آن روزها؛ گاهی خنده، گاهی گریه
معرفی کتاب
«خاطرهها روشنیبخش زوایای تاریک برخی وقایع و علتها هستند. با خاطرهها گذشتهها حضور مییابند و ماندههای در ذهن بیدار میشوند. پارهای یادها را زنده باید داشت، چه نیک و چه تلخ». کتاب حاضر حاوی خاطرات نویسنده است، برشهایی از روزگار کودکی و نوجوانیاش در گیرودار درس و مدرسه و بازیگوشهایش. او تأکید میکند که از خطاها باید پرهیز کرد. او از معلمان کاردان و پختهاش قدردانی میکند. نگاه نویسنده جامعه شناسانه و تربیتی است. او رفتارها را واکاوی میکند و توضیح میدهد. شخصیتها با عملکردهایشان معرفی می شوند و مخاطب ناخوداگاه به رفتارهای خودش فکر می کند.
خاطرات اداری
معرفی کتاب
کتاب حاضر تجربیات فردی است که خود آموزگار، مدیر مدرسه، رئیس آموزش و پرورش کوهپایه و حدود سی سال کارشناس مسئول آموزش ابتدایی استان اصفهان بوده است. این خاطرات ضمن آنکه تجربههای زیسته یک مدیر را در اختیار معلمان و مدیران کشور میگذارند، تصویری از سختیها و دشواریهای کار نیروها و کارشناسان فرهنگی را خصوصاً در استانها در سی سال گذشته ترسیم میکنند.
هفتوسی به افق مدرسه
معرفی کتاب
داستان این کتاب از زبان مدیر مدرسه روایت میشود. این مدرسه با وجود مشکلات زیاد (فقیر بودن خانوادهها و فقر فرهنگی) پس از چندسال به موفقیت میرسد. این توفیق نتیجه زحمات مدیر و همراهان اوست. کتاب حاضر این تجربیات را پیش روی مخاطبان قرار میدهد. روز اول مدرسه، مدیر در حال سخنرانی است که یکی از بچهها از حال میرود! بعد از مراقبتهای اولیه، متوجه میشوند که او چند وعده است که چیزی نخورده است!
چشمانتظاری
معرفی کتاب
نثرهای این کتاب، اغلب نثرهایی کوتاه است و نویسنده تمامی آنچه را میتوان در قالب کلام برای ایجاد حسبرانگیزی و خلق احترام میان خود و مخاطب نسبت به امام غائب (عج) به کار برد، در جان این متنها ریخته است. راز کوتاه بودن متنها را میتوان در تأثیر آنی آنها جستوجو کرد و وقتِ کمی که برای خواندن آنها صرف میشود و البته فرصت مغتنمی که پس از این خوانش کوتاهمدت، در اختیار مخاطب قرار میگیرد تا بتواند درباره آن بیندیشد. متنها با طرحهای گرافیکی ویژهای نیز همراه شدهاند و بخشی از مهمترین عبارات هرکدام از فصول کوتاه و متعدد کتاب را پیش چشم مخاطبان چشمنوازتر کرده است.
ازدحام بوسه
معرفی کتاب
نویسنده این کتاب را براساس نخستین تجربه خود از سفر پیادهروی اربعین نوشته است. او برای شرح سفرش، روایتی داستانی را انتخاب کرده است. شرح روایی اتفاقاتی که بر او رفته و سعی کرده است به آن نمک و نگاه داستانی بیندازد و برای مخاطب روایتی جذابتر از یک گزارش صِرف از آنچه دیده است، بر جای بگذارد. داستان از شرح چگونگی حرکت در این مسیر شروع میشود، از آنچه او طلبیده شدن مینامد و ادامه داستان، شرح جمع کردن اسباب و آلات سفر و فراهم کردن مقدمات مالی و غیرمالی آن است.
