قورباغه و غریبه
معرفی کتاب
خوک اولین کسی است که از آمدن غریبه باخبر میشود. به نظر خوک، او یک موش صحرایی کثیف است و به نظر اردک، موشهای صحرایی همه دزد هستند؛ اما قورباغه مطمئن نیست و سعی میکند حقیقت را کشف کند. شبهنگام قورباغه به نوری که میبیند، نزدیک میشود. موش کنار چادرش آتش روشن کرده و بوی غذای خوشمزهای همهجا را پر کرده است. قورباغه احساس میکند همهچیز گرم و دوستانه است؛ اما خوک و اردک باور نمیکنند. آنها نزد خرگوش صحرایی میروند و میخواهند که موش صحرایی از آنجا برود. نظر خرگوش چیست؟ او چه کار میکند؟
ماجراهای شاهزاده و لکلکها
معرفی کتاب
این کتاب حاوی پنج داستان کوتاه است. «پادشاه بدجنس»، «بره پشمالو و گرگ بیرحم» و «ماجرای شاهزاده و لکلکها »، نام سه داستان از این مجموعه است. داستان آخر درباره پسر شاهزادهای است که بسیار لوس و خودخواه بزرگ شده است. او هر روز کنار رودخانه میرود و لکلکها را با سنگ میزند و تخمشان را به خانه میبرد و میخورد. بعد از مدتی، دوستان او به دیدنش میآیند و پسر آنها را برای دیدن لکلکها به کنار رودخانه میبرد؛ اما هیچ اثری از لکلکها نیست! آنها کجا رفتهاند؟
ماجراهای پریا و آریا
معرفی کتاب
«پریا» و «آریا» دوقلو هستند و بسیار شبیه، مانند سیبی که از وسط دو نیم شده باشد! آنها با پدر و مادر و مادربزرگشان زندگی میکنند. پریا و آریا موقع بازی، همهجا را ریخت و پاش میکنند، اسباببازیها و کاغذها و مدادهایشان روی زمین میریزد، طوری که پای مادر روی توپ کوچکی میرود که وسط اتاق افتاده است و زمین میخورد. پدر و مادر حسابی عصبانی هستند. در همین موقع، مادربزرگ پادرمیانی میکند و از بچهها میخواهد که وسایلشان را جمع کنند تا او برایشان خوراکیهای خوشمزه بخرد و قصه بگوید و... . داستان با ماجراهای مختلف پریا و آریا ادامه مییابد.
خواهران پینوکیو: 11 داستان برای نوجوانان
معرفی کتاب
این کتاب مشتمل بر یازده داستان رئال، برای گروه سنی دوازده تا شانزده سال است. این داستانها به تفکیک و به صورت یکی در میان برای دختران و پسران نوشته شده است. رفتار با مستمندان، رفتار با کودکان بدون تبعیض، انتخاب صحیح و آگاهانه، دوری از غرور و خودپسندی، همکاری و خرافات، از جمله موضوعاتی است که داستانها براساس آنها نوشته شدهاند. همچنین پایان داستانها باز است و بچهها را تشویق به تفکر میکند.
