Skip to main content

حضرت زرتشت ع

معرفی کتاب
زرتشت در روز ششم فروردین، در آذربایجان به دنیا آمد و آشو نام گرفت و بعد از مبعوث شدن زرتشت نامیده شد. زرتشت ده سال را در دامن طبیعت گذراند و وجود خدای یکتا را احساس کرد. بیست ساله بود که با تورانیان جنگید؛ ولی کشته شدن بی‌گناهان را تاب نیاورد، جنگ را رها کرد و به درمان مجروحان پرداخت. او با راز و نیاز به درگاه خدا اسب گشتاسب را نجات داد و به این ترتیب گشتاسب و خانواده‌اش به خدای یکتا ایمان ‌آوردند.

حضرت عیسی ع

معرفی کتاب
حضرت عیسی مردم را به پرستش خدای یگانه و انجام عمل صالح دعوت می‌کرد؛ ولی مردم برای ایمان آوردن از او معجزه می‌خواستند. حضرت عیسی مرده‌ای را زنده کرد؛ اما آن‌ها بهانه آوردند. این‌بار پیامبر خدا با راز و نیاز به درگاه خداوند کسی را زنده کرد که چهار هزار سال پیش مرده بود.

حضرت الیاس ع

معرفی کتاب
فرزند پادشاه بیمار است. الیاس پیامبر تنها کسی است که می‌تواند کودک را از مرگ نجات دهد؛ اما پادشاه قصد جان او و یارانش را دارد. افرادی که در جست‌و‌جوی او هستند، با شهابی آسمانی آتش گرفته و کشته می‌شوند. سرانجام الیاس باز می‌گردد، ولی کودک مرده است.

حضرت نوح ع

معرفی کتاب
به فرمان خداوند، حضرت نوح در بیابان درخت می‌کارد. پسرش که هیچ‌وقت به او ایمان نیاورده، از پدر خشمگین است، بر سرش فریاد می‌زند. دوستانش و همه مردم نوح را مسخره می‌کنند و می‌گویند او دیوانه است؛ اما نوح به فرمان خدا عمل می‌کند و هشدار می‌دهد که عذاب الهی نزدیک است. پس از گذشت چند سال درختان نخلش به ثمر می‌نشیند، ولی چرانوح با تبر آن‌ها را قطع می‌کند؟

حضرت ایوب ع

معرفی کتاب
ایوب مرد ثروتمندی بود، با زمین‌های حاصل‌خیز و گله‌های بسیار. او هر روز به نیازمندان سرکشی می‌کرد و آنچه نیاز داشتند، در اختیارشان می‌گذاشت و همیشه سپاسگزار و شکرگزار خداوند بود. شیطان بارها او را وسوسه کرد، ولی موفق نشد. تا اینکه بر اثر چند سال خشک‌سالی ایوب همه مال و ثروتش را از دست داد و آن‌چنان فقیر شد که محتاج تکه نان خشکی بود.

صدای نفس‌های دشمن (ابراهیم همت)

معرفی کتاب
در زمان جنگ ایران و عراق، ابراهیم همت یکی از سردارانی بود که تا پای جان با دشمن جنگید و کشته شد. او همیشه خود برای شناسایی منطقه می‌رفت و معتقد بود که شخص فرمانده باید از نزدیک وضعیت دشمن را ببیند و از همه چیز یادداشت بردارد. او در عملیات‌های مختلف در خط مقدم و همراه سربازانش می‌جنگید و لحظه‌ای از آن‌ها غافل نبود.

آسوده‌اش نگذارید (دکتر مصطفی چمران)

معرفی کتاب
دکتر مصطفی چمران در لبنان و کردستان جنگیده و با روش‌های جنگ‌های چریکی و نامنظم آشنا بود. در جنگ ایران و عراق او سوسنگرد را آزاد کرد و مانع تصرف اهواز شد. دکتر چمران در جبهه دهلاویه شهید شد، ولی سرداران دیگری مانند او توانستند، تمامی شهرهای ایران را از عراق پس بگیرند و دشمن را از خاک ایران بیرون کنند.

سردار سبز (میرزا کوچک خان جنگلی)

معرفی کتاب
در دوران حکومت قاجار و هم‌زمان با آغاز جنگ جهانی اول، کشورهای انگلیس و روس ایران را اشغال کردند. در شمال کشور میرزا کوچک‌خان بدون سلاح و نیرو شروع به مبارزه کرد و به تدریج افراد زیادی به او ملحق شدند. آن‌ها توانستند در مناطق مختلف شمال کشور، روس را شکست دهند. دولت انگلیس به قوای روس پیوست و شهر رشت را اشغال کرد. حکومت وقت با انگلیس متحد بود و میرزا نمی‌خواست با سربازان ایرانی بجنگد.

دامی برای صیاد (رئیس علی دلواری)

معرفی کتاب
در دوران حکومت احمدشاه قاجار و در جنگ جهانی اول، انگلیس بندر بوشهر را اشغال کرد. مردم روستای تنگستان در نزدیکی بوشهر، به رهبری رئیس‌علی دلواری، در مقابل سربازان انگلیسی ایستادگی کردند. رئیس‌علی به آن‌ها اجازه صید مروارید نمی‌داد و تفنگ‌هایشان را می‌گرفت و مردان دلوار را مسلح می‌کرد. همچنین در حمله‌ای که انگلیسی‌ها به دلوار ‌کردند، آن‌ها را شکست داد و به عقب ‌راند.

فقط یک نفر (باقرخان تنگستانی)

معرفی کتاب
در دوران حکومت ناصرالدین‌شاه قاجار، انگلیس برای تصرف بوشهر، به ریشهر در نزدیکی بوشهر حمله کرد و چند هزار سرباز در ساحل پیاده شدند. باقرخان تنگستانی همراه پسرش احمدخان با تعداد کمی تفنگ‌چی در مقابل آن‌ها ایستاد و موفق ‌شد افراد بسیاری از سربازان و افسران انگلیسی را از بین ببرد.