Skip to main content

احساس بدی دارم

معرفی کتاب
کتاب «احساس بدی دارم»، یک داستان اکشن-کمدی درباره‌ی پسری به نام هنری است، هنری لمبرت که از همه‌ چیز می‌ترسد و دوست ندارد به ساحل برود چون از اسب‌های دریایی، خرچنگ‌ها و کوسه‌ها می‌ترسد ولی برخلاف میلش به یک اردوی بقا فرستاده می‌شود. داستان کتاب از این قرار است که هنری به جای گذراندن تابستان با بازی‌های ویدئویی، به اردوی بقای «استرانگ‌وود» فرستاده می‌شود. او که به هیچ وجه اهل طبیعت و سختی کشیدن نیست، با این شرایط کنار نمی‌آید. والدینش نگران هستند که او بیش از حد به راحتی وابسته شده باشد. این کتاب ترکیبی از ماجراجویی، طنز و موقعیت‌های خنده‌دار است که خواننده را تا پایان همراهی می‌کند.

اریک فوگلر و نفرین میستی ابی‌کسل

معرفی کتاب
مجموعه داستان‌های «کارآگاه اریک فوگلر» از رمان‌های جنایی سال‌های اخیر به حساب می‌آید. قهرمان داستان پسرکی است به‌ظاهر بداخلاق که با دیگران به‌سادگی صمیمی نمی‌شود؛ اما با تصمیم‌گیری‌های ناگهانی‌اش موجب شگفتی و حیرت می‌شود و خواننده را مجذوب ماجراهایش می‌کند. در داستان کتاب حاضر، اریک فوگلر و همراه همیشگی‌اش این ‌بار سر از یک تابوت سنگی درآورده‌‌اند. آنها در تابوتی باستانی در یک گوردخمه حبس شده‌اند، آن‌هم وسط ناکجاآبادی در ایرلند! بعد از این‌که مادربزرگ و پدر اریک فوگلر درست وسط تعطیلات و حین اسکی چنان آسیب ‌دیدند که راهی بیمارستان شدند، اریک به‌عنوان تنها بازمانده‌ی خانواده برای حضور در مراسم تشییع عمویش راهی ایرلند می‌شود تا در آن قلعه‌ی عجیب برای آخرین ‌بار جسد عمویش را ببیند. اما در میستی ابی‌کسل هیچ چیز عادی نیست. گویا نفرینی در کار است، نفرین بانو بریانا د لوث! آیا عمویش واقعاً بر اثر سقوط از پله‌ها مرده؟ این‌طور به نظر نمی‌آید!

نفرین ماهی

معرفی کتاب
کتاب «نفرین ماهی»، یک داستان ماجراجویانه برای نوجوانان است. این کتاب درباره‌ی ماهی‌هایی با قدرت‌های جادویی است که می‌توانند با انسان‌ها ارتباط برقرار کنند و اتفاقات عجیبی را رقم بزنند. داستان از جایی آغاز می‌شود که معلمی جوان به نام حوریا برای تدریس در یک روستای کوهستانی دورافتاده به نام شوومان می‌رود. در این روستا، حوریا با مردی به نام شیخ بادزار و پسرش آشنا می‌شود. حوریا یک گردنبند از شیخ دریافت می‌کند که قرار است از او در برابر سرما محافظت کند، اما این گردنبند حاوی جادویی مخوف است. در ادامه، حوریا و پسر شیخ، درگیر ماجراجویی‌های عجیب و ترسناکی می‌شوند که با ماهی‌های جادویی و رازهای پنهانی مرتبط است.

بچه را به کجا می‌بری؟

معرفی کتاب
مجموعه «آی دکمه دکمه دکمه» حاوی 10 جلد کتاب داستان مناسب کودکان بالای 3 سال است. این اثر سعی کرده است به اضطراب کودکان در هنگام رفتن به مهدکودک بپردازد و تجربه لذت‌بخشی از حضور در مهدکودک برای آنان به وجود آورد. «ابیش» پسر بچه‌ی کوچولویی است که هر بار با چالش‌های خاص دوره‌ی سنی‌اش مواجه می‌شود. او برای رفتن به مهدکودک نگرانی‌هایی دارد. در این داستان ابیش نگران است مبادا در مهد هم‌بازی نداشته باشد.

این دیگر چیست؟

معرفی کتاب
مجموعه «آی دکمه دکمه دکمه» حاوی 10 جلد کتاب داستان مناسب کودکان بالای 3 سال است. این اثر سعی کرده است به اضطراب کودکان در هنگام رفتن به مهدکودک بپردازد و تجربه لذت‌بخشی از حضور در مهدکودک برای آنان به وجود آورد. «ابیش» پسر بچه‌ی کوچولویی است که هر بار با چالش‌های خاص دوره‌ی سنی‌اش مواجه می‌شود. او برای رفتن به مهدکودک نگرانی‌هایی دارد. در این داستان ابیش دوست ندارد موهای بلندش را کوتاه کند. دوست دارد با موهای بلند و فرفری‌اش به مهدکودک برود.

