Skip to main content

رازهای من: دو یادداشت و هفت قصه

معرفی کتاب
این کتاب هفت راز با خود دارد؛ رازهایی که کودک داستان سعی دارد آن‌ها را در دلش نگه دارد. اما بعد از چند روز دلش از آن همه راز، باد می‌کند و هی بزرگ‌تر می‌شود. بچه تصمیم می‌گیرد به دکتر برود تا از او کمک بخواهد. دکتر هم کسی را معرفی می‌کند که تمام رازهای دنیا را می‌شود با او در میان گذاشت. از شما کسی هست که رازی داشته باشد و دلش برای نگه داشتن آن کوچک شده باشد؟

چه کسی مرا برد به هوا؟

معرفی کتاب
در کتاب حاضر، نویسنده مراحل تبدیل شدن کرم ابریشم به پروانه را به صورت داستانی کوتاه، برای کودکان توضیح می‌دهد و حشراتی مانند مورچه و عنکبوت و پینه‌دوز را معرفی می‌کند. کرم ابریشم در حال خوردن برگ است که یک نفر برگ را تکان می‎دهد. کرم ابریشم پس از پرس و جوی بسیار، درون پیله خود به خواب می‌رود و تبدیل به پروانه می‌شود و سرانجام با نسیم که برگ را تکان داده است، آشنا می‌شود.

قصّه‌های خرس کوچولو

معرفی کتاب
در کتاب حاضر، ۵ داستان کوتاه برای کودکان، درباره استفاده صحیح از برق ارائه‌ شده است. قهرمان داستان بچه‌خرسی است که یادش می‌رود لامپ‌ها را خاموش کند و در یخچال را مرتب باز و بسته می‌کند. در انتهای داستان، بچه‌خرس یاد می‌گیرد که چطور باید از برق استفاده کرد.

دامادی خروس

معرفی کتاب
آقای خروس می‌خواهد داماد بشود؛ ولی دلش می‌خواهد خودش عروسش را انتخاب کند. خروس به مرغابی و گنجشک پیشنهاد ازدواج می‌دهد؛ ولی مرغابی شنا می‌کند و گنجشک می‌تواند پرواز کند و آقای خروس هیچ کدام از این کارها را نمی‌تواند انجام دهد. او به خانه باز می‌گردد و با عروسی که «ننه مرغه» انتخاب کرده، ازدواج می‌کند.

باغی برای گرترود

معرفی کتاب
در فصل بهار زن و شوهر تصمیم می‌گیرند به باغ سر و سامان بدهند؛ اما با تعجب می‌بینند که در هر گوشه از باغ، حیوان کوچکی زندگی می‌کند. زن و شوهر نمی‌خواهند لانه حیوانات را از بین ببرند و زندگی آن‌ها را نابود کنند؛ بنابراین تصمیم می‌گیرند باغ را به روش جدیدی اداره کنند.

صلح (جنگ دور شو)

معرفی کتاب
این کتاب داستان «بن» و هم‌بازی‌اش، «امیلی»، است که بر اثر جنگ از هم جدا می‌شوند. بن و امیلی همیشه با هم بازی می‌کنند و خیلی یکدیگر را دوست دارند؛ اما جنگ آن‌ها را از هم جدا می‌کند. سرانجام بعد از مدت‎ها، جنگ تمام شده و صلح برقرار می‌شود؛ ولی... .

فرانکلین در صحنه

معرفی کتاب
فرانکلین برای بازی در نمایشِ شاهزاده فندوق‌شکن، انتخاب شده است. او بارها و بارها تمرین می‌کند؛ ولی باز هم نگران است که مبادا حرف‌هایش را فراموش کند. فرانکلین از صحنه و تماشاچیان می‌ترسد و هر بار که روی صحنه می‌رود، تمام حرف‌هایش را فراموش می‌کند. سرانجام به کمک آقای جغد و دوستانش می‌تواند نقش خود را به خوبی اجرا کند.

پتوی فرانکلین

معرفی کتاب
فرانکلین پتوی آبی رنگش را گم کرده است. او همه جا را می‌گردد؛ ولی آن را پیدا نمی‌کند. فرانکلین نمی‌تواند بدون پتویش بخوابد. آن شب او مجبور می‌شود با پتوی کهنه پدرش بخوابد. صبح روز بعد به سراغ دوستانش می‌رود تا درباره پتو از آن‌ها سؤال کند.

فرانکلین یک حیوان خانگی می‌خواهد

معرفی کتاب
فرانکلین مدت‌هاست که دلش می‌خواهد یک حیوان خانگی داشته باشد. او موضوع را با پدر و مادرش در میان می‌گذارد. آن‌ها می‌گویند که باید در این باره فکر کنند. فرانکلین به حیوانات مختلف فکر می‌کند و تصمیم می‌گیرد که یک ماهی طلایی کوچولو بخرد.

باشگاه سری فرانکلین

معرفی کتاب
فرانکلین بازی‌های گروهی را دوست دارد و تصمیم می‌گیرد با دو سه نفر از دوستانش، باشگاهی درست کند؛ اما باشگاه او جای کوچکی است و اجازه نمی‌دهد که سگ آبی وارد شود. سگ آبی خودش، باشگاهی تشکیل می‎دهد و کارهای هیجان‌انگیزی می‌کند . فرانکلین دوست دارد به باشگاه سگ آبی ملحق شود.