فرانکلین و خواهر کوچولویش
معرفی کتاب
«فرانکلین» به خواهرش «هریت» در انجام برخی از کارها کمک میکند و از اینکه برادر بزرگتر است، لذت میبرد. یک روز که فرانکلین، هریت را برای بازی میبرد، لباسهای هریت گِلی شده و گریه میکند. فرانکلین برای آرام کردن هریت، سگِ اسباببازیاش را به او میدهد و... . در این داستان، کودکان متوجه میشوند که باید وسایلشان را با خواهر و برادر خود تقسیم کنند و همیشه مراقب آنها باشند.
ناخن جویدن خرسی
معرفی کتاب
خواهرخرسی با مامان و بابا و برادرخرسی توی یک خانهی درختی پایین جاده، توی شهر خرسها زندگی میکرد. حالا دیگر خواهرخرسی بزرگ شده و به مدرسه میرود. توی مدرسه، خواندن و نوشتن و خیلی چیزهای دیگر یاد میگیرد؛ تازه بازی هم میکند، اما گاهی موقع درس خواندن کلافه میشود و ناخنهایش را میجود. مامان به ناخنهای خواهرخرسی چسب میزند اما دستهایش به اینطرف و آنطرف گیر میکند و... . کودکان در این داستان، یاد میگیرند که چگونه استرسشان را کنترل کنند.
ساکت باشید تا داستان بخوانم!
معرفی کتاب
جغدکوچولو با جغدی زیر درختی توی سبزهها نشسته بود. او کتابی را که خیلی دوست داشت همراهش آورده بود و میخواست برای جغدی کتاب را بخواند. جغدکوچولو تازه کتاب را باز کرده بود که... این کتاب قصّه جغد کوچولویی است که میخواهد برای عروسکش جغدی قصه بخواند امّا جوجه ریزهها نمیگذارند و کلافهاش کردهاند.
اگر یک غریبه ببینی…
معرفی کتاب
اگر یک غریبه بخواهد شما را با ماشینش به خانه برساند باید چه کار کنید؟ اگر یک غریبه بخواهد به شما خوراکی یا هدیه بدهد چطور؟ اگر یک غریبه بخواهد با شما صحبت کند چطور؟ با مطالعه این کتاب، کودکان با موقعیتهای خطرناک آشنا میشوند و آمادگی پیدا میکنند که در هر موقعیت تصمیم مناسب بگیرند و با غریبهها چطور رفتار کنند و مراقب خودشان باشند.
خرگوش کوچولو و خانوادهاش
معرفی کتاب
خرگوشکوچولو، عاشق خانوادهاش است. وقتی مشکلی برایش پیش میآید، مامان و بابا او را راهنمایی میکنند. خیلی وقتها دور هم جمع میشوند و خیلی به آنها خوش میگذرد. تازه خیلی هم هوای یکدیگر را دارند. خب برای همین، خرگوشکوچولو اینقدر خانوادهاش را دوست دارد... . در این داستان، کودکان با معنای ساده مثبتاندیشی و تمایل به خوشبینی و امیدواری، آشنا میشوند.
بداخلاقوزوروس
معرفی کتاب
«گریسی بداخلاقوزوروس» یک دایناسور بداخلاق است. مدام بهانه میگیرد، نِق میزند و به حرف گوش نمیکند و دوست دارد هر کاری که دلش میخواهد بکند. برای همین همه از دستش کلافه میشوند؛ تااینکه... . در این داستان با روشهایی آشنا میشوید که کودکان میتوانند با بهکارگیری آنها بر احساس بدخلقیشان غلبه کنند.
فقط، مامانم رو میخوام!
معرفی کتاب
«شازده فرفره»، مُدام بهانه میگیرد و مادرش را میخواهد. دوست دارد همیشه پیش مادرش باشد؛ موقع بازی، نقاشیکردن، خوابیدن، حتی زمانهایی که زمین میخورد و میترسد، ناراحت میشود، و گریه و زاری میکند. تااینکه روزی به یک مهمانی میروند و... . این داستان به کودکان میآموزد که چگونه بدون حضور والدینشان زندگی کنند و با دیگران ارتباط برقرار کنند.