دزد یک چشم
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتابهای طنز «قصههای عهد بوق» است. در این داستان، دزد یک چشم، به سرزمین خُلها میرود و سر از قصر پادشاه درمیآورد. پادشاه خُلها با دیدن دزد یک چشم از ترس میمیرد و دزد یک چشم تاج او را بر سر میگذارد و پادشاه آن سرزمین میشود.پادشاه یک چشم با تیر و کمانش به چهار طرف دنیا تیرهای آتشین پرتاب میکند و تمام دزدهای یک چشمِ سرتاسر دنیا به آن سرزمین میآیند و جلوی چشم مردم، سرزمین خُلها به سرزمین دزدهای یک چشم تبدیل میشود! پادشاه یک چشم، «مراد شاه دزد» را به عنوان وزیر انتخاب میکند. وزیر به پادشاه پیشنهاد میکند که با دختر شاه پریان ازدواج کند و... .
سرزمین خلها
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتابهای طنز «قصههای عهد بوق» است. در سرزمین خُلها آدمهای عجیب و غریبی زندگی میکنند؛ اما خُل نیستند تا اینکه روزی سر و کله پادشاه خُلها پیدا میشود. او دستور میدهد که همه خُلهای روی زمین به آنجا بیایند. خُلها از راههای دور و نزدیک خودشان را به آن سرزمین میرسانند. وقتی همه خُلها جمع میشوند، پادشاه دستور میدهد که بلندترین و محکمترین طناب روی زمین را ببافند و خُلها هم بدون هیچ سوال و جوابی شروع به کار میکنند. این طناب برای چیست و پادشاه آن را برای چه کاری میخواهد؟
کوتولخان
معرفی کتاب
کتاب حاضر جلد دوم از مجموعه طنز «قصههای عهد بوق» است. این کتاب ده داستان دارد. «عاشق»، «ننهپیره»، «داودآوازی»، «شَلاسماعیل» و «کوتولخان» نام برخی از این داستانهاست. «کوتولخان» را به عهد بوق راه نمیدهند؛ اما او به سراغ «ننهپیره» میرود و وقتی ننهپیره مطمئن میشود که او در همه کارها استاد است، کوتولخان وارد عهد بوق میشود. روز اول کوتولخان آب را از سرچشمه گِل میکند و بعد از آب گِلآلود ماهی میگیرد و در بازار میفروشد. روز دوم با تیر و کمانش تمام پرندههای آسمان عهد بوق را شکار میکند و همه را در بازار به مردم میفروشد. روز سوم گوسفندها را به صحرا میبرد و شب باز میگردد و میگوید گوسفندها را گم کرده است. روز چهارم... . شما فکر میکنید مردم عهد بوق با او چه میکنند؟
مهمانی دیوها
معرفی کتاب
کتاب حاضر جلد اول از مجموعه طنز «قصههای عهد بوق» است. این کتاب حاوی ده داستان کوتاه بوده که نام بعضی از آنها به این ترتیب است: «جادوگر بیکار»، «پری زشته»، «جن بوداده» و «مهمانی دیوها». داستان «جادوگر بیکار» درباره جادوگری است که مثل جادوگرهای دیگر بدجنس نیست و وقتی حوصلهاش سر میرود، تصمیم میگیرد با جارویش همه جا را جارو کند. او آنقدر به این کار ادامه میدهد که جارویش میشکند. جادوگر که دلش میخواهد همه جا را تمیز کند، یک جاروبرقی اختراع میکند؛ اما بعد از مدت کوتاهی شکم جاروبرقی پر از آشغال میشود. حالا جادوگر چه کاری باید انجام دهد؟
من مادر مادربزرگم بودم
معرفی کتاب
مادربزرگ نوشین بیماری فراموشی دارد. نوشین می داند که حقوق مادر و پدرش نمی رسد تا برای او پرستار بگیرند و برای همین تصمیم می گیرد خودش از مادر بزرگ پرستاری کند. اما این کار اصلاً کار ساده ای نیست. مادر بزرگ به خیلی از حرفهای پرستار کوچولو گوش نمی کند و همین باعث می شود ماجراهای زیادی در خانهی آنان اتفاق بیفتد.
