وقتی مژی گم شد
معرفی کتاب
کتاب حاضر از مجموعه «رمان نوجوان امروز» بوده و موضوع آن آسیبهای اجتماعی است. «ناصر» و «نرگس» بعد از تلاش بسیار، سرانجام ساخت ویلای خود را به اتمام رساندهاند. آنها دو فرزند به نامهای «مسعود» و «مُژی» دارند. باجناق ناصر، «سامان» و همسرش، «فریبا» و دخترشان نیز همراه آنها هستند. هفت نفر به ویلای نوساز ناصر در شمال میروند. مُژی قرص معده پدرش را فراموش کرده است و همین موضوع باعث مشاجره لفظی پدر و دختر میشود و صبح روز بعد مُژی ناپدید میشود. همه برای پیدا کردن او همهجا را میگردند و ماجراهایی برای هرکدام رخ میدهد.
روح عزیز
معرفی کتاب
انگار واقعاً مادر «آرش» خانه را تکانده بود! وقتی آرش وارد شد، هیچچیز سرِ جایش نبود! مادر از او خواست تا وقتی پرده را از ماشین لباسشویی بیرون میآورد، سریع آویزانش کند تا چروک نشود؛ اما آرش از مادر خواهش کرد که یک ساعتی دیرتر پرده را در لباسشویی بیندازد تا او برود و برگردد و قول داد که زود برمیگردد و پرده را نصب میکند؛ اما کارش چهار ساعت طول کشید! آرش با اضطراب زنگ در خانه را زد؛ ولی انگار هیچکس خانه نبود! این چطور ممکن است؟ مادر کجاست؟ چه اتفاقی افتاده است؟
آینده نزدیک: درک 12 نیروی فناورانه که آیندهمان را رقم میزنند
معرفی کتاب
در سه دهه گذشته فناوری و ارتباطات رشد بسیار سریعی داشته اند و اکنون اینترنت، رایانه ها و گوشی های هوشمند بر اقتصاد جهانی و زندگی روزمره مان فرمانروایی می کنند. در جریان این پیشرفت ها سوالاتی مطرح است، اینکه فناوری ها چه تغییرات و چه پیشرفت هایی می کنند؟ کسب و کارها چگونه می توانند در این فضای تغییرات به رشدشان ادامه دهند؟ و سوالاتی از این قبیل که کتاب پیش رو با نگاهی به آینده می کوشد به این پرسش ها پاسخ دهد.
دیو
معرفی کتاب
«استیو هارمونِ» سیاهپوست، به جرم قتل در زندان است و شاید تا آخر عمرش آنجا بماند! اکنون در دادگاه محاکمه میشود. او فقط شانزده سال دارد! جریان از این قرار است که استیو همراه دو نفر دیگر به قصد دزدی وارد داروخانه آقای «نزبیت» میشوند. استیو اول از همه وارد میشود تا مطمئن شود پلیس آنجا نباشد. بعد بیرون داروخانه میایستد تا مراقب رفت و آمدها باشد. در داروخانه دو نفر دیگر با آقای نزبیت درگیر میشوند و صاحب داروخانه با اسلحه خودش کشته میشود! آیا بیگناهی استیو ثابت میشود یا به اعدام محکوم میشود؟
برای گفتگو و سازگاری با دیگران چه باید بکنم؟
معرفی کتاب
برای خیلی از انسانها توافق با دیگران کار سادهای نیست. کتاب حاضر 21 وسیله را، مثل جعبهابزاری برای کنارآمدن با دیگران، در اختیار مخاطب میگذارد تا مهارتهای گفتوگو و سازگاری را یاد بگیرد. تمرینهای کتاب روش اجرای مهارتهای ارائهشده در کتاب را به مخاطب میآموزند. این مهارتها عبارتاند از: ابراز وجود، پیداکردن و نگهداشتن دوستان، پایاندادن به بحث و دعوا، تمامکردن آزار و قلدری، مقابله با سرزنش و مقابله با افکار منفی. نویسنده در توضیح هر مهارت چند ابزار را معرفی کرده است؛ مثل: شکستن فکر، کم محلی، غیبشدن، آرامش و سؤالپرسیدن.
با مشکل نابغه بودن، چه باید بکنم؟
معرفی کتاب
نابغهبودن به معنای متفاوت بودن است. متفاوتبودن برای بچههای نابغه مسئولیتی سنگین است. کتاب حاضر شامل ماجراهایی دربارۀ بچههای نابغه و شرح زندگی آنان است تا به مخاطب بیاموزد در صورت نابغه بودن چگونه باید رفتار کند. معنی نابغهبودن، شباهتها و تفاوتهای نابغهها با افراد عادی، بهترین و بدترین چیز در مورد نابغهبودن، چگونگی هماهنگشدن با دوستان و گروه همسالان، انتظارات، شرایط نابغهها در مدرسه و خانه و در نهایت چشم انداز آینده برای نابغهها، از جملۀ محتواهای کتاب هستند.
در ستایش تربیت نکردن: جلوههایی از زندگی و اندیشههای عبدالعظیم کریمی
معرفی کتاب
مستندسازی دغدغهها، اندیشهها و تجربههای برخی از چهرههای ممتاز تعلیم و تربیت ضرورتی است که این کتاب به آن پاسخ داده است. این کتاب از مجموعهای چند جلدی، دربارۀ زندگی عبدالعظیم کریمی و شامل سه بخش است: تجربۀ زیسته که زندگینامۀ داستانی آقای عبدالعظیم کریمی است؛ گفتوگوها به شکل میزگرد با حضور کارشناسان صاحبنظر؛ دستاوردها شامل سوابق آموزشی و علمی، تألیفها و ترجمهها.
عیبیابی و تعمیر گیربکس تراکتور مسی فرگوسن: مدلهای 399 -800 -475 -285
معرفی کتاب
استفاده از تراکتور در کشاورزی بسیار رایج است. بنابراین، آموزش تعمیرات سیستمهای تراکتور، از جمله سیستم انتقال قدرت آن، ضروری است. این کتاب مراحل دمونتاژ و مونتاژ گیربکس تراکتور مسی فرگوسن را به عنوان نوعی آموزش تخصصی در تعمیرات تراکتورهای رایج کشور عرضه میکند. این اطلاعات قابل تعمیم به کامیونها، اتومبیلها، کمباینها و دیگر وسایل نقلیه نیز هستند. همۀ مراحل آموزش با تصویرهای درشت و دقیق ارائه شدهاند.
بهمن65
معرفی کتاب
کتاب حاضر حاوی پنج داستان به هم پیوسته است. راوی داستان دختر نوجوانی است که برادرش، «عباس»، به جبهه رفته است. او خواهربزرگتری هم به نام «معصوم» دارد که البته میانه خوبی با هم ندارند و مرتب در حال جر و بحث هستند. معصوم به خواهر کوچکش میگوید بالاخره روی دست مادر میماند؛ اما راوی داستان میخواهد نویسنده شود و اصلاً برایش مهم نیست که خانهداری و آشپزی بلد نیست. هروقت جایی بمباران میشود، داداش عباس زنگ میزند؛ ولی اینبار تماس نگرفته است. پدر میرود تا سری به او بزند و... .