کجایی مامان، کجایی بابا؟
معرفی کتاب
«اژی» یک بچهاژدهاست که پدر و مادرش را سیل میبرد. اژی غمگین است و خیلی میترسد؛ اما چیزی نمیگذرد که یک دوست پیدا میکند. «قوری» قورباغهای است که پدر و مادر او را هم سیل برده است. اژی از قوری میخواهد مامان یا بابای او بشود؛ اما قوری فکر بهتری دارد. قوری میگوید با هم بگردیم و پدر و مادرهایمان را پیدا کنیم. آیا آنها موفق میشوند؟
دری و بره سیاه کوچولو
معرفی کتاب
«دُری» دختر کوچولویی است که همیشه موهایش به هم ریخته است و صورتش پُر از کک و مک. او در دو دنیای کاملاً متفاوت زندگی میکند، دنیای واقعی و دنیای خیالی. در دنیای خیالی دُری، بهترین دوستش، «مری»، زیر تخت میخوابد! همچنین دُری، دشمنی به نام خانم «گراکر» دارد! در مدرسه، خانم معلم برای دُری یک همگروهی انتخاب کرده است تا با هم کتاب بخوانند. آنها یک سبد پُر از کتابهایی دارند که درباره حیوانات مزرعه است و... .
دکمه به دردبخور
معرفی کتاب
در این کتاب داستانی طنز با تصاویری متفاوت روایت میشود. «زرد قناری»، دکمهای پیدا میکند و فکر میکند به هیچ دردی نمیخورد؛ اما دوستانش به او یاد میدهند که هر چیزی کاربردی دارد و این موضوع فقط به نوع نگاه به مسائل بستگی دارد. کودکان با مطالعه این داستان، میآموزند که نگاه تکبعدی به مسائل نداشته باشند و هر پدیدهای را از زوایای گوناگون ببینند.
نانت و باگت
معرفی کتاب
«نانت» میخواهد برای اولینبار به تنهایی به فروشگاه خانم «جولیت» برود و نان باگت بخرد؛ ولی آیا او آمادگی انجام این کار را دارد؟ نانت بوی باگت را خیلی دوست دارد و در برابر آن نمیتواند مقاومت کند و... . مادر در خانه منتظر نانت است؛ اما... . لازم به ذکر است که تصاویر کتاب با مقوا و کاغذ درست شده و سپس از آنها عکس دیجیتال گرفته شده است.
جشن جوجه کلاغها
معرفی کتاب
خانم کلاغ که بچههایش گرسنه هستند، کرم کوچولویی پیدا میکند؛ اما کرم کوچولو از کلاغ میخواهد او را رها کند؛ چون مادرش مریض است و باید برای او غذا پیدا کند. گربه و سنجاب و لاکپشت، حرفهای کرم را تصدیق میکنند. خانم کلاغ دلش برای کرم کوچولو میسوزد و او را آزاد میکند. حالا کلاغ دست خالی به لانه بازگشته است؛ ولی جوجهها خیلی گرسنه هستند. او شبانه از لانه بیرون میآید تا شاید بتواند چیزی برای خوردن پیدا کند که با کرم کوچولو روبهرو میشود و... .
هفتخوان رستم
معرفی کتاب
این کتاب جلد چهل و دوم از مجموعه کتابهای «داستانهای شاهنامه» است که به دو زبان فارسی ــ انگلیسی ارائه شده است. «کیکاووس» به دست دیو سپید اسیر میشود و «رستم» تصمیم میگیرد او رانجات دهد. رستم سوار بر «رخش» در این راه، خطرات بسیاری را به جان میخرد تا اینکه با مردی به نام «اولاد» روبهرو میشود. اولاد تنها راه رسیدن به دیو سپید را جنگ با «ارژنگدیو» میداند و رستم پیشاپیش اولاد برای مبارزه با این دیو آماده میشود.
پادشاه کوران
معرفی کتاب
«کیکاووسشاه» تصمیم میگیرد که به مازندران برود و با دیوان بجنگد و از آنان باژ بگیرد. بزرگان و پیران دربار سعی میکنند او را از این کار بازدارند؛ چراکه دیوان، وحشی هستند و راه مازندران بسیار دور و دراز است؛ اما کیکاووس به حرف هیچکس گوش نمیدهد و به سوی مازندران میرود. از آن سو، خبر به فرمانروای مازندران میرسد و سپاهی عظیم از دیوان را آماده جنگیدن با کیکاووس میکند. در نبردی که بین دو سپاه درمیگیرد، کیکاووسشاه و سپاهیانش نابینا شده و در غار «کبودان» اسیر میشوند.
تخت پهلوانی
معرفی کتاب
پس از «منوچهرشاه»، فرزندش، «نوذر»، به تخت پادشاهی مینشیند؛ اما او پادشاهی بیدادگر است و به هیچکس رحم نمیکند و از دارا و ندار باژ میگیرد. بزرگان و پیران که از ستم او به ستوه آمدهاند، نزد، «زال»، بزرگ سیستان، میروند و از او میخواهند که بر تخت بنشیند. زال به آنها گوش میدهد؛ سپس همراه آنان نزد نوذرشاه میرود. بزرگان بیم آن دارند که زال راز آنان را نزد پادشاه فاش کند؛ اما زال پس از آنکه شبی را در خلوت با نوذر، دوست دوران جوانیاش، میگذراند، به بزرگان میگوید: «نوذرشاه دیگر مانند روزهای پیش نخواهد بود» و راهی سیستان میشود.
عروسک رستم
معرفی کتاب
«سام»، پدربزرگ «رستم»، در حال جنگیدن با راهزنان است که رستم به دنیا میآید. سام پیغام میفرستد که رستم را نزد او بفرستند تا در میدان جنگ پیروز شود. «رودابه»، مادر رستم و «زال»، پدرش، نگران هستند که سرمای زمستان رستم را که نوزادی بیش نیست بکشد یا دیوان او را بدزدند؛ اما اگر رستم را نزد سام نفرستند، او بر راهزنان پیروز نمیشود. بنابراین، تصمیم میگیرند عروسک رستم را بسازند و برای او بفرستند. جارچیان در شهر جار میزنند که هر کس میتواند چنان عروسکی بسازد، به کاخ رودابهبانو بیاید.