Skip to main content

فقط برای خدا: خاطرات مدافع حرم شهید سعید سامانلو

معرفی کتاب
«سعید سامانلو» دی‌ماه سال 1360 در شهر قم دیده به جهان گشود. از همان کودکی او را در کلاس‌های قرآن ثبت نام کردند و او با علاقه و پشتکار قرآن و تفسیر را فرا گرفت. بعد از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان، در دانشگاه دلیجان رشتۀ حسابداری پذیرفته شد و با خانواده‌ای مذهبی وصلت کرد. سپس در دانشگاه امام‌حسین تهران، به عنوان افسر پذیرفته و وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد. او در برخورد با گروهک‌ها و خاموش کردن شورش‌های داخلی حضور داشت، همچنین در سوریه و آزاد‌سازی دو شهر شیعه‌نشین (نبل و الزهرا). سر‌انجام در بهمن 1394 در منطقۀ نبل الزهرای سوریه به شهادت رسید.

فقط بیا

معرفی کتاب
این مجموعه داستانی که حاوی دوازده داستان‌کوتاه با شخصیت‌های اصلی دختر و پسر نوجوان زمان جنگ‌ تحمیلی به نگارش درآمده است، از مشکلات خانواده‌ها در هشت‌سال جنگ‌ ایران و عراق می‌گوید. دنیای واقعی همیشه تلخ‌تر از دنیای داستان است. نویسنده این مجموعه نمی‌خواهد که تلخی زمان جنگ را برای خوانندگانش زنده کند؛ بلکه قصد دارد تابلویی از شجاعت و ایثار و ازخودگذشتگی هشت‌سال دفاع‌مقدس را به تصویر بکشد.

عاشقانه‌ای برای 16 ساله‌ها: زندگی داستانی شهیده راضیه کشاورز

معرفی کتاب
این کتاب، داستان زندگی دختری نوجوان است که تمام تلاشش را به‌کار می‌‏بندد تا در زندگی اول باشد. در شانزدهمین بهار عمرش حادثه‌ای رخ می‌دهد و او را در رسیدن به خواسته‌اش کمک می‌کند. انفجاری که در سال 1387 در حسینیه «سیدالشهدای شیراز» رخ داد، نقطه اوج زندگی او را رقم زد. شهید، «راضیه کشاورز»، یازده شهریور 1371 در مرودشت شیراز به دنیا آمد. راضیه تا قبل از بهار شانزده‌سالگیش، موقعیت‌های چشمگیری را در زمینۀ ورزش کاراته، مسابقات قرآن و درس و تحصیل کسب کرد.

عارف بارانی: زندگی‌نامه روحانی شهید سید‌حسین مقیمی

معرفی کتاب
این کتاب زندگی‌نامۀ روحانی شهید، «سید‌حسین مقیمی» است. نویسنده در هر بخش از کتاب، خاطرات مربوط به شهید را از زبان یکی از اعضای خانواده (پدر و مادر، خواهرها، شوهرخواهرها، خواهر‌زاده و...) و دوستان شهید بیان می‌کند.

سیلوانا

معرفی کتاب
«سیلوانا» به معنای دشت بارانی یا زمین بهشتی و همچنین دختر جنگل و دختر بهشتی است. سیلوانا در غرب شهرستان ارومیه قرار دارد. این منطقه در دامنهٔ ارتفاعات رشته‌کوه‌های زاگرس، با وسعت نسبتاً زیاد است. از روزهای اول پیروزی انقلاب تا هم‌اکنون حضور مدافعانِ امنیتِ پایدار در مرزها، باعث امنیت، آرامش و آسایش مردم شده است. این کتاب روایت فعالیت‌ها و شجاعت‌های لشکر ویژه و عملیاتی 25 کربلاست که با تلاش‌هایشان مدافعانی برای مذهب و خاک ایران بودند.

سر بر خاک دهکده

معرفی کتاب
این کتاب، روایت سفر بانویی نویسنده، از پیاده‌روی اربعین است. زنی که روزی به دهکدۀ «خاک بر سر» سفر کرده است، حالا به دهکده‌ای سفر می کند که دوست دارد سر بر خاکش بگذارد. دهکده‌ای که شهردارش همان علمدار کربلا است و از سفری می نویسد که سراسر رحمت است و جذبه. روایتی ملازم با اشک و خندۀ توامان.

ساحل خونین اروند: روایت داستانی از زندگی سه غواص شهید محسن باقریان و شهیدان محمدرضا و مهدی صالحی

معرفی کتاب
این کتاب روایت زندگی پسرخاله‌های غواص است؛ شهید «محسن باقریان»، نوزده‌ساله، که پیکِ گردان 410 غواص بود و همراه فرمانده‌اش، حاج «احمد امینی»، در عملیّات والفجر هشت به شهادت رسید و «محمدرضا» و «مهدی صالحی»، دو برادر هجده و نوزده‌ساله‌ای که مظلومانه با لباس غواصی در عملیات کربلای چهار آسمانی شدند.

راز سربند: روایت زندگی 85 ماه و چند سال رزم شهید ترور سردار علی‌اکبر جمراسی

معرفی کتاب
«علی‌اکبر جمراسی» در سوم فروردین‌ماه 1347 در روستای تلخابِ اراک به دنیا آمد. او مانند بسیاری از هم‌سن‌و‌سالانش، به‌عنوان نیروی داوطلب به جبهه رفت؛ اما با سابقهٔ 85 ماه حضور در خط مقدم شهید نشد. شهید جمراسی همراه دیگر دوستانش واحد اطلاعاتِ سپاه قم را سروسامان بخشید و توسعه داد. او که در تفحص شهدا نقشی پررنگ داشت، سال 1390، در آستانهٔ بازنشستگی برای مأموریتی به سردشت اعزام شد و طی عملیات تروریستی گروهک پژاک به شهادت رسید. این کتاب روایت زندگی اوست.

در انتظار پدر: مادرانه‌ای دلنشین از شهید محمدرضا تورجی‌زاده

معرفی کتاب
ابتدای کتاب در اصل شنیده‌های مادر، دربارۀ کودکی شهید «تورجی‌زاده» و روایتگر سیر زندگی از فوت پدر در خردسالی تا زمان ازدواج و تولد این شهید است. اعزام به جبهه، مجروحیت تا زمان شهادت به روایت مادر شهید در این کتاب گردآوری و تدوین شده است.

خورشید که غرق نمی‌شود: روایتی داستانی از زندگی شهید محمد شمسی

معرفی کتاب
کتاب حاضر روایتگر داستان زندگی یکی از جوانان رزمندۀ دوران دفاع مقدس است، جوانی که در لحظه شهادت فقط هجده سال داشت؛ اما آن‌چنان زیست که می‌توان از زندگی‌اش درس‌ها گرفت و سر تعظیم فرود آورد، در برابر آزادگی و انسانیت و دلاوری‌اش. «محمد شمس» در طول زندگی کوتاه خود آن‌گونه رفتار کرد و آن‌چنان اندیشید که هیچ پایان دیگری جز شهادت برای او متصور نبود.