لطفا تمساح به مدرسه نبرید!
معرفی کتاب
ماگنولیا از آن دخترهایی است که دلش می خواهد کارهای فوق العاده انجام بدهد. او نقشه کشیده که سر کلاس "نشان بده و بگو" با یک فکر بکر همه را غافلگیر کند و روی دست هم کلاسی هایش بلند شود. او با خودش تمساحی به مدرسه می برد. تمساح برای او دردسر ایجاد می کند. ماگنولیا در نهایت به این نتیجه می رسد که کاش این کار را نمی کرد.
دزد واقعی
معرفی کتاب
«گاوین» نگهبان خزانه سلطنتی است و همیشه مراقب و هشیار است. فقط او و «شاه بزیل» کلید خزانه را دارند. روزی گاوین متوجه میشود که مقداری از جواهرات کم شده است. موضوع را به شاه بزیل میگوید؛ ولی شاه هم از جریان بیاطلاع است. گاوین مراقبت از خزانه را بیشتر میکند؛ ولی باز هم از زیورآلات و سکهها کم میشود!!!
تخملوچههای یخی
معرفی کتاب
«دایناجادو» با خواب ترسناکی که میبیند، به سراغ کتاب پیشگویی دایناسورها میرود. در کتاب پیشگویی از سرمایی صحبت شده است که باعث میشود تخم دایناسورها به «تخم لوچه» تبدیل شود؛ اما درحقیقت تخمهای «ملکهداینا» واقعاً در حال یخ زدن هستند و ملکه بسیار ناراحت و نگران است. دایناجادو و «سورنا» همراه «شاهداینو» نزد «داناداینا» میروند تا برای این وضعیت فکری بکنند.
داینامیل فوق محرمانه
معرفی کتاب
«سورنا» قهرمان بازیهای کامپیوتری است. او روزی ایمیلی محرمانه دریافت میکند، مبنی بر اینکه باید دایناسورها را نجات دهد. سورنا در حین خواندن ایمیل، به درون لپتاپ کشیده میشود و به سرزمین دایناسورها میرود. او با موجودات عجیب و غریبی مبارزه میکند و با حوادث خطرناکی روبهرو میشود؛ اما آیا میتواند با موفقیت این مأموریت را انجام دهد؟
سلام ویزگول
معرفی کتاب
مگسی گرسنه به نام ویزگول به دنبال غذا می گردد. او در این مسیر با پسری به نام ویز آشنا شده و با هم دوست می شوند. ویز، ویزگول را داخل شیشه مربا انداخته و سعی دارد در مسابقه بهترین حیوان خانگی شرکت کند. داوران نمی پذیرند، ولی ویز و ویزگول آن قدر اصرار می کنند تا اینکه داوران می پذیرند و بالاخره ویزگول هم یک جایزه دریافت می کند.