Skip to main content

بابا لنگ‌دراز

معرفی کتاب
«جروشاآبوت» از همه بچه‌های نوانخانه بزرگ‌تر است و بچه‌های ۴ تا ۷ سالِ اتاق «ف» زیر نظر او هستند. جروشا نیروی تخیل بسیار قوی دارد، آن‌قدر که مسئول نوانخانه فکر می‌کند در آینده دچار مشکل می‌شود. فردی نامعلوم و با اسم مستعار «جان‌اسمیت» جروشا را به دانشگاه می‌فرستد. جان‌اسمیت عقیده دارد که نیروی تخیل و فکر جروشا بسیار عالی است و فکر می‌کند که او می‌تواند نویسنده شود. در مقابل این لطف، جودی موظف است هر ماه نامه‌ای برای جان‌اسمیت بنویسد.

هاکلبری‌فین

معرفی کتاب
این کتاب داستان نوجوانی به نام «هاکلبری فین» است که از پدری لااُبالی متولد می‌شود. بعد از ناپدید شدن پدر، سرپرستی پسر را به بیوه‌زنی می‌سپارند که با خواهرش زندگی می‌کند و برده سیاهی به نام «جیم» دارد. بعد از مدتی، سر و کله پدر هاکلبری پیدا می‌شود. او هاک را با خود به جنگل می‎برد؛ اما هاک پس از چند روز از آنجا فرار می‌کند و... .

زنان کوچک

معرفی کتاب
این داستان درباره زندگی چهار خواهر به نام‌های «مگی»، «کتی»، «بتی» و «سارا» است که با الهام از زندگی واقعی نویسنده با سه خواهرش نوشته شده است. این خانواده پیش از این ثروتمند بوده‌اند؛ اما اکنون وضعیت خوبی ندارند. پدرشان در جنگ است و آن‌ها مجبورند زندگی خود را اداره کنند و علاوه‌بر آن، به مردم محتاج نیز کمک کنند. آن‌ها زندگی سختی دارند؛ ولی از یکدیگر حمایت می‌کنند و ماجراهای جالبی برایشان پیش می‌آید.

جزیره گنج

معرفی کتاب
این رمان داستانی ماجراجویانه است و موضوع آن درباره دزدان دریایی و گنجی مدفون در یک جزیره است. دریانوردی کهنسال و کریه‌منظر و البته مرموز، وارد مهمان‌خانه‌ای کوچک می‌شود. او آشفته و در هراس است. دریانورد پیر، صندوقچه‌ای بزرگ به همراه دارد که به کسی اجازه نمی‌دهد به آن نزدیک شود. پس از مرگ پیرمرد، پسر نوجوان صاحب مهمان‌خانه، نقشه گنجی را داخل صندوقچه پیدا می‌کند و این نامه سرآغاز سفری پرماجراست.

رابینسون کروزو

معرفی کتاب
قهرمان داستان جوانی به نام «رابینسون» است. پدرش امکانات تحصیلی و رفاهی او را فراهم کرده است و آرزو دارد پسرش در رشته حقوق درس بخواند؛ اما رابینسون جز رفتن به دریا فکری ندارد. علاقه او به دریانوردی به قدری زیاد است که باعث می‌شود با پدرش مخالفت کند و به التماس‌‌های و گریه‌های مادرش توجهی نداشته باشد. سرانجام روزی باخبر می‌شود که یکی از دوستانش راهی سفر با کشتی است و رابینسون بی‌خبر و بدون کلمه‌ای حرف، سوار کشتی می‌شود و آن‌ها را ترک می‌کند.

معمای جنایت: معمای قتل آقای احتشام در ساری

معرفی کتاب
«فخرالدین احتشام»، تاجر سرشناس و ثروتمند اهل ساری، در نیمه‌شب، پس از پایان مهمانی دوستانه‎ای که در خانه بزرگش برگزار شده بود، در خواب، به قتل می‌رسد. به درخواست همسر مقتول، پسرعموی مقتول، از کارآگاه خبره و سرشناسی در تهران، به نام «اقبال» دعوت می‌کند تا به ساری بیاید و از راز این جنایت پرده بردارد. اقبال ابتدا با کمک منشی و مباشر مقتول، نامه‌های مشکوک و تهدیدآمیزی پیدا می‎کند و... .

سرخ باد

معرفی کتاب
این داستان روایتی از مبارزات چریکی و خانگی مردم در سال‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی است. «رمضان» همراه خانواده‌اش در محله «بهار» زندگی می‎کند. مأموران که او را از اغتشاش‌گران می‌دانند، در جست‌وجویش هستند. رمضان از خانه فرار می‌کند و همسرش با دیدن مأموران، بسیار می‌ترسد. برادر همسر رمضان، سعی می‌کند او را آرام کند تا همسایه‌ها متوجه موضوع نشوند؛ اما بی‌نتیجه است. مدتی بعد، خبرِ خراب شدن محله بهار به گوش پسر خانواده می‌رسد که برای تماشای مسابقه‌ای رفته است. او به سرعت به خانه بازمی‎گردد و... .

مینا سان‌تلمو و موزه نفرین شده

معرفی کتاب
«مینا سان تلمو» نویسنده‎ای جوان است که به خاطر داستان‌های پلیسی‌اش حسابی معروف شده است. این‌بار ناشرش از او می‌خواهد که داستانی درباره نقاشی مدرن بنویسد؛ اما مینا تصمیم می‎گیرد این داستان نیز حال و هوای پلیسی داشته باشد. مینا همراه برادرش، «راب»، در پرونده قتل کلکسیونر معروف آثار هنری در لندن سرک می‌کشد و ... . ارزیاب هنری سابق و کارآگاه فعلی پلیس به مینا و برادرش ملحق می‌شود و در این مسیر، مینا تاریخ هنر مدرن را یاد می‎گیرد و می‌تواند قطعات معما را کنار هم بچیند.

زمانی که هم‌صحبت فریدا بودم

معرفی کتاب
«مینا»، «مانی»، «محسن» و «پریسا» به خانه مادربزرگ می‎روند؛ اما او به مسافرت رفته است و فقط دایی «سامان» در خانه است. دایی سامان یک کارتن پر از صفحه‌های گرامافون قدیمی به بچه‌ها می‌دهد. با شنیدن صدای نوجوانی دایی سامان روی صفحه‌ها، بچه‌ها به ماجرای سفر او به مکزیک و دیدارش با «فریدا» (نقاش مکزیکی)، پی می‌برند. در این سفر «لوئیس بونوئل» دایی و فریدا را همراهی می‌کند. آن‌ها به جنگلی عجیب می‌روند و از معابد آزتک‌ها سردرمی‌آورند!

ماجرای تماشایی (تا حدی)

معرفی کتاب
پدربزرگ و مادربزرگ «تام» به او ساعتی شگفت‌انگیز هدیه می‌دهند. تام که خیلی هیجان‌زده است، ساعت را به بهترین دوستش، «دِرِک» نشان می‌دهد و خیلی خوشحال است؛ اما در مدرسه اتفاق جالب‌تری رخ داده است! همه بچه‌های کلاس به مهمانی تولد «جولیا» دعوت شده‌اند، به غیر از تام. او سعی می‌کند وانمود کند که از این موضوع ناراحت نیست؛ ولی درواقع او خیلی ناراحت و دلگیر است. واقعاً چرا او را به این مهمانی دعوت نکرده‌اند؟