چتری با پروانههای سفید
معرفی کتاب
این داستان درباره مهربانی و محبت به دیگران است. درباره اینکه آدمها میتوانند به یکدیگر کمک کرده و گرهی از کار هم باز کنند. فقط دو ساعت به تحویل سال مانده است. «اردلان» در آرایشگاه منتظر است تا موهایش را کوتاه کند؛ ولی آرایشگاه بسیار شلوغ است... . «آتوسا» به خیاطی «شیرینخانم» رفته است تا لباس را بگیرد؛ اما برق رفته است و او پشت در مانده است... . «مریم»، دختر گلفروش، هنوز گلهایش را نفروخته است و باید قبل از تحویل سال خانه باشد و خیابانها شلوغتر از همیشه است! آیا هر یک از این بچهها میتوانند به موقع در خانه باشند و سال نو را در کنار خانواده شروع کنند؟
مبانی ارزشها و اخلاق در ورزش
معرفی کتاب
توجه به ارزشها و اخلاق، به عنوان بخشی از مبانی فلسفی و تربیتی، از مسائل دارای اهمیت در تربیت بدنی است. کتاب حاضر در دو بخش ارزشهای ورزشی و ارزشهای اخلاقی تدوین شده است. در بخش ارزشهای مادی و زیستی ورزش پیرامون مباحث ارزش شناختی، انواع ارزشها و نقد آنها و ارزشهای ورزش در زندگی بحث میشود و در بخش ارزشهای اخلاقی به نسبت بین اخلاق و ورزش، نظریههای اخلاقی، استراتژیهای اخلاق ورزشی، بازی منصفانه و مسئولیت پذیری اشاره شده است.
من از دکمه میترسم
معرفی کتاب
دخترک از دکمه میترسد؛ چون همهجا او را دنبال میکند؛ وقتی مشق مینویسد، وقتی بازی میکند، حتی وقتی خواب است، دکمه را میبیند که از بالای کمد روی تختش میافتد! دخترک میداند چرا همهجا دکمه را میبیند؛ چون او از دکمه جامدادی دوستش که خیلی شبیه آبنبات است، خوشش میآید و آن را میکَند و بعد دکمه را گم میکند! دخترک تصمیم میگیرد همهچیز را به دوستش بگوید؛ اما چگونه میتواند این کار را انجام دهد؟
آقا قاپقاپی
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «ماجراهای مردم شهر عجیب» است. در این قسمت، آقای «قاپقاپی» هر جا میرود، چیزی گم میشود و همه، وسایل گمشدهشان را در خانه او پیدا میکنند. دست چپ قاپقاپی وسایل را قاپ میزند؛ ولی دست راستش، آنها را به صاحبانشان بازمیگرداند. تا اینکه روزی به قاپقاپی تهمت دزدیدن وسیلهای را میزنند که او ندزدیده است. قاپقاپی غمگین و دلگیر است و نمیداند چه کاری باید بکند. همسایه او متوجه ناراحتی قاپقاپی میشود و با او کمک میکند. بعد از مدتی، دیگر هیچ وسیلهای گم نمیشود! شما میدانید آقای همسایه چگونه توانسته است این کار را انجام دهد؟
آقا خاشخاشی
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «ماجراهای مردم شهر عجیب» است. آقای «خاشخاشی» نانوا است. او هر روز نانهای زیادی میپزد و مردم همه نانها را میخرند. آقای خاشخاشی برای مشتری آخرش دو تا نان میپزد. مشتری آخر پیرمردی است که هر شب بعد از همه میآید، نانها را برمیدارد و تشکر میکند تا اینکه روزی، قبل از اینکه مشتری آخر بیاید، مردی پولدار به نانوایی میآید و در برابر آ ن نانها، پول زیادی به آقای خاشخاشی میدهد. بعد از آن دیگر از مشتری آخر خبری نمیشود و... .
آقا چیکچیکی
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «ماجراهای مردم شهر عجیب» است. در این شهر، آدمهای عجیبی زندگی میکنند، مثل آقای «چیکچیکی». او عکاس شهر است؛ اما نه یک عکاس معمولی! افرادی که با هم دعوا میکنند، نزد آقای چیکچیکی میروند، او از آنها عکس میگیرد و متوجه میشود مقصر کیست؛ چون عکس شخص مقصر، سیاه و مات میافتد! روزی آقای «اولی» و آقای «دومی» که با هم دعوا کردهاند، نزد آقای چیکچیکی میروند و... . آقای عکاس با تعجب میبیند که عکس هر دو نفر سیاه و مات است؛ ولی حقیقت را نمیگوید و... . از آن به بعد تمام عکسهای آقا چیکچیکی سیاه میافتد. شما میدانید علت چیست؟