پسر نامرئی
معرفی کتاب
کتاب حاضر داستان پسری به نام «برایان» است که بسیار گوشهگیر و تنهاست. هیچکس به برایان توجه نمیکند و به هیچ گروه یا مهمانیای دعوت نمیشود تا اینکه دانشآموز جدیدی به نام «جاستین» از راه میرسد و برایان با لبخندش به او خوشآمد میگوید. برایان و جاستین در یگ گروه قرار میگیرند تا روی تکلیف مشترکی کار کنند و برایان استعداد و توانایی خود را نشان میدهد.
هایدی
معرفی کتاب
«هایدی» در کوههای آلپ، با پدربزرگش زندگی میکند. روزی متوجه میشود که باید درس بخواند. به همین دلیل قبول میکند که برای رفتن به شهر، ندیمه دختری به نام «کلارا» شود. کلارا نمیتواند راه برود و همیشه روی صندلی چرخدار نشسته است. هایدی و کلارا خیلی زود به دوستان صمیمی تبدیل میشوند؛ ولی هایدی همیشه دلش میخواهد نزد پدربزرگش بازگردد.
علی بابا و چهل دزد
معرفی کتاب
«علیبابا» هیزمشکن فقیری است. روزی او راهزنان را میبیند که با گفتن کلمهای، وارد کوه میشوند. بعد از رفتن دزدان، علیبابا هم همان کلمه را تکرار کرده و وارد کوه میشود و گنج بزرگی پیدا میکند. در ادامه داستان، راهزانان، علیبابا را پیدا میکنند؛ اما او با نقشه زیرکانهای، خود را نجات میدهد.
علاءالدین و چراغ جادو
معرفی کتاب
«علا الدین» پسر بازیگوشی است که پدر خود را از دست داده است. روزی مردی به خانه آنها میآید و ادعا میکند که عموی علا الدین است و او را با خود میبرد. فردای آن روز مرد که درواقع یک جادوگر است، آتش بزرگی را تبدیل به سنگی میکند که یک در ورودی دارد. مرد از علا الدین میخواهد که به داخل سنگ رفته و یک چراغ قدیمی را برایش بیاورد و... .