نترس تنها نمی‌مانی

معرفی کتاب
مجموعه «آی دکمه دکمه دکمه» حاوی 10 جلد داستان مناسب کودکان بالای 3 سال است. این اثر سعی کرده است به اضطراب کودکان در هنگام رفتن به مهدکودک بپردازد و تجربه لذت‌بخشی از حضور در مهدکودک برای آنان به وجود آورد. «ابیش» پسر بچه‌ی کوچولویی است که هر بار با چالش‌های خاص دوره‌ی سنی‌اش مواجه می‌شود. او برای رفتن به مهدکودک نگرانی‌هایی دارد. در این داستان ابیش نگران است مبادا والدینش فراموش کنند برای برگشتن به خانه به دنبالش بیایند.

دکمه‌ی بزرگ

معرفی کتاب
مجموعه «آی دکمه دکمه دکمه» حاوی 10 جلد کتاب داستان مناسب کودکان بالای 3 سال است. این اثر سعی کرده است به اضطراب کودکان در هنگام رفتن به مهدکودک بپردازد و تجربه لذت‌بخشی از حضور در مهدکودک برای آنان به وجود آورد. «ابیش» پسر بچه‌ی کوچولویی است که هر بار با چالش‌های خاص دوره‌ی سنی‌اش مواجه می‌شود. او برای رفتن به مهدکودک نگرانی‌هایی دارد. در این داستان ابیش نگران است وقتی مادر در کنارش حضور نداشته باشد، به هنگام دستشویی رفتن نتواند دکمه شلوارش را باز کند!

کاسه‌ی غول‌پیکر

معرفی کتاب
مجموعه «آی دکمه دکمه دکمه» حاوی 10 جلد کتاب داستان مناسب کودکان بالای 3 سال است. این اثر سعی کرده است به اضطراب کودکان در هنگام رفتن به مهدکودک بپردازد و تجربه لذت‌بخشی از حضور در مهدکودک برای آنان به وجود آورد. «ابیش» پسر بچه‌ی کوچولویی است که هر بار با چالش‌های خاص دوره‌ی سنی‌اش مواجه می‌شود. او برای رفتن به مهدکودک نگرانی‌هایی دارد. در این داستان ابیش نگران است چگونه به تنهایی از سرویس بهداشتی استفاده کند.

تابوت سرگردان

معرفی کتاب
کتاب «تابوت سرگردان» یک رمان تاریخی-فانتزی است که به درون دنیای نوجوانان و دغدغه‌های آن‌ها در دوران قاجار سفر می‌کند. نویسنده با استفاده از ژانر وحشت و فانتزی، داستانی مرموز و پر از اتفاقات هولناک می‌سازد و به‌خوبی به مسائل اجتماعی و روانشناختی می‌پردازد و برای مخاطبان خود پیامی مهم درباره مدیریت هیجانات و احساسات دارد. تابوت سرگردان داستان صمد، نوجوانی است که در مدرسه دارالفنون تهران تحصیل می‌کند. او دانش‌آموزی است که در رشته پزشکی تحصیل می‌کند و در عین حال به شعر علاقه دارد. صمد که گرفتار ترس‌های درونی است، خود را در یک سفر پر از هیجان و ترس می‌بیند که در آن با اتفاقاتی مرموز و هولناک روبه‌رو می‌شود. مدرسه دارالفنون در تهران و تبریز به‌عنوان مکان‌های اصلی داستان، نماد علم و دانش در آن دوران هستند و در عین حال فضایی تاریخی و پر از داستان‌های پنهانی را ایجاد می‌کنند.

سام وو نترسو از زامبی‌ها نمی‌ترسد

معرفی کتاب
مجموعه‌ی «سام وو نترسو»، نوشته‌ی «کیتی و کوین سانگ» داستان‌های پسری چینی‌آمریکایی است که به کودکان نشان می‌دهد شجاعت، نترسیدن نیست و به آن‌ها انگیزه می‌دهد تا خطر کنند و با ترس‌هایشان مواجه شوند. ماجراهای «سام وو» عجیب‌وغریب نیست. اتفاق‌هایی هستند که در زندگی بیشتر کودکان رخ می‌دهد و ممکن است باعث دلهره و نگرانی آن‌ها شود. از شب‌مانی در خارج از خانه تا سفر با هواپیما یا ترس از تاریکی. شما می‌توانید این داستان‌ها را با هم بخوانید، درباره‌ زمان‌هایی که در زندگی‌تان ترسیده‌اید، صحبت کنید و به فرزندتان یاد بدهید که چگونه می‌تواند هر موقعیت و هیجانی را کنترل کند. این داستان: من که از زامبی‌ها نمی‌ترسم، حتی یک ذره! شاید فقط یک‌کم از آن زامبی‌های واقعی بترسم، ‌اندازه‌ی سر سوزن. وقتی رالف گفت توی زیرزمینشان یک گرگ زامبی زندگی می‌کند، اصلاً دلم نمی‌خواست بروم آنجا و بقیه را از شرش خلاص کنم، چون: 1. رالف خیلی‌خیلی بدجنس است، 2. اگر گرگ زامبی رالف را یک لقمه‌‌ی چپ کند، اصلاً ناراحت نمی‌شوم... مگر باید بشوم؟ ...