Skip to main content

حرکتی نا‌به‌جا!

معرفی کتاب
پرنسس «امپیریا» حوصله پرنسس بودن را ندارد. او می‌خواهد یک شوالیه باشد؛ اما شوالیه شدن اصلاً کار راحتی نیست. او باید به هشت نفر کمک کند تا بتواند وارد مدرسه شوالیه‌ها شود. او و دوستانش باید آدمی را پیدا کنند که به کمک‌شان نیاز داشته باشد؛ اما این‌بار کار او و دوستانش سخت است. آن‌ها سر از روستایی درمی‎آورند که هیچ شیر و پنیر و ماستی در آن باقی نمانده است. «دربیل»، اژدهای عاشق پنیر کبابی، حسابی به پرنسس کمک می‎کند و... .

پنیر کبابی و اژدهاها

معرفی کتاب
در مدرسه «سلطنتی رفتارهای خانمانه» پرنسس «امپیریا» از سقف آویزان شده بود. او دلش نمی‌خواست کنار هم‌شاگردی‌هایش بنشیند و رفتار مناسب در مهمانی چای را یاد بگیرد. فریادهای خانم «فرامپ» هم فایده‎ای نداشت و پرنسس همچنان به تاپ خوردن ادامه داد تا اینکه... . پرنسس امپیریا اسم خودش را «پولورایزر» گذاشته است. او دلش می‌خواهد شوالیه باشد و به جای فنجان و چای و بادبزن، شمشیر در دست بگیرد؛ اما شوالیه شدن اصلاً کار راحتی نیست!

25 شغل ماشافیلیپنکو

معرفی کتاب
آقای محترمی که شبیه پروفسورهاست، به مدرسه می‎آید و از بچه‎ها می‎خواهد انشایی بنویسند با این موضوع: «اگر من نماینده شورای شهر بودم چه می‎کردم؟» «ماشا» هر کاری را بیشتر از درس‌ خواندن دوست دارد و انشای او، پروفسور را حیرت‌زده می‌کند. ماشا به عنوان نماینده بخش بهسازی شورای شهر، موظف می‎شود به کارخانه‌ها، مزارع، خیاط‌‌خانه‌ها ‌‌و هر جایی که کار و کاسبی آن کساد شده است، سر بزند و به آنجا سر و سامان بدهد. ماشا نمی‌تواند یک مسئله ساده ریاضی را حل کند یا یک دیکته بی‌غلط بنویسد؛ اما در این کار حسابی موفق می‌شود!

او هنوز اینجاست

معرفی کتاب
«سوسی» و «گای» مدت‌هاست که با هم دوست هستند، همه‌جا با هم و در کنار هم. روزی که «مونوپولی» بازی می‌کنند، به این فکر می‌افتند که حیوان خانگی بخرند؛ اما مادر گای با این کار مخالف است. با اصرار بچه‌ها، پدر سوسی راضی می‌شود و همه با هم به فروشگاه حیوانات خانگی می‌روند. آن‌ها یک گکوی پلنگی می‎خرند (نوعی مارمولک)، با یک محفظه شیشه‌ای و کلی وسایل دیگر. سوسی و گای اسم گکو را «ماتیلدا» می‎گذارند و خانه ماتیلدا در اتاق سوسی قرار می‎گیرد. ماتیلدا خیلی سریع با گای دوست می‌شود؛ اما ظاهراً از سوسی خوشش نمی‌آید و... .

در جستجوی حقیقت

معرفی کتاب
مرد جوان در دانشگاه عاشق دختری زیبا می‌شود. دختری که همه را جذب خود می‌کند. مرد جوان آنقدر مبهوت دختر است که فقط از دور به تماشا می‌ایستد و جرئت نزدیک شدن ندارد. سرانجام روزی متوجه می‌شود که دختر نیز همان احساس را دارد. آن‌ها تصمیم می‌گیرند ازدواج کنند؛ اما دختر باید مسلمان شود. بنابراین، باید یک روحانی پیدا کنند تا دختر را به آیین اسلام درآورد. آن‌ها با پرس و جو موفق می‌شوند کسی را پیدا کنند تا این کار را انجام دهد؛ اما... .

