Skip to main content

من اخمالو نیستم!

معرفی کتاب
«من اخمالو نیستم» ششمین کتاب از مجموعه هفت‌جلدی به نام «من می‌توانم» است. در هر جلد از این مجموعه هفت‌جلدی به یکی از مواد غذایی پرداخته می‌شود و برای دانه‌ها یا میوه‌ها اتفاقاتی رخ می‌دهد که با روایت آن در قالبی کودکانه مسئله‌ای اخلاقی را به بچه‌ها آموزش می‌دهد. داستان «من اخمالو نیستم» درباره دانه انگور ترشی است که دوستش به نام نارنجی از او کینه به دل گرفته و از او ناراحت است. اتفاقی برای نارنجی می‌افتد که انگور ترش در انجام آن مقصر نیست اما نارنجی از انگور ترش عصبانی می‌شود و به‌سرعت با او قهر می‌کند و تصمیم می‌گیرد‌ از انگور ترش انتقام بگیرد. انگور ترش با قهر نارنجی متوجه می‌شود که کینه‌توزی چقدر می‌تواند ناعادلانه باشد... این داستان به شیوه‌ای کودکانه در پی آن است تا موضوع بخشش را آموزش دهد.

کلمه‌های گم‌شده‌‌ی بابابزرگ

معرفی کتاب
بن‌بن عاشق وقت گذراندن با بابابزرگ و مامان‌بزرگ است. رسیدگی به گل‌و‌گیاه، درست کردن پازل، حل کردن جدول و محبت و علاقه‌ی فراوانی که بینشان در جریان است، روزهایش را زیبا می‌کند؛ اما یک روز بن‌بن متوجه می‌شود که بابابزرگ دارد همه‌چیز را از یاد می‌برد و کلماتش را گم می‌کند. او تمام تلاشش را می‌کند تا کلماتی را که بابابزرگ این‌طرف ‌و آن‌طرف گم می‌کند، جمع کند و برایش در جعبه‌ای نگه دارد؛ اما هرچه می‌گذرد کلمات بیشتری گم می‌شوند. بن‌بن و مامان‌بزرگ حالا دنبال راه‌های جدیدی برای ارتباط با بابابزرگ هستند تا هم مراقب او باشند و عشق‌شان را به اون نشان بدهند و هم نگذارند بابابزرگ احساس تنهایی کند.

من دست‌ چسبی

معرفی کتاب
آن روز توی مدرسه چشمم به یک کیف‌ کوچک افتاد. داشتم دنبال خط‌کشِ شکل‌دارم می‌گشتم که آن را دیدم. آن‌قدر برق‌برقی و قشنگ بود که دلم خواست مال من باشد. ماهک و مژده سرگرم رنگ‌کردن زرافه‌هایشان بودند. می‌خواستم کیف را به آن‌ها نشان بدهم؛ اما همان موقع یک چیز نرم قرمز کف دستم را قلقلک داد. چیزی که مثل یک تکه آدامس صورتی بود. زود دستم را تکان‌تکان دادم و آن چیز از کف دستم جدا شد…

چیک‌ چیکو

معرفی کتاب
کتاب «چیک چیکو»، یک داستان کودکانه است که درباره یک جوجه گنجشک به نام چیک چیکو است که به جای جیک جیک، «چیک چیک» می‌کند. این تفاوت ظاهری باعث می‌شود که دیگر جوجه‌ها او را از خود برانند. چیک چیکو تلاش می‌کند با دیگران دوست شود، اما موفق نمی‌شود. چیک چیکو غمگین و ناامید می‌شود، اما دست از تلاش برای پیدا کردن دوست برنمی‌دارد. در نهایت، او با دیدن یک گربه که قصد حمله به یک جوجه دیگر را دارد، شجاعت به خرج می‌دهد و او را نجات می‌دهد. این عمل شجاعانه باعث می‌شود که جوجه‌های دیگر متوجه مهربانی و شجاعت چیک چیکو شوند و با او دوست شوند.

اصیل‌آباد

معرفی کتاب
خیلی سال نمی‌گذرد. شاید هنوز با انگشت بشود شمرد و گفت: چند سال. به هر حال چند سال پیش کنار یک رودخانه بزرگ و پر آب، در یک دشت حاصل‌خیز و خوش آب‌وهوا، ده‌ای بود به نام اصیل آباد. این ده از همه لحاظ نمونه بود. دام‌های سالم، بچه‌های خوشحال، مردان قوی، کاری و زنان زرنگ داشت. اجاق‌ها همیشه روشن و تنورها همیشه گرم بود. همه شاد و راضی بودند تا اینکه یک روز....

