغوحش
معرفی کتاب
«روز مسواک زدن در باغوحش» یک داستان ماجراجویی مفرح که مخاطب را در باغوحش میبرد و بر اهمیت بهداشت دندان تأکید میکند. همه حیوانات در باغوحش برای یک رویداد خاص گرد هم میآیند: «روز بزرگ مسواک زدن». هر حیوانی، از کوچکترین موش گرفته تا بزرگترین فیل، اهمیت مسواک زدن دندانهای خود را میآموزد. نگهبانان باغوحش حیوانات را در این فرآیند راهنمایی میکنند و به آنها روش صحیح مراقبت از دندانهایشان و دلایل اهمیت آن را آموزش میدهند. بچهها از شخصیتهای مختلف حیوانات لذت خواهند برد که واکنشهای متفاوتی به ایده مسواک زدن نشان میدهند و لحظاتی سرشار از طنز و درسهای ملایم ارائه میدهند.
مترسک و کلاغ
معرفی کتاب
کتاب «مترسک و کلاغ» داستانی آموزنده در مورد دوستی و محبت است که با زبانی ساده و روان، مفاهیم دوستی و محبت به دیگران، قضاوت نکردن بر اساس ظاهر، اهمیت مهربانی و همدلی، پذیرش تفاوتها و ایجاد ارتباط را به کودکان آموزش میدهد. مترسک، به دلیل وظیفهاش که ترساندن حیوانات مزرعه بود، تنها و بدون دوست بود. هیچکس جرأت نمیکرد به او نزدیک شود. تا اینکه روزی یک کلاغ کوچک به مزرعه میافتد و مترسک با او دوستی میکند. این دوستی به مترسک یاد میدهد که میتواند با مهربانی، قلبها را به دست آورد.
نامهای از طرف معلمت در روز اول مدرسه
معرفی کتاب
کتاب «نامهای از طرف معلمت در روز اول مدرسه» به شکل نامهای سراسر مهر و امید نوشته شده است که در آن معلم به دانشآموز جدیدش خوشامد میگوید. معلم در این نامه از شوق خود برای همراهی با کودک در سال تحصیلی جدید میگوید و او را به دنیای شگفتانگیز یادگیری دعوت میکند. کتاب به کودک اطمینان میدهد که مدرسه جایی امن و دوستداشتنی است، جایی که میتواند دوستان جدید پیدا کند، چیزهای تازه یاد بگیرد و رشد کند. این کتاب نه تنها اضطراب روزهای اول مدرسه را کاهش میدهد، بلکه اشتیاق یادگیری را در کودک برمیانگیزد. معلم در این نامه از چیزهای سادهای مثل پیدا کردن محل کلاس و دوست شدن با همکلاسیها صحبت میکند تا مفاهیم عمیقتری مثل ارزش یادگیری و لذت کشف چیزهای جدید را منتقل کند.
چرا گریه میکنیم؟
معرفی کتاب
همهی ما بعضی وقتها گریه میکنیم؛ چون غمگین هستیم، عصبانی هستیم، احساس تنهایی میکنیم یا شاید نمیتوانیم حرف دلمان را بزنیم. گاهی هم از سر خوشحالی گریه میکنیم. ما گریه میکنیم چون مثل دریای بیکرانی هستیم که گرفتار طوفان شدهایم. اما همین که طوفان تمام میشود و دریا آرام می گیرد، نقش موجها روی ساحل میماند.