دیدار عروس

معرفی کتاب
این کتاب شامل هشت داستان کوتاه است. «خاله گمشده»، «قدر ناشناسی»، «دیدار عروس» و «انتخاب همسر»، نام برخی از این داستان‌هاست. «دیدار عروس» درباره دختر جوانی به نام «سُعاد» است که به تازگی ازدواج کرده است. سعاد به مسائل مادی و ظاهری اهمیت نمی‌دهد و ازدواجش به دور از هر گونه تجملات بوده است. حالا او از سفر زیارتی بازگشته است و بهترین دوستش، «غفران» می‌خواهد هر چه زودتر به دیدن او برود؛ اما چیزهایی می‌شنود که باورش برای او و درباره دختری مانند سعاد، بسیار سخت است و... .

دیدار در بیمارستان

معرفی کتاب
«ورقا» مادربزرگش را که در سینه‌اش احساس درد می‌کند، به بیمارستان می‌برد و با خانم دکتر «معاد» آشنا می‌شود. دکتری که نه‌تنها خیلی سریع به وضع مادربزرگ رسیدگی می‌کند، بلکه از ورقا که آثار خستگی در چهره‌اش پیداست، می‌خواهد کمی استراحت کند و خودش کنار بیمار می‌ماند. آشنایی معاد و ورقا با کتابی که خانم دکتر جا می‌گذارد، ادامه می‌یابد تا جایی که معاد از ورقا خواستگاری می‌کند. مادربزرگ مخالف است؛ اما چرا؟

دو زن و یک مرد

معرفی کتاب
«حسنات» به عقد مردی در‌می‌آید که در اروپاست و به پدرش وکالت داده تا دختر را برایش عقد کند. «رَحاب»، خواهر حسنات، نمی‎داند که چرا خواهرش تن به این ازدواج داده است. چرا به عقد مردی درآمده است که حاضر نشده است به خودش زحمت بدهد و به مراسم عقد بیاید؛ چون متدیّن است یا به این علت که مثل خواهرش غیرعادی است؟ روزی نامه «مصطفی»، نامزد حسنات، به دست او می‌افتد و تصمیم می‌گیرد خودش را به جای حسنات جا بزند و... .

تولد دوباره

معرفی کتاب
«نقا» دختر معتقدی است که به تازگی به عقد پسری از خانواده‌ای مذهبی درآمده است. نامزد نقا، تحصیل‌کرده و متدین است. «سعاد»، دخترخاله نقا، به خانه آن‌ها می‌آید و ضمن تعریف از اروپا، انتخاب نقا را زیر سوال می‌برد و نامزد نقا را اُمّل و عقب‌مانده می‎داند. نقا سعی می‌کند آرامشش را حفظ کند و درباره ایمان و روشنفکری نامزدش توضیح دهد؛ اما سعاد همچنان حرف خودش را می‌زند؛ اما چرا سعاد این همه از نامزد نقا متنفر است؟ درحالی‌که هرگز او را ندیده است.

بینوایان

معرفی کتاب
قهرمان داستان، «ژان والژان» محکوم سابقه‌داری است که پس از ۱۹ سال محکومیت با اعمال شاقه، از زندان آزاد می‌شود. او به خاطر دزدیدن قرصی نان، برای سیر کردن فرزندان خواهرش به زندان می‌افتد و به دلیل تلاش‌های پی‌در‌پی برای فرار، به محکومیتش اضافه می‌شود. ژان با کمک اسقف پیرِ شهر آینده‌ جدیدی را برای خودش رقم می‌زند و ماجراهای گوناگونی را پشت سر می‎گذارد.