Skip to main content

جشن تولد پُردردسر

معرفی کتاب
بچه‌ها در پارکینگ مشغول بازی هستند که «عباس چاقالو» به یکی از ماشین‌ها می‌خورد و آینه ماشین کَنده می‌شود. همه می‌ترسند و هر کدام در گوشه‌ای مخفی می‌شوند. وقتی بالاخره صدای آژیر ماشین قطع می‌شود، بچه‌ها جمع می‌شوند تا راه چاره‌ای پیدا کنند که روشنک، دختر صاحب ماشین، از راه می‌رسد و... .

مردی که خودش را پیدا کرد

معرفی کتاب
بچه‌ها می‌خواهند داخل پارکینگ «دزد و پلیس» بازی کنند؛ ولی آقای «قالیچی» آن‌ها را بیرون می‌کند. بچه‌ها در خیابان مشغول بازی هستند که مردی را می‌بینند. آن مرد همان موقع از هوش می‌رود. بچه‌ها دور مرد جمع می‌شوند و فکر می‌کنند او مرده است که ناگهان... .

بیز...بیز...بیزینس

معرفی کتاب
بچه‎ها مشغول بازی هستند که می‌شنوند یک نفر جوجه می‌فروشد. آن‎ها تصمیم می‌گیرند جوجه بخرند و بزرگ کنند و با این کار بیزینس راه بیاندازند. بچه‌ها می‌خواهند در اتاق سرایداری از جوجه‌ها نگهداری کنند و هر کدام به چیزهایی که می‌توانند بخرند، فکر می‌کنند و... .

جنازه . . . با اجازه!

معرفی کتاب
آقای «قالیچی» با کاغذی که روی تابلوی اعلانات می چسباند، به همه خبر می‌دهد که دیشب، ساختمان روبه‌رویی دزد آمده است؛ ولی همه بچه‌ها از ماجرا خبر دارند و می‌خواهند دزد را پیدا کنند. بچه‌ها فکر می‌کنند آقای «فشارکی» دزد است؛ به همین علت او و رفت و آمدهایش را زیر نظر می‌گیرند.

در جستجوی شاهزاده کوچک

معرفی کتاب
کتاب حاضر داستان زندگی نویسنده مشهور، «آنتوان دوسنت اگزوپری»، است. این داستان از دوران کودکی آنتوان شروع می‌شود؛ از آن زمان که او آرزوی پرواز در سر دارد تا هنگامی که به عنوان مکانیک، به خدمت در هنگ هوانیروز فراخوانده می شود و تصمیم می گیرد تمرین پرواز کند. او سرانجام گواهی‌نامه خلبانی‌اش را می گیرد و مشغول رساندن نامه‌های پستی به قاره‌های دیگر می شود. در یکی از سفرهایش... .

پسری که عاشق ریاضی بود: زندگی عجیب و غریب پل‌اردوش

معرفی کتاب
«پل» با مادرش زندگی می‌کرد. مادرِ پل معلم ریاضی بود و به همین علت، وقتی پل سه سال داشت، مجبور شد او را نزد خانمی به نام «فراولین» بگذارد. فراولین قانون‌های زیادی داشت و پل از قواعد و قوانین متنفر بود. پل ۱۰ سال داشت که عاشق اعداد و ریاضی شد و همه جا و همیشه به ریاضی فکر می‌کرد. این کتاب داستان زندگی ریاضی‌دان نابغه مجارستانی، به نام «پل اردوش»، است که به شیوه داستانی روایت می‌شود.

یک روز فوتبالی با ویزگول

معرفی کتاب
«ویزگول» یک مگس است و دوست خوبی به نام «ویزی» دارد. ویزی فوتبال بازی می‌کند و ویزگول مشوق خوبی برای اوست. روز مسابقه ویزگول شانس می‌آورد و می‌تواند به جای یکی از بازیکنان، بازی کند. ویزی و ویزگول نقشه‌شان را اجرا می‌کنند و پیروز می‌شوند.

ویزگول و غذای قلنبه قهوه‌ای

معرفی کتاب
«ویزی» نام پسری است که دوستی به نام «ویزگول» دارد. ویزگول یک مگس است. ویزی برای ویزگول یک اتاق دنج و یک هواپیمای شخصی ساخته است. ویزگول غذای مخصوصی هم دارد که بسیار بدبو است. یک روز ویزی، همراه خانواده‌اش به پیک‌نیک می‌رود. ویزگول گم می‌شود. همه ویزگول را از خودشان دور می‌کنند و سرش فریاد می‌زنند تا اینکه ویزگول، ویزی را پیدا می‌کند و به غذای مورد علاقه‌اش می‌رسد.

گروفالو

معرفی کتاب
موش کوچولو از وسط جنگل رد می‌شود که حیواناتی مانند روباه و جغد و مار می‌خواهند او را شکار کنند. موش از موجود خیالی حرف می‌زند و آن‌ها پا به فرار می‌گذارند؛ ولی ناگهان موش با همان موجودی روبه‌رو می‌شود که در خیال خود ساخته است. آیا او می‌تواند از دست این موجود هم نجات پیدا کند؟

شهری که راه افتاد

معرفی کتاب
شهر کوچک پر از آدم و ساختمان و ماشین است. روزی شهر تکان می‌خورد و راه می‌افتد و در دریا شناور می‌شود. مردم شهر متوجه می‌شوند که شهرشان روی لاک‌پشت بزرگی ساخته شده است. حالا مردم نگران این هستند که اگر لاک‌پشت بخواهد در دریا شنا کند، آن‌ها چه کار باید بکنند.