غول بزرگ مهربان
معرفی کتاب
سوفی روی تختخواب یتیمخانه دراز کشیده بود؛ اما خوابش نمیبرد؛ چون پرتو پرنور مهتاب، مستقیم روی بالشش افتاده بود. او از تخت پایین آمد، غافل از اینکه الان درست ساعت جادوگری است و ممکن است هر اتفاق غیرعادی بیافتد... . سوفی شانس آورده که غول بزرگ مهربان او را دزدیده است؛ چون این غول، برخلاف غولهای دیگر گوشت آدم نمیخورد! و... .
پتیلو کلمه جادویی
معرفی کتاب
قصههای «پتیلو» با هدف آموزش مهارتهای اجتماعی اولیه به کودک نوشته شده و داستان یک بچهگرگ خردسال بهنام «پتیلو» را تعریف میکند که همراه پدر، مادر و خواهر کوچکترش «بابیلو» زندگی میکند. در هر کتاب در قالب یک قصه پتیلو با یک چالش تربیتی جدید مواجه میشود و به کمک پدر و مادرش میآموزد که چگونه آن را حل کند و مهارت جدیدی را فرا بگیرد. در این داستان، پتیلو برای بازی نزد دخترخالهاش میرود اما آنها ظاهرا مؤدب نیستند و هیچکدامشان از کلمههای مناسب برای صحبت کردن استفاده نمیکنند برای همین... .
پتیلو به مسافرت میرود
معرفی کتاب
قصههای «پتیلو» با هدف آموزش مهارتهای اجتماعی اولیه به کودک نوشته شده و داستان یک بچهگرگ خردسال بهنام «پتیلو» را تعریف میکند که همراه پدر، مادر و خواهر کوچکترش «بابیلو» زندگی میکند. در هر کتاب در قالب یک قصه پتیلو با یک چالش تربیتی جدید مواجه میشود و به کمک پدر و مادرش میآموزد که چگونه آن را حل کند و مهارت جدیدی را فرا بگیرد. در این داستان، پتیلو قرار است با پدر و مادرش به مسافرت برود برای همین او آماده میشود تا چمدانش را برای سفر ببندد. پتیلو به کمک مادرش یاد میگیرد که چه چیزهایی را داخل چمدان بگذارد و... .
پتیلو ماکارونی
معرفی کتاب
قصههای «پتیلو» با هدف آموزش مهارتهای اجتماعی اولیه به کودک نوشته شده و داستان یک بچهگرگ خردسال بهنام «پتیلو» را تعریف میکند که همراه پدر، مادر و خواهر کوچکترش «بابیلو» زندگی میکند. در هر کتاب در قالب یک قصه پتیلو با یک چالش تربیتی جدید مواجه میشود و به کمک پدر و مادرش میآموزد که چگونه آن را حل کند و مهارت جدیدی را فرا بگیرد. در این داستان، پتیلو غذایش را نمیخورد و پدر و مادرش را حسابی کلافه کرده است، او فقط ماکارانی میخواهد و... .
پتیلو پستانک میخورد!
معرفی کتاب
قصههای «پتیلو» با هدف آموزش مهارتهای اجتماعی اولیه به کودک نوشته شده و داستان یک بچهگرگ خردسال بهنام «پتیلو» را تعریف میکند که همراه پدر، مادر و خواهر کوچکترش «بابیلو» زندگی میکند. در هر کتاب در قالب یک قصه پتیلو با یک چالش تربیتی جدید مواجه میشود و به کمک پدر و مادرش میآموزد که چگونه آن را حل کند و مهارت جدیدی را فرا بگیرد. در این داستان، پتیلو یک پستانک دارد که هنگام خواب بعدازظهر و شبها آن را میمکد، مادرش به او میگوید که بهجز زمان خواب بقیه اوقات باید پستانکش را کنار بگذارد اما... .
بخت و اقبال
معرفی کتاب
مرد بدبخت از تمام دنیا فقط یک خانه داشت. خانهای که در نداشت. او اسب بیحالی هم داشت. شبی تصمیم گرفت برود و صاحب بخت و اقبال را پیدا کند و از او بپرسد که چرا خوشبخت نیست. مرد بدبخت سرِ راهش به گرگی برخورد کرد که سردردی دائمی داشت، به ماهیای که هر کار میکرد خارش دماغش از بین نمیرفت و... . مرد سرانجام توانست صاحب بختواقبال را پیدا کند. صاحب بختو اقبال سعی کرد برای او توضیح دهد؛ اما مرد آنقدر عجول بود که... .
قصه سنگ و باد
معرفی کتاب
روی تپه، کنار درخت، سنگ بزرگی بود که با درخت و باد دوست بود؛ اما اغلب تنها بود؛ چون درخت بیشتر وقتها چُرت میزد و باد بیشتر وقتش در رفتوآمد میگذشت. سنگ دلش میخواست کسی بیاید و روی او بنشیند. او به حرف آدمها گوش میداد و حوصلهاش سر نمیرفت تا اینکه پاییز از راه رسید. درخت به خواب زمستانی رفت و باد هم سرش شلوغ بود و درخت بیشتر از هروقتی تنها بود. زمستان که آمد... .
پسر صیاد
معرفی کتاب
این افسانه که بخشی از هویت فرهنگی مردم کُردزبان کرمانشاه و ایلام است، درباره پسر صیادی است که در زمستانی سخت برای نبرد با برف و سرما به کوه میرود و با گذاشتن سنگ بزرگی بر شانه و راه رفتن با آن از سرمای زمستان و منجمد شدن خونش رهایی مییابد و درنهایت با زدن سنگ بر زمین جان زمستان را گرفته و بهار را از خواب بیدار میکند. کُردها بر این باورند که آب شدن برفها در نیمه دوم بهمنماه هر سال و خیزش بخار از زمین، در نتیجه برخورد سنگِ پسر صیاد بر زمین است.