پیشولی جیغ جیغو است

معرفی کتاب
مجموعه «مهارت‌های ارتباطی» با هدف آموزش و تقویت مهارت رفتاری و ارتباطی تدوین شده است. کتاب «پیشولی جیغ جیغو است» در مورد بعضی از بچه‌هاست که در مقابل هر چیزی که مطابق میلشان نیست، جیغ می‌کشند و همین باعث تنهایی آن‌ها شده است. کودکان با شنیدن این داستان شیرین و بامزه می‌فهمند که برای ارتباط با دوستانشان باید از رفتارهای نادرستی مثل جیغ کشیدن دوری کنند. آن‌ها می‌فهمند جیغ کشیدن راه درستی برای رسیدن به خواسته‌هایشان نیست و هیچ‌کس این رفتار را دوست ندارد.

گربی شیطون

معرفی کتاب
گربی شیطون، کتابی از مجموعه «گربی بازیگوش» است، این مجموعه در قالب‌ داستان‌های متعدد مهارت زندگی را به کودکان می‌آموزد. در این جلد با عنوان «گربی شیطون» می‌خوانیم: چقدر خوب است این‌جا و آن‌جا ورجه‌ورجه کنیم. امّا باید مراقب باشیم. ناگهان ممکن است صدای کراک شنیده شود و چیزی بشکند. چه اتفاقی خواهد افتاد؟ گربی چیزی را شکسته است! حالا باید چه کار کند؟ جواب سؤال‌های دیگران را چه بدهد؟ شرایط سختی است. امّا او باید حقیقت را بگوید...

غول‌غولک و ریزغولک

معرفی کتاب
غول غولک و ریزغولک کتابی از مجموعه من و مغز بادام می‌باشد. سالمندان سرمایه‌ی عظیم اجتماعی هستند که تجربیاتشان می‌تواند به خوبی راهنمای زندگی فرزندان باشد. در مقابل، ایشان از فرزندان خود انتظار توجه، احترام و همدلی دارند. مجموعه‌ی «من و مغز بادام» با هدف توجه به نحوه‌ی تعامل با سالمندان نگارش یافته است. این مجموعه از طریق شعر و داستان این مهم را به کودکان آموزش می‌دهد که باید به دور از نگاه ترحم‌آمیز، عزت نفس بزرگان را حفظ کنند. البته این نکته را بچه‌ها بیشتر از نحوه‌ی رفتار پدر و مادر خویش با والدین‌شان می‌آموزند. در این کتاب می‌خوانیم: یک روز گرم تابستانی علی وارد زیرزمین شد، مادرش از او خواسته بود از زیرزمین یک شیشه سرکه برایش بیاورد. علی یک شیشه بزرگ سرکه را برداشت اما ناگهان سایه‌ای را دید که پشت کمد قدیمیِ مادر پنهان شد.

موشی ریزه و دوستش مموشی

معرفی کتاب
کتاب «موشی ریزه و دوستش مموشی» جلد دوم از مجموعه‌ی «خودمراقبتی جسمی» است که به کودکان اهمیت ورزش کردن را آموزش می‌دهد. در این داستان، موشی ریزه متوجه می‌شود که فقط با خوردن صبحانه نمی‌تواند در مسابقات برنده شود و نیاز به ورزش کردن دارد. داستان به کودکان می‌آموزد که ورزش، علاوه بر صبحانه خوردن، نقش مهمی در حفظ سلامتی و بهبود عملکرد جسم دارد. موشی ریزه در این جلد، بعد از خوردن صبحانه، به این باور می‌رسد که دیگر نیازی به ورزش ندارد و با همان یک وعده غذایی می‌تواند در مسابقات پیروز شود. اما در حین مسابقات، به دلیل عدم تحرک و ورزش، دچار ضعف و سستی می‌شود و تنها با خوردن یک خوراکی سالم، حالش بهتر می‌شود.

موشی ریزه و سنجاب کوچولو

معرفی کتاب
کتاب «موشی ریزه و سنجاب کوچولو» جلد سوم از مجموعه کتاب‌های خودمراقبتی جسمی است که به کودکان موضوع «لباس‌های مناسب هر فصل» را آموزش می‌دهد. این کتاب با زبانی ساده و داستان‌گونه به کودکان می‌آموزد که برای هر فصل از سال، چه نوع لباسی مناسب است و چگونه می‌توانند از خودشان در برابر سرما و گرما مراقبت کنند. در این کتاب، موشی ریزه و سنجاب کوچولو با هم همراه می‌شوند تا به کودکان بیاموزند در تابستان از لباس‌های خنک و در زمستان از لباس‌های گرم استفاده کنند. در کتاب می‌خوانیم: «مامان موشی خندید و گفت: توی هوای به این گرمی، لباس زمستانی پوشیدی خب معلوم است گرمت می شود و نمی توانی بازی کنی.»