Skip to main content

پلوتو سیاره کوتوله

معرفی کتاب
سال‌های سال «پلوتو» به عنوان یک سیاره شناخته می‎شد؛ اما در سال ۲۰۰۶ به پلوتو گفنتد که دیگر سیاره نیست. برای سیاره بودن باید دور خورشید چرخید، گرد بود و بتوان سیارک‌ها را به سمت خود کشید و هرچه سر راه است، پاک کرد. پلوتو هم گرد است، هم دور خورشید می‌‏چرخد؛ اما کوچک است. پلوتو یک سیاره کوتوله است که نمی‎تواند جسم‌های دیگر را از سر راهش بردارد.

تسهیل التعلیم

معرفی کتاب
این کتاب ازجمله آثاری است که در سال ۱۳۲۵ ه.ق برای آموزش الفبا به نوآموزان و خردسالان نوشته شده است. نویسنده کوشیده است به شیوه تحلیلی، الفبا را به مخاطبان خود بیاموزد. او موضوع‌های دیگری را نیز مطرح کرده است. وی در بیان حکایت‌ها، ضمن توجه دقیق به آموزش حروف و لغات و تأکید بر یادگیری حروف مشابه در زبان فارسی، متن حکایت‎ها را هم آموزشی نگاشته است. عمده‌ترین مضامین کتاب نیز دربرگیرنده مباحث دینی، مذهبی و تبیین موضوعاتی در علوم گوناگون، نظیر جغرافیا، نجوم و جانورشناسی است.

قصه‌ خوبان: داستان حدیث کسا

معرفی کتاب
این داستان از زبان پارچه پشمی یمنی روایت می‎شود. تاجری این پارچه را به مدینه می‎آورد. از این پارچه «عبا» درست می‌شود که به آن «کسا» می‏‌گویند. حضرت علی (ع) این عبا را می‌خرد و به خانه می‌برد. روزی پیامبر اکرم (ص) به خانه دخترشان، حضرت فاطمه (س) می‌‏روند، درحالی‌که احساس کسالت می‏‌کنند. پیامبر از دخترش می‎خواهد عبای یمنی را برایش بیاورد. فاطمه (س) پدرشان را با عبا می‎پوشاند. چند دقیقه بعد امام حسن (ع) از پدربزرگش می‎خواهد که او هم زیر عبا برود. بعد امام حسین (ع) می‎آیند و... .

با یک فرصت چه کار می‌توانم بکنم؟

معرفی کتاب
این داستان درباره کودکی است که نمی‎داند با فرصتی که برایش پیش می‌‏آید، چه کند. فرصت دور و بر کودک می‏‌چرخد و دوست دارد کودک او را بگیرد؛ اما کودک می‏‌ترسد و خود را عقب می‏‌کشد. فرصت پر می‏‌زند و می‌رود. بعد از روزها فرصت دیگری به سراغ کودک می‌‏آید. کودک تلاش می‏‌کند آن ‌را بگیرد؛ اما زمین می‏‌خورد و بقیه به او می‌‏خندند. کودک حسابی خجالت می‌‏کشد و دیگر به فرصت‌ها توجه نمی‌‏کند. کم‌کم دیگر هیچ فرصتی به سراغش نمی‌‏آید تا اینکه... .

احمد، احمد

معرفی کتاب
اولین نشانه‌های فراموشی در پدربزرگِ «فریدون» روزی شروع شد که رفت تا حقوق ماهیانه‌اش را از بانک بگیرد و تا عصر نیامد. همه نگران شدند، به خصوص مادربزرگ. آن‌هاهمه‌جا را ‎گشتند و به تمام شماره‌های دفتر تلفن زنگ ‎زدند؛ ولی خبری از پدربزرگ نبود تا اینکه او را گوشه‎ای از پارک، روی یکی از نیمکت‌ها پیدا کردند. بعد از آن پدربزرگ دیگر مثل قبل نبود؛ حتی حرف‌های چند لحظه پیش خودش را هم فراموش می‎کرد و... . پدربزرگ، فریدون را «احمد» صدا می‏‌کرد؛ اما هیچ‎کس نمی‎دانست احمد کیست و چرا او را با این اسم صدا می‌زند.

