سیسی خرسی و لباس زرد
معرفی کتاب
«سیسی» بچه خرس کوچولو، با مادرش برای خرید پارچه به مغازه میرود. او رنگ زرد را میپسندد و به حرفهای مادرش که میگوید این رنگ مناسب خرسها نیست، هیچ توجهی نمیکند. چند روز بعد، سیسی با لباس جدیدش در جنگل گردش میکند که ناگهان شکارچی را میبیند که اسلحهای در دست دارد. سیسی سعی میکند پنهان شود؛ اما هر جا میرود شکارچی به همان سمت میآید و... . شکارچی نزدیک میشود؛ اما او خرس کوچولو را شکار نمیکند؛ چون او شکارچی نیست. پس او کیست؟ و آن اسلحه چیست که در دست دارد؟
کی بیشتر میپره؟
معرفی کتاب
«پابلند» ملخ مغروری است که فکر میکند از همه حیوانات دنیا بیشتر میپرد. او همیشه از خودش تعریف میکند و با پرشهای ناگهانی، باعث ترس حیوانات میشود. «دُمقرمز» روباه باهوش و زیرک، برای اینکه ملخ دست از غرورش بردارد، نقشهای میکشد و بین ملخ و قورباغه مسابقهای ترتیب میدهد. دُمقرمز پیش از مسابقه نزد ملخ میرود و او را در حال تمرین میبیند. روباه به او توصیه میکند که حسابی استراحت کند و خوب غذا بخورد؛ چون در هر صورت او برنده میشود؛ اما روز مسابقه اتفاق دیگری رخ میدهد.
غازی خوابالوشده
معرفی کتاب
قرار است «غازی» با دوستانش، «پرسیاه» و «مخملی» بازی کند؛ اما او خیلی خسته است و مرتب چشمهایش را میمالد؛ چون دیشب دیر خوابیده است. وقتی غازی به خواب میرود، پرسیاه و مخملی فکر میکنند که او مریض شده است، برای همین تصمیم میگیرند از جلبکهای کف رودخانه برایش بیاورند تا بخورد و زود خوب شود. مخملی میپرد توی آب!؛ اما او یک خرگوش است و نمیتواند شنا کند. سرانجام مخملی چه میشود؟ آیا کسی هست که او را نجات دهد؟
تا آن روز
معرفی کتاب
در باغ بزرگی، کلاغها و سارها در کنار هم، با صلح و صفا زندگی میکنند تا اینکه کلاغها که چاقتر و قویتر از سارها هستند، به آنها زور میگویند. کلاغها به سارها میگویند یا باید حرفهای ما را قبول کنید یا از این باغ بروید. سارها که باغ و درختهایش را دوست دارند، میمانند. ابتدا همهچیز خوب پیش میرود؛ ولی وقتی زمستان از راه میرسد، دانه کم و هوا سرد میشود و روز به روز حملات کلاغها بیشتر میشود. روزی یکی از خانم کلاغها که مهربان و دلسوز است، جوجهساری را پیدا میکند که پدر و مادرش را از دست داده است و تصمیم میگیرد از او نگهداری کند.
چمدان پرنده
معرفی کتاب
این کتاب دربردارنده شش داستان کوتاه است. «چمدان پرنده»، «قوهای وحشی»، «فرشته» و «پروانه» نام برخی از این داستانهاست. «چمدان پرنده»، داستان پسری است که ارث پدری را به نادرستی استفاده میکند و همه را از دست میدهد. در داستان «قوهای وحشی»، دختری به نام «لایزا» به خاطر رفتارهای بد نامادریاش به جنگل پناه میبرد. داستان «فرشته» از مرگ سخن میگوید و موضوع داستان «پروانه» درباره از دست دادن فرصتهاست.
سگی که میخواست خورشید باشد و سیزده قصه دیگر از قصههای مردم آسیا
معرفی کتاب
این کتاب شامل چهارده قصه از مردم آسیاست که برای مخاطبان کودک و نوجوان انتخاب شده است. آنچه در این قصهها اهمیت دارد، این است که سرانجام، خوبیها پیروز شده و نیروهای اهریمنی نابود میشوند. داستان «سگی که میخواست خورشید باشد»، داستان سگ خیالبافی را روایت میکند که دوست دارد به جای خورشید باشد. او از خورشید میخواهد که پایین بیاید و به جای او سگ شود تا او هم به جای خورشید به آسمان برود و بتابد. خورشید قبول میکند و... .
من و مامانبزرگ
معرفی کتاب
قهرمان داستان درباره مادربزرگش صحبت میکند. مادربزرگ او آرام و خوشاخلاق است و هیچوقت عصبانی نمیشود. آنها ساعتها با هم صحبت میکنند و پسرک تمام مشکلاتش را با او در میان میگذارد. مادربزرگ پیر و ناتوان نیست، آنها به شهربازی میروند و سوار ماشین برقی میشوند و مادربزرگ با تمام توان به ماشینهای دیگر میکوبد و از خنده رودهبر میشود. او هرگز نوهاش را سرزنش نمیکند و وقتی پسرک ناراحت است، مادربزرگ با حرفهایش او را آرام میکند. مادربزرگ بیش از هر چیزی، مهربان بودن را به نوهاش یاد میدهد و پسرک او را بیشتر از هر کسی در دنیا دوست دارد.
من و خانم معلم
معرفی کتاب
پسرک وقتی برای اولینبار وارد مدرسه میشود، ناراحت است؛ چون احساس تنهایی میکند. خانم معلم برخلاف تصور پسرک هیچوقت بیحوصله و عصبانی نیست. او همیشه آرام و خونسرد است و با همه مهربان. کمکم پسر کوچولو متوجه علاقهمندیهای مشترک بین خود و معلمش میشود و همین موضوع باعث میشود که او مدرسه را دوست داشته باشد.
من و دوستم
معرفی کتاب
موضوع این کتاب درباره ویژگیهای یک دوست خوب است. پسر کوچولو از رفتن به مدرسه خوشش نمیآید، چون او در مدرسه احساس تنهایی میکند؛ اما پس از چند روز نظرش تغییر میکند. او معلم مهربانی دارد و بهترین دوستش را در مدرسه پیدا کرده است. پسر کوچولو و دوستش همیشه با هم هستند و تمام کارهایشان را با هم انجام میدهند. آنها با هم درس میخوانند، با هم بازی میکنند، دردِ دل میکنند و خوراکیهایشان را با هم میخورند.