Skip to main content

گلوله برفی که راه افتاد

معرفی کتاب
داستان این کتاب، زندگی چند دانش‌آموز است که در مدرسه با هم شوخی می‌کنند و این آغازی است برای یک حادثه… . دروغ حفره‌ای است که انتها ندارد. دروغ اول مانند گلولۀ برفی است که از قله راه می‌افتد. اگر ادامه یابد، منجر به دروغ‌های بعدی و بزرگ‌تر شدن این گلوله ‌شده و درنهایت، باعث ویرانی بزرگی می‌شود؛ اما اگر در همان‌جا متوقف شود، خرابی کمتری به بار می‌آورد.

یک پسر و دو مادر: 19 داستان کوتاه جنگ

معرفی کتاب
کتاب حاضر شامل مجموعه داستان‌هایی است که به شکل مستقیم، ماجرایی و برشی از جنگ را روایت کرده‌اند. با نگاه کلی به کتاب می‌توان به وجود عناصر محوری مشترک در داستان‌ها پی برد. مسأله جنگ و تأثیرات مخرب آن یکی از مفاهیمی است که در تمام داستان‌ها دیده می‌شود، در برخی پررنگ‌تر و در برخی دیگر کمرنگ‌تر.

شکار هیولا

معرفی کتاب
این کتاب، داستان شکار و به دام انداختن پهپاد پیشرفتۀ آمریکایی RQ170 است که نیروهای پدافند هوایی ایران آن را سرنگون کردند. این پهپاد که در زمان خود معروف به «هیولا» بود، از پیشرفته‌ترین سیستم‌های رادار‌گریز و مخابراتی برخوردار بود و به خیال آمریکایی‌ها هرگز ارتباطش با مرکز عملیاتش قابل ردیابی و هک نبود. امری که در ایران اتفاق افتاد. این داستان را خود RQ170 تعریف می‌کند.

افسانه تیر‌انداز جوان

معرفی کتاب
«رعد» جوان، بزرگ‌ترین آرزویش، به دست آوردن مهارت در تیراندازی و شکست دادن قهرمان تیراندازی شهرشان، «طوفان»، است. او برای فراگیری فنون تیراندازی به سفری طولانی می‌رود و در سرزمین «ختن»، نزد استاد تیراندازی به نام «نسیم» می‌رود. استاد طی چند‌سال سه کار مهم را به او می‌آموزد: باز نگه داشتن چشم‌ها و پلک نزدن، چیزهای کوچک را بزرگ دیدن و چیزهای بزرگ را کوچک دیدن. به‌این‌ترتیب، رعد به تیرانداز چیره‌دستی تبدیل می‌شود و به سرزمین خود بازمی‌گردد؛ اما در روز مسابقه ... .

مشت بر پوست

معرفی کتاب
«جعفر» که همه او را «موشو» صدا می‌کردند، از وقتی بچه بود، همراه پدرش، برای کار به خیابان‌ها می‌رفت. شغل پدر تنبک‌زدن بود. کم‌کم موشو نیز به شغل پدر علاقمند شد و پس از مرگ پدر، در کوچه و خیابان تنبک‌ می‌زد و از این راه امرار معاش می‌کرد؛ اما مردم او را از خود می‌راندند و شغل او را مناسب نمی‌دانستند... .

خمره

معرفی کتاب
داستان این کتاب در یک روستا می‌گذرد. خمره ای که بچه‌های مدرسهٔ روستا در آن آب می‌نوشیدند شکسته‌ است و دیگر قابل استفاده نیست. مدیر مدرسه، دانش‌آموزان و برخی از اهالی تلاش می‌کنند تا به نحوی این مشکل را حل کنند. این داستان شرح ماجراهایی است که در این مسیر رخ می‌دهد.

این وبلاگ واگذار می‌شود

معرفی کتاب
زال نوجوانی آبادانی است که در دوران جنگ یکی از همسایه ها دسته کلیدی به او سپرده اند تا وقتی برگشتند، آن را پس بگیرند. زال دلباخته فریبا دختر همسایه بوده ولی فریبا نسبت به او احساسی نداشته است. حالا بعد از سی و چند سال وبلاگی به نام دسته کلید به راه می افتد و اتفاق های تازه ای را به دنبال می آورد…

خرسی که چپق می‌کشید

معرفی کتاب
راوی داستان پسربچه‌ای است که پدرش بیکار و در خانه است و مادرش هر روز به کوه و دشت می‌رود و گیاهی دارویی جمع می‌کند و می‌فروشد. آن‌ها با این پول فقط می‌توانند شلغم بخورند. روزی سه بار شلغم! تا اینکه روزی مادر با عصبانیت پدر را دنبال کار می‌فرستد. پسر فکر می‌کند، پدر مثل هربار خیلی زود برمی‌گردد و بهانه‌ای می‌آورد؛ اما این‌بار خبری از پدر نیست. موضوع دیگری هم هست؛ داستان دختر دوازده‌ساله‌ای که سال‌ها پیش، خرس او را می‌برد. پسرک فکر می‌کند نکند پدرش را هم خرس برده است... .

طنین کوهستان

معرفی کتاب
در دهه 1930 که رکود بزرگ اقتصادی به وجود آمده، "الی" و خانواده اش مجبور به انتخاب های دشوار و حتی فداکاری های دشوارتر شده اند. پس از اینکه والدین او قربانی بحران اقتصادی می شوند، خانواده از شهر دور می شوند و زندگی خود را در اطراف کوه "اکو" می سازند. زنده ماندن نیازمند کار سخت، مهارت و اراده برای غلبه بر هر مانعی است که توسط مادر طبیعت ایجاد شده است. در حالی که الی و خانواده اش در کوه اکو زندگی می کنند، فاجعه ای برای خانواده رخ می دهد. پدر الی به کما می رود. الی ناعادلانه تقصیر این حادثه را به دوش می کشد و....

قصه‌های ادواردو: قصه مردی ایتالیایی که عاشق امام‌زمان شد

معرفی کتاب
«ادواردو» خودش را خوشبخت‌ترین مرد ایتالیا می‌دانست؛ چراکه تمام پول‌های پدرش به او رسیده و در سن جوانی یکی از ثروتمندترین آدم‌های جهان شده بود. آن روز ادواردو مثل بقیۀ روزها به کتابخانه دانشگاهشان رفته بود که ناگهان چشمش به کتابی خورد که در میان بقیۀ کتاب‌ها فرو رفته بود و مقداری هم خاک رویش نشسته بود. جلدش را نگاه کرد و دید با خط انگلیسی نوشته: «ترجمه انگلیسی قرآن کریم». دیدن این کتاب سرنوشت او را عوض کرد.