Skip to main content

نورمن این کارو نکرده

معرفی کتاب
این داستان درباره یک احساس طبیعی است که خردسالان آن را تجربه می‌کنند: حسادت.
نورمن، جوجه تیغی شخصیت اصلی قصه، با درختی به نام میلی‌ویلی دوست است. اما ناگهان یک درخت کوچک دیگر نزدیک آن‌ها پیدا می‌شود و با میلی‌ویلی ارتباط برقرار می‌کند. همین موضوع باعث ایجاد حس حسادت و خطر در نورمن می‌شود. چگونه کنارآمدن نورمن با این شرایط، موضوع داستان پیش‌رو است.

آقا خرسه نمی‌تواند صبر کند

معرفی کتاب
خرسی که منتظر تولد دوستش است، ولی خیلی بی تابی و بی صبری می کند. زمان نمی گذرد. هر کدام از دوستانش مشغول کاری هستند؛ ولی خرس فقط بی صبری می کند و در نهایت بر اثر بی صبری کارها خراب تر هم می شود. در نهایت خودش هم تلاش می کند تا خراب کاری رکه به بار آورده برطرف کند، تا زمان موعد برسد.

آرزوی مادربزرگ

معرفی کتاب
این کتاب درباره یک کودک و مادربزرگش در زمان حیات امام رضا(ع) است. مادربزرگ آرزو دارد که برود تا محل سخنرانی امام رضا(ع) در نیشابور و ایشان را ببیند. کودک این داستان و دوستان او کارهای عجیب و جالبی انجام می‌دهند تا بتوانند مادربزرگ را به نیشابور برسانند...

حیوانات

معرفی کتاب
این کتاب درباره محیط‌زیست است و اهمیت حفظ جان حیوانات و مراقبت از گونه‌های جانوری. کتاب شعر حاضر از زبان حیوانات بازگو شده‌اند که هرچه از کره‌زمین شنیده‌اند را روایت می‌کنند. زمین و حیوانات از نابودی و انقراض هم‌نوعانشان بسیار ناراحت و دلگیرند. آ‌ن‌ها همگی یک چیز می‌خواهند و آن این است که شکارچی‌ها جنگل و دریا و کوه و... رها کنند و بروند.
نویسنده سعی دارد توجه و حس مسئولیت خواننده را نسبت به اهمیت جان و امنیت حیوانات جلب کند.

بلیت‌های شهربازی

معرفی کتاب
این داستان درباره بخشش و مهربانی است و براساس حدیثی از امام رضا(ع) که در انتهای کتاب آمده، روایت شده است. پانیذ دختر کوچکی است که همراه با خانواده‌اش به شهربازی آمده بود. پانیذ دوست نداشت بازی را تمام کند دلش می‌خواست تا آخرین بلیت شهربازی را مصرف کند اما پدر و مادرش به او گفته بودند که دیگر بازی بس است!
برای پانیذ سوال بود که چرا مادر و پدرش نگذاشتند او تا آخرین بلیت را مصرف کند! زمانی که وارد رستوران شدند، دو کودک که مشغول فروختن جوراب بودند، سر میز آن‌ها آمدند و پدر و مادر پانیذ، هم از آن دو کودک جوراب خریدند هم باقی بلیت‌ها را به آن‌ها دادند. آن‌جا بود که پانیذ متوجه شد آن بلیت‌ها برای بخشیدن به کودکان نیازمند و بخشش بوده است.

دست‌هایی با عطر هلو

معرفی کتاب
این قصه درباره پسری به نام هادی است که کمی تنبل بود و دوست داشت فقط بنشیند پای بازی‌های رایانه‌ای. یک روز که هادی مجبور شد برود کمک پدرش و در مغازه میوه‌فروشی کار کند، معلم سال گذشته‌اش را دید. آقای معلم چند کیلو میوه خرید و هادی تا خانه معلم، میوه‌ها را برد. در خانه آقای معلم، پدر مریض و کم‌توان آقامعلم زندگی می‌کرد. دیدن آن پیرمرد و خدمت و کمک‌های آقا معلم به او، هادی را سخت به فکر فرو برد. بعد از آن روز، هادی دیگر تنبل نبود و تصمیم گرفت به پدرش کمک کند.

هدیه بابا

معرفی کتاب
مجموعه «یک قصه یک حدیث» با محور قراردادن یک حدیث از امام رضا، داستانی امروزی را برای مخاطب کودک بیان می‌کند و کودک با یک حدیث از ایشان و به کار بردن آن در زندگی آشنا می شود.
در کتاب «هدیه بابا» دختر خانم، تبلتی که پدرش برایش خریده را با خودش همه جا می‌برد. سرانجام تبلت در مدرسه می‌شکند. او درباره شکسته شدن تبلت به پدرش دروغ می‌گوید و ...

زیر قولم نمی‌زنم

معرفی کتاب
این مجموعه با محور قراردادن یک حدیث از امام رضا، داستانی امروزی را برای مخاطب کودک بیان می کند و کودک با یک حدیث از ایشان و به کار بردن آن در زندگی آشنا می‌شود. داییِ "سروش" به عنوان سوغاتی برایش یک شیپور م‌ آورد که مخصوص تشویق بازیکنان در ورزشگاه است. سروش دوست دارد با آن همه جا بازی کند اما باعث اذیت دیگران و مخصوصاً همسایه‌ها می‌شود....

جشن تولد سارا

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتاب‌های «سلام بر گل نجمه» است و براساس حدیثی از امام رضا (ع) روایت شده است. مضمون قصه و حدیث درباره اهمیت صله‌رحم و دید و بازدید با خویشاوندان است. ماجرا از این قرار است آن شب تولد ساراست. همه وسایل تولد خریداری شده و مهمان‌ها دعوت شده‌اند به غیر از خانواده عمو؛ چون سارا با دخترعمویش قهر است. اما همان روز دختر عمو به سارا پیامک می‌دهد و... .

کسی که از او خجالت نمی‌کشیدم

معرفی کتاب
یکی از ویژگی‌های امام رضا(ع) بخشندگی و رأفت ایشان است. داستان حاضر نیز همین خصوصیت امام هشتم(ع) را بازگو می‌کند. در این قصه مردی فقیر که به چندین نفر بدهکار بود، ناامید و غمگین برای حل مشکلش نزد امام رضا(ع) می‌رود. پیش از اینکه مرد چیزی بگوید، امام(ع) به او اطمینان می‌دهد که مشکلش را حل کند. بعد از اینکه مرد از فقر و بدهکاری‌هایش گفت، امام(ع) کیسه‌ای از سکه به او داد تا بدهی‌هایش را پرداخت کند و برای فرزندان و همسرش نیز غذا بخرد.
این داستان قصد دارد تا کودکان را با مهربانی و فضیلت‌های امام رضا(ع) آشنا کند.