بنی و عروسکش
معرفی کتاب
این کتاب جلد نخست از «ماجراهای بنی» است. «بنی» بچه خوک بازیگوشی است که به حرفهای مادرش گوش نمیکند. یک روز مادر بنی تصمیم میگیرد عروسک بنی را بشوید؛ اما او با این کار مخالف است؛ چون فکر میکند عروسکش هنوز خیلی کثیف نشده است. بنی که از دست مادرش ناراحت است، عروسکش را برمیدارد و از خانه بیرون میرود تا جای دیگری برای زندگی پیدا کند؛ اما هیچ کس نمیخواهد با آنها زندگی کند تا اینکه بنی به یک مزرعه میرسد.
بنی و برادرش
معرفی کتاب
جلد سوم از «ماجراهای بنی»، روایتگر داستانی درباره بچهخوکهاست. «بنی» و برادر کوچکش که حوصلهشان سر رفته است، با اجازه مادر، برای بازی از خانه بیرون میروند و مادر از آنها میخواهد که نزدیک چاله گِلی نروند. بنی قبول میکند؛ اما تمام دوستانش و حتی بهترین دوستش، «کلارا»، کنار چاله در حال بازی هستند. بنی حرف مادرش را فراموش میکند و همراه برادرش مشغول بازی با دوستانش در کنار چاله گِلی میشود. ناگهان برادر بنی در چاله میافتد. حالا بنی میترسد به خانه برگردد. برای همین باید فکر راه چارهای باشد تا برادرش را نجات دهد.
چه میشود اگر ...؟
معرفی کتاب
«اندی» پسر خیالپردازی است و باعث میشود که کودکان یاد بگیرند خلاقانه فکر کنند؛ حتی اگر غیرمعمول باشد. داستان کتاب که با تصاویر خلاقانه نیز همراه است، با یک خیالپردازی جالب شروع میشود. اندی فکر میکند پاستیلهای ژلهای میتوانند باعث پرش به ارتفاعات شوند! اندی برای هر خیالپردازی، یک نتیجهگیری منطقی نیز دارد تا اینکه برادر بزرگش با پرسشی او را از رویا بیرون میآورد.
شهر پرندگان
معرفی کتاب
مردم شهری که زورگو و ستمگر هستند، پرندهها را آزار میدهند و برای تفریح تعداد زیادی از آنها را شکار میکنند تا اینکه روزی تمام پرندهها شهر را ترک میکنند و فقط یک پروانه باقی میماند. مردم شهر پروانه زیبا را در قفسی شیشهای زندانی میکنند. روز بعد در سرزمین آنها همه رنگهای زیبا و روشن به سیاه و سفید تبدیل میشود و تنها پروانه زندانی رنگی میماند. با گذشت چند روز مردم متوجه اشتباه خود میشوند و پروانه را آزاد میکنند و... .
گربه نادان
معرفی کتاب
این کتاب جلد پنجم از مجموعه «قصههای ایرانی برای بچههای ایرانی» است که داستان آن از کتاب «مرزباننامه» اقتباس شده است. در خانه پیرمردی، موشی چاق و گربهای لاغر و ضعیف زندگی میکنند. موش از ترس گربه، تصمیم میگیرد به او پیشنهادی بدهد و از شرش خلاص شود. موش به گربه میگوید هر روز برایش غذا میآورد و در عوض گربه باید قول بدهد که هیچ وقت او را شکار نکند. گربه قبول میکند. روزها میگذرد و گربه چاق و سرحال میشود. خروس، دوست گربه که از دوستی موش و گربه ناراحت است، میخواهد با حیلهگری گربه را به موش بدگمان کند و... .