Skip to main content

خانه ببر گرسنه

معرفی کتاب
کتاب حاضر در قالب طنز به زندگی آپارتمانی می‌پردازد. نگهداری از حیوانات در آپارتمان، صدای بلند موسیقی و تلویزیون در نیمه‌شب، پارک کردن ماشین در محل بازی بچه‌ها، ریختن زباله‌ها در خیابان، تعمیر وسایل در خانه و میهمانی‌هایی که تا دیروقت طول می‌کشد و باعث مزاحمت برای همسایه‌هاست، از جمله موضوعاتی است که نویسنده به آن‌ها می‌پردازد و درنهایت پیام داستان، رعایت حقوق دیگران است.

بدترین نویسندگان دنیا

معرفی کتاب
این کتاب با استفاده از طنز، بدترین نویسندگان جهان را توصیف می‌کند. نویسنده در این کتاب با آزار و اذیت دیگران موضوعی برای نوشتن پیدا می‌کند. او بدون اجازه وارد بالکن همسایه‌ها می‌شود، ماشینش را در پارکینگ روشن می‌گذارد و همه‌جا را پر از دود می‌کند، با موتورسیکلت در پیاده‌رو حرکت می‌کند و مردم را زیر می‌گیرد، زیر پنجره بیمارستان‌ها بوق می‌زند و از اینکه هیچ‌کس ارزش کار نویسندگان را نمی‌داند، شکایت می‌کند!!!

سام و حیوان خانگی‌اش

معرفی کتاب
"سام" یک حیوان خانگی جدید دارد به نام خشم که آن را توی زمین بازی پیدا کرده است. سام ابتدا از آشنایی با خشم خوشحال می شود، اما پس از مدتی دیگر نمی تواند خشم را کنترل کند و دلش می خواهد از شرش خلاص شود. خشم آن قدر کارهای وحشتناک انجام می دهد که سام مجبور می شود راهی برای کنترلش پیدا کند.

مهمانی عصرانه در جنگل

معرفی کتاب
در یک روز برفی"کیکو" از خانه خارج می شود تا کیکی را به مادربزگش برساند. کیکو به دنبال قدمهای پدرش راه می افتد و درست زمانی که فکر می کند به خانه مادربزرگش رسیده، درمی یابد جای پاها متعلق به یک خرس بزرگ است که کیکو به دنبال او راه می رفته است. او متعجب می شود و گوسفندی را می بیند که پشت همان در ایستاده است. حیوانات دیگری از راه می رسند و کیکو به مهمانی بعد از ظهر در خانه خرس فراخوانده می شود. بعد از مهمانی حیوانات به کیکو کمک می کنند که به خانه مادر بزرگش برسد.

من مترسکم ولی می‌ترسم

معرفی کتاب
مترسک این داستان را خیلی زشت ساخته اند تا حیوانات و پرندگان از او بترسند، اما مترسک دلش نمی خواهد کسی را بترساند. او خیلی مهربان است و از تنهایی می ترسد. سرانجام مترسک تصمیم می گیرد از مزرعه فرار کند و با دیگران دوست شود.

ازدواج با خورشید

معرفی کتاب
در این کتاب داستان موشی به نام "دندان سوزنی" روایت می شود که به گمان خودش خوش تیپ ترین موش دنیاست. موش های زیادی دلشان می خواهد که با او ازدواج کنند،اما دندان موشی دنبال قوی ترین موجود دنیاست. دندان موشی ابتدا به سراغ خورشید، سپس سراغ ابر و ... می رود و سرانجام متوجه می شود که یک موش از همه آنهایی که دندان سوزنی به سراغشان رفته قوی تر است. پس با یک موش ازدواج می کند.

چی بپوشم؟

معرفی کتاب
سارا قرار است برای جشن سال که در مهد کودک برگزار می شود لباسی بپوشد که آینده شغلی او را نشان دهد. یک روز سارا همراه مادرش به خیاطی می رود و به خیاطی علاقه مند می شود. روز بعد فضانوردی را در تلویزیون می بیند و دلش می خواهد فضانورد شود. سارا به شغل های دیگری هم علاقه مند می شود و سرانجام با کمک یک مربی ورزشی مشخص می شود که سارا استعداد زیادی در بند بازی دارد پس او تصمیم می گیرد بندباز شود.

ویرجینیا گرگ می‌شود

معرفی کتاب
خواهر" ویرجینیا" یک روز مثل یک گرگ از خواب بیدار می شود و زوزه می کشد. غرغر می کند و همه را فراری می دهد.هی به ویرجینیا دستور می دهد و اوضاع خانه را به هم می ریزد.خواهر ویرجینیا دوست دارد به جایی برود که کیکهای خامه ای، گل و درخت داشته باشد. ویرجینیا با استفاده از نقاشی سعی می کند دنیای مورد علاقه خواهرش را در نقاشی خلق کند. پس این گونه حال خواهرش بهتر می شود.

مرگ بالای درخت سیب

معرفی کتاب
روباه پیر راسوی لاغری را به دام می‌اندازد. راسو از روباه می‌خواهد که او را آزاد کند و راسو هم در عوض آرزوی روباه را برآورده کند. روباه می‌پذیرد و آرزو می‌کند که هر کس روی درخت سیب او بپرد یا از آن بالا برود، گیر کند. آرزوی روباه برآورده می‌شود. بعد از مدت‌ها، مرگ به سراغ روباه می‌رود. روباه سعی می‌کند مرگ را بفریبد و... .

چرا بادبادک‌ها همه چیز را فراموش می‌کنند؟

معرفی کتاب
بچه‌ها نخ بادبادک را می‌کشند که زودتر آن را جمع کنند و به خانه بروند؛ اما بادبادک فریاد می‌زند که پایین نمی‌آیم. بچه‌ها از نسیم و باد خواهش می‌کنند تا بادبادک را پایین بیاورند؛ ولی از آن‎ها هم کاری ساخته نیست و بادبادک مغرور، همچنان در حال پرواز است. سرانجام بچه‌ها نخ بادبادک را رها می‌کنند. بادبادک خوشحال است و آدم‌ها را خیلی کوچک می‌بیند؛ ولی... .