آدمبرفی و روباه
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتابهای «قصههای آدمبرفی» است که برای کودکان سه تا هفت سال نوشته شده است. در این داستان آدمبرفی روباهی را میبیند که زخمی شده است. آدمبرفی روباه را به غاری میبرد و زخمش را میبندد؛ ولی از خستگی خوابش میبرد. روباه که حالش بهتر شده است، از آنجا میرود و یک یادگاری برای آدمبرفی میگذارد.
قصههای محبوب بچههای جهان (جلد 2)
معرفی کتاب
کتاب حاضر جلد دوم از مجموعه دو جلدی کتابهای «قصههای محبوب بچههای جهان» است. این قصهها حاصل خرد و حکمت ملتهای کهن و گوناگون در طی قرون بسیار است که همچنان اصالت و نکتهآموزی خود را حفظ کردهاند. داستانهای این کتاب شامل قصههایی از سرزمین هند، آفریقا، چین، کُره و ژاپن است. «لاکپشت و غازها»، « موشهایی که آهن خوردند» و «خری که مغز نداشت» نام بعضی از داستانهایی است که از سرزمین هند آورده شده است.
قصههای محبوب بچههای جهان (جلد 1)
معرفی کتاب
این کتاب جلد اول از مجموعه دو جلدی کتابهای «قصههای محبوب بچههای جهان» است. این قصهها از کهنترین و اصیلترین قصههای آسیا و آفریقا انتخاب شدهاند. هر قصه در حالی که سرگرمکننده است، نکات اخلاقی نیز دربردارد. داستانهای این کتاب گلچینی از قصههای سرزمین هند، ژاپن، کُره، چین و آفریقاست. شایان ذکر است که قصههای سرزمین هند در دو بخش «پنجهتنتره» و سرزمین هندوستان آورده شده است.
قصه باورنکردنی هنری پسرک کتابخوار
معرفی کتاب
«هِنری» عاشق کتاب است؛ ولی نه مثل همه آدمها. او دوست دارد کتابها را بخورد! هنری هر نوع کتابی را میخورد و روز به روز باهوشتر میشود. او با خواندن هر کتاب چیزهای زیادی یاد میگیرد تا جایی که حتی از معلمش نیز باهوشتر میشود؛ اما بعد از مدتی اوضاع به هم میخورد و هنری احساس میکند که مریض شده است. همه چیزهایی که او یاد گرفته است، با هم قاطی میشوند و... .
10 قصه از امام کاظم(ع)
معرفی کتاب
این کتاب مجموعه داستانهایی درباره زندگی امام کاظم (ع) است. «ملخهای گرسنه»، «دوست غریبه»، «کار بزرگ» و «کشاورزِ بددهان»، نام بعضی از این داستانهاست. داستان «کار بزرگ»، قصه مرد جوانی را روایت میکند که برای شروع به کار، پولی ندارد. او به دیدن امام کاظم (ع) میرود و از ایشان تقاضای کمک میکند و امام بیست برابر درخواست جوان به او میبخشند. در پایان داستان آمده است: «خدایا او را که دل مردم را شاد میکند، دلش را شاد کن.»
10 قصه از امامسجاد(ع)
معرفی کتاب
کتاب مجموعهای از داستانهای کوتاه درباره زندگی امام سجاد (ع) است. «مسافر اسیر»، «روز انتخاب»، «جواب ناسزا» و «دو قرص نان»، نام بعضی از این داستانهاست. در داستان «مسافر اسیر» خانواده امام حسین (ع) در حالی وارد شهر شام میشوند که هیچکس آنها را نمیشناسد و مردم برای پیروزی یزید بر شورشیان شادی میکنند. پیرمردی راه امام سجاد (ع) را میبندد و خدا را شکر میکند که آنها شکست خوردهاند. امام با سخنان خود و خواندن آیاتی از قرآن کریم پیرمرد و مردم را متوجه اشتباهشان میکنند.
هوکوس پوکوس پنگوئن
معرفی کتاب
«خُف» یک شعبدهباز است. خرگوشهای خُف دیگر علاقهای به شرکت در شعبدهبازیهای او را ندارند. خُف «آشیل» را پیدا میکند. آشیل، پنگوئنی بامزه و باهوش است. مردم عاشق خُف و آشیل میشوند؛ اما یک روز آشیل ناپدید میشود. شعبدهباز با سرنخهایی که به دست میآورد، متوجه میشود که آشیل را دزدیدهاند. او برای نجات دوست کوچکش نقشه ماهرانهای را طراحی میکند و... .
یک شب باحال تر از باحال
معرفی کتاب
«لوته» همراه مادرش به فروشگاه میرود و مشغول خواندن کتاب میشود. او آن قدر در مطالعه غرق میشود که متوجه تعطیلی فروشگاه نمیشود. حالا او در فروشگاه گیر افتاده و حسابی ترسیده است؛ ولی از قرار معلوم یک نفر دیگر هم در فروشگاه گیر کرده است! و به نظر او ماندن در فروشگاه خیلی هم باحال است. حالا دو بچه بازیگوش در فروشگاه خوشحال و خندان میگردند و هر چیزی که دلشان میخواهد، میخورند؛ اما ناگهان سر و کله دو دزد بدجنس پیدا میشود و... .
کلاه جادو
معرفی کتاب
در جلد سوم از مجموعه «مومیترولها»، «ترولک»، «شامهزاد» و «بوبو»، در نوک کوه، یک کلاه جادویی پیدا میکنند. این کلاه شکل هر چیزی را تغییر میدهد. اتفاقهایی که پشت سر هم رخ میدهد، ابتدا برای مومیترولها سرگرمکننده است؛ ماجرای پیدا شدن پنج ابر کوچک، عزلتگزینی دوباره موش آبی، کشانده شدن مومیترولها به جزیره دورافتاده «هاتیواتی»، گم شدن کیف دستی ماماترول و... ، اما کمکم کار به جاهای خطرناکی میکشد که مومیترولها باید راه نجات از آنها را بیابند.
ترولک و ستاره دنبالهدار
معرفی کتاب
این کتاب جلد دوم از مجموعه «مومی ترولها» است. مومی ترولها، جانوران گرد و کوچک افسانهای هستند که مثل اسب آبی پوزهای کشیده دارند. در این داستان «ترولک» و «بوبو» با موش منفیبافی آشنا میشوند که میگوید به زودی کره زمین نابود خواهد شد. او میگوید ستاره سوزان دنبالهداری در راه است و هر لحظه به زمین نزدیکتر میشود. ترولک و بوبو پا در راهی پر خطر میگذارند تا جای امنی پیدا کنند. آنها در این راه همسفرهای دیگری هم مییابند و ماجراهای خندهدار و ترسناک یکی پس از دیگری رخ میدهد.