بازیهای ملی ومحلی ایرانزمین
معرفی کتاب
بازی نهتنها در گذراندن اوقات فراغت سالم کودکان نقش دارد، بلکه در آموزش و تربیت صحیح و همچنین در شکلگیری شخصیت آینده آنها مؤثر است. کتاب تعدادی از این بازیها را معرفی کرده است و در شرح هر یک از آنها به اهداف، نحوه اجرا و چگونگی دستیابی به هدف اشاره میکند. نیازهای جسمی، فکری و روحی کودکان در اجرای این بازیهامورد توجه قرار گرفته است.
7 مهارت اساسی برای معلمان به همراه ضمیمهای درباره ویژگیهای معلمان حرفهمند در جهان
معرفی کتاب
نویسنده سعی کرده است تا با معرفی و شرح 7 مهارت اساسی برای معلمان، چگونگی کاربرد هر یک را در فرایند یاددهی ـــ یادگیری و خلق فضای آموزشی جذاب و برقرای ارتباط کلامی و عاطفی مناسب با فراگیرندگان توضیح دهد. در پایان نیز سنجههایی ارائه شده است که با مرور آنها میتوان معلمان حرفهای را در جهان شناسایی کرد.
خضر(ع)
معرفی کتاب
به فرمان خدا، حضرت موسی به دنبال مردی عابد و حکیم میرود تا از وی پیروی کند. آن مرد از نوادگان نوح است. مردی که همیشه زنده است و هرگز نمیمیرد. خضر لقب اوست. حضرت موسی او را پیدا میکند. حضرت خضر کارهای عجیبی انجام میدهد که موسی علت آن را نمیفهمد. کشتی را سوراخ میکند، پسربچۀ بیگناهی را میکشد و دیوار فروریختهای را تعمیر میکند.
صالح(ع)
معرفی کتاب
مردم قوم ثمود برای ایمان آوردن به خدا از حضرت صالح میخواهند که از دل کوه شتری بیرون بیاورد. صالح پیامبر این کار را انجام میدهد؛ اما مردم معتقدند که این کار جادویی بیش نیست و مرتب بهانهتراشی میکنند. با وجود اینکه حضرت صالح آنها را از آزار شتر برحذر داشته است؛ ولی مردم شتر را میکشند، سپس عذاب الهی نازل میشود.
عزیر(ع)
معرفی کتاب
هنگامی که بختالنصر در بابل به قدرت رسید، معابد یهودیان را سوزاند و آنها را کشت و به اسارت گرفت. عُزیر پیامبر که آوازه عدالت و خداباوری کوروش کبیر، پادشاه بزرگ ایران را شنیده بود، از او خواست که قومش را از ستم بختالنصر برهاند. کوروش پذیرفت و بعد از آن یهودیان از آوارگی نجات یافتند؛ اما کتاب مقدس آنها از بین رفته بود. عُزیر پیامبر تورات را دوباره نوشت؛ اما یکباره ناپدید شد.
دانیال(ع)
معرفی کتاب
بختالنصر، پادشاه سرزمین بابل، حاکمی مستبد و زورگو بود که از مردم به سختی کار میکشید و مالیات زیادی میگرفت. دانیال پیامبر که مردی دانشمند و حکیم بود و همیشه به مردم کمک میکرد، از او خواست که دست از ظلم بردارد؛ ولی بختالنصر او را در چاهی زندانی کرد. بعد از مدتی پادشاه خوابی دید که هیچکس نتوانست آن را تعبیر کند.