این خانه پر از نام محمد است

معرفی کتاب
این کتاب، شامل سه داستان درباره حضرت محمد (ص) است. داستان اول، ماجرای دختری به نام «هُدی» را بیان می‌کند که با پدر و مادر و سه خواهرش در خانه‌ای زندگی می‌کنند که پدربزرگ و مادربزرگ هم در طبقه پایین همان ساختمان سکونت دارند. هدی بزرگ‌ترین دختر خانواده، از اینکه مادرش برای بار چهارم باردار است به امید اینکه بتواند پسری به دنیا بیاورد، رنج می‌برد؛ چون می‌داند طبق گفته دکتر، این حاملگی برای مادرش خطرناک است. هدی ناراحتی‌اش را هشت ماه در دل می‌پروراند و سرانجام پیش پدربزرگ سفره دلش را باز می‌کند و... . دو داستان بعدی «کوکو» و «ماجرای سوسمار» نام دارند.

هنرمند یک دقیقه‌ای‮‬‏‫: با شش گام ساده تقریباً هر چیزی را نقاشی کنید‮‬

معرفی کتاب
کودکان تصویرهای کارتونی و بامزه را دوست دارند و به راحتی می‎توانند نقاشی کردن آن‌ها را یاد بگیرند. این کتاب سعی دارد به خوانندگان علاقه‌مند خود بیامورد که چطور چیزهای خنده‌دار و عجیب را در چندگام ساده نقاشی کنند. خود نویسنده مدعی است که خواننده می‌تواند هر کدام از این تصاویر را در یک دقیقه ترسیم کند. در هر صفحه فضایی مخصوص برای خواننده کتاب در نظر گرفته شده است تا هنر خود را بیازماید و نقش داده شده را به تصویر بکشد.

توماس آلوا ادیسون (مخترع جوان)

معرفی کتاب
«توماس آلوا ادیسون» از همان کودکی می‎خواست از هرچیزی سردربیاورد. او در هفت‌سالگی به مدرسه رفت. معلمش بسیار سخت‎گیر بود و به دانش‌آموزان اجازه سؤال‌ کردن و حتی تکان خورن هم نمی‎داد و توماس که به آزاد و رها بودن عادت داشت، از مدرسه فرار کرد... اما در سال‌های بعد، او صدها وسیله اختراع کرد که زندگی مردم دنیا را تغییر داد؛ اختراعاتی مانند لامپ برق و گرامافون.

ازدواج اجباری با ملکه سنسنا

معرفی کتاب
روزهای آخر سال است و «سیاوش» می‌خواهد در خانه تکانی به مادرش کمک ‏‌کند؛ اما اتفاقی رخ می‌دهد و سیاوش وارد سرزمینی عجیب می‎شود.فرمانروای این سرزمین، ملکه «سنسنا» تصمیم دارد ‌با سیاوش ازدواج کند. سیاوش دلش می‎خواهد با پدر و مادر و خواهرش، «شعله» زندگی کند؛ هرچند که دلِ خوشی از او ندارد! سیاوش برای بازگشت به دنیای خودش و زندگی در آن باید مراحل سختی را پشت سر بگذارد، مراحلی که به نظر می‌‏آید عبور از آن‌ها غیرممکن است.

به سپیدی برف به سرخی انار

معرفی کتاب
دانه برف از آسمان به زمین می‎آید. او دوست ندارد روی تابلوها و چراغ‌ها بنشیند. آنجا درختی وجود ندارد تا شاخه‌اش را به پرنده‌ها هدیه دهد و همه‌چیز کثیف است! ماشین‌ها دوستان خوبی نیستند، آن‌ها روی صورت او شن می‎پاشند و... . دانه برف آرام کنار درخت تنومندی روی زمین می‎نشیند. صبح روز بعد، دخترکی از راه می‎رسد و با دانه‌ برف، آدم‌برفی درست می‎کند. دخترک به جای چشم برای آدم‌برفی، دو تیله می‎گذارد، به جای دهان، چند عناب قرمز، به جای بینی، یک هویج نارنجی و انار سرخ کوچکی به جای قلب. آدم‌برفی... .