بالای همه نوشتههایم نام توست
معرفی کتاب
کتاب حاضر قطعههای ادبی است که گفتوگوی نویسنده با خداست. در هر صفحه، آیهای از قرآن کریم آورده شده، سپس با توجه به مضمون آن آیه، قطعهای ارائه میشود. در یکی از قطعات با توجه به آیه: «و قال ربکم ادعونی استجب لکم»، نویسنده یادآوری میکند که وقتی انسان با دستها، چشمها و قلبش خدا را صدا کند، به یقین پاسخ خواهد گرفت. در قطعهای دیگری با ارائه این آیه: «و الکاظمین الغیظ والعافین... »، لحظههای سخت آدمی را یادآوری میکند و لحظههایی که هم سخت هستند هم شیرین، مثل بخشیدن و فراموش کردن... .
بازیهای زمانه
معرفی کتاب
کتاب حاضر حاوی خاطرات نویسنده و داستانهایی است که او نوشته و مربوط به ۱۳۳۰ خورشیدی است. کتاب شامل چهار بخش میشود؛ در بخش نخست، نویسنده گلچینی از خاطرات دوران تدریس خود را در کسوت دبیرِ دبیرستان و استاد دانشگاه ارائه میدهد. در بخش دوم، داستانها روایت میشوند. نویسنده در این دو بخش، موشکافانه با دیدی آموزشی، روانشناختی، جامعهشناختی و انسانی به زندگی قهرمانان خود که از بافتهای مختلف اجتماعی هستند، نظر میاندازد و شخصیتها و رویدادها را توصیف میکند. کتاب دو بخش دیگر به نام سفرنامه و اشعار نیز دارد.
خط ویژه: مجموعه یادداشتهای طنز ژورنالیستی
معرفی کتاب
«یادداشت طنز ژورنالیستی از پیشینه چندان دور و درازی برخوردار نیست و سابقه حیات آن نزدیک به ظهور پدیده روزنامهنگاری در ایران است. همچنین یادداشتهای طنز قالب مناسبی است برای بعضی از افکار یا موضوعاتی که شاید در قالبهای دیگر موثر یا قابل طرح نباشد. این کتاب گزیدهای از بیست یادداشت طنز است که در نشریات گوناگون اعم از روزنامه، هفتهنامه و ماهنامه در طول سال گذشته چاپ و منتشر شده است.»
خاطرات دبستانی
معرفی کتاب
کتاب حاضر خاطرات نویسنده است که در سه بخش ارائه شده است. خاطرات کودکی، خاطرات سه دوره مدیریت و خاطرات متفرقه. نویسنده، «حیدرعلی جلیلی»، در روستای «اسفه» از توابع «شهرضا» به دنیا آمد. وی در سال ۱۳۴۴، دیپلم گرفت و بلافاصله در روستاهای منطقه کوهپایه اصفهان، به عنوان معلم روزمزد مشغول به کار شد. او در سال ۱۳۵۲ لیسانس خود را از دانشگاه اصفهان در رشته زبان و ادبیات انگلیسی اخذ کرد و... . جلیلی از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۶ مسئولیت کارشناسی آموزش ابتدایی استان را به عهده گرفت.
161 روز
معرفی کتاب
این کتاب، روزنگاشت جوانی است که از هفدهسالگی برای دفاع از کشور، راهی جبهههای نبرد شد و در این راه، در مأموریتهای مختلفِ درون و برونمرزی شرکت کرد و درمجموع هشتاد ماه از دوران جوانیاش، در مناطق مختلف عملیاتی سپری شد. او در شهریور ۱۳۴۳ به دنیا آمد و در هجدهسالگی به جبهه غرب (کردستان)رفت. آخرین مسئولیتش، فرماندهی همزمان دو گردان «سلمان» و «سیدالشهدا» بود و در این مدت سه بار مورد اصابت ترکش و چندین گلوله قرار گرفت و مجروح شد. او وقایع و حوادث آن روزها رابازگویی کرده است، رویدادها و خاطرات ۲۴۹۰ روز از نوجوانی و جوانی خود را. این کتاب بخشی از این وقایع است.