پپا و مهمانی پرماجرا
معرفی کتاب
«پپا» قرار است برای اولین بار در زندگیاش شب در خانه دوستش «زویی» بماند. او و دوستهایش تصمیم گرفتهاند تا دیر وقت بیدار بمانند و خوراکی بخورند و خوش بگذرانند. اما بابای زویی مجبور است صبح زود سر کار برود و آنها باید مراقب باشند او را از خواب بیدار نکنند. آیا آنها میتوانند هم بیدار بمانند و هم سر و صدا راه نیندازند؟ ...
دیدی گم شدیم!
معرفی کتاب
شوتک با شاتو وخاله شوکا و همه بچههای مهدکودکشان رفته بودند نمایش بزبزقندی. در حین نمایش شاتو نیاز به دستشویی پیدا میکند. شاتو و شوتک بدون اطلاع خاله شوکا از سالن خارج میشوند. آن دو وقتی میخواهند برگردند به سالن نمایش راه را گم میکنند. چه طوری راه را پیدا میکنند؟ ... از چه کسی کمک میگیرند؟ ... چه طور به غریبهها اعتماد کنند؟ ... در ادامه داستان همه این ماجراها را میخوانیم.
امروز- فردا نکن!
معرفی کتاب
در این داستان تصویری، کودکان به اهمیت برنامهریزی و مدیریت زمان پی میبرند و یاد میگیرند که چگونه کارهایشان را اولویتبندی کنند. «نورمن دیوید ادواردز» که همگی او را «نودل» صدا میکنند کارهایش را پشتِ گوش میاندازد و همیشه سرگرم کارهای دلخواهش مانند بازی و تماشای تلویزیون است. او حتی کارهای ضروری مانند نوشتن مشقها و دادن غذا به گربهاش را فراموش میکند؛ تااینکه... .
ذهن شگفتانگیز من اوتیسم و موهبتهای آن
معرفی کتاب
در این داستان تصویری، کودکان با دنیای کودکان مبتلا به «اختلال اُتیسم»، آشنا میشوند و نکات مهمی را درباره ویژگیهای رفتاری انصاف، صبر، کنجکاوی و استقلال فرامیگیرند. در این داستان «زاک» یک کودک مبتلا به اُتیسم است که شباهتی به خواهر و برادرش و همکلاسیهایش ندارد. نور شدید و جاهای شلوغ او را میترساند و بغل کردن را هم دوست ندارد، اما... .
روبهرو شدن با غریبهها
معرفی کتاب
خواهرخرسی و برادرخرسی با مامان و بابا در یک خانه درختی زندگی میکردند. آنها خیلی شبیه هم بودند، ولی یک فرق بزرگ داشتند. برادر خرسی خیلی مواظب غریبهها بود ولی خواهرش بیخیال بود؛ با غریبهها حرف میزد و با این کار برادر خرسی را نگران میکرد. تا اینکه یک روز بابا، داستان «غاز احمق و روباه مکار» را برایشان تعریف کرد... .