Skip to main content

عید پر‌‌ماجرا

معرفی کتاب
یک روز پیش از کریسمس، «پتسون» و گربه سخنگویش، «فیندوس»، کارهای زیادی دارند که انجام دهند؛ اما اتفاق بدی برای پتسون رخ می‌دهد. حالا آن‌ها چطور می‌توانند این همه کار را انجام دهند؟ آن‌ها نه درخت کریسمس دارند، نه گوشت، نه بیسکویت زنجبیلی و نه... . درست همان‌موقع که پتسون و فیندوس ناامید شده‌اند، «اَکسِل» وارد می‌شود. او از موضوع خبردار می‌شود و می‌خواهد کمک کند؛ اما کمک او کافی نیست و آن‌ها هنوز خیلی چیزها کم دارند؛ اما صبر کنید! بعد از چند دقیقه خانم «اِلسا» وارد می‌شود و کلی خوراکی می‌آورد و چند دقیقه بعد، آقای «گوستاوسون» و بعد خانم «اندرسون» و... .

پاورقی‌های خط‌خطی

معرفی کتاب
«این کتاب شامل داستان‌های کوتاهی است که در یک نگاه و با گذاشتن وقت بسیار کوتاهی، مثل صرف صبحانه، می‌توان آن را خواند.» «قضاوت»، «حسود و قبطه»، «تصمیم مهم»، «احساس یک مادر»، «هر زنی زیباست» و «سوال خواستگاری»، نام برخی از این داستان‎هاست و مضمون آن‌ها ارزش‌های اخلاقی است. همچنین نویسنده عشق و محبت را پایه داستان‎‌ها قرار داده و آن‌ها را به خواننده یادآوری می‌کند. در داستان «قضاوت»، با آوردن خاطره‌ای از دکتر «حسابی» گوشزد می‌کند که هیچ‌وقت، درباره هیچ‌کس نباید قضاوت کرد.

چه چیزهایی ارزشمند هستند؟: کتابی برای شناخت ارزش‌های واقعی در زندگی

معرفی کتاب
چگونگی آموزش ارزش‌های زندگی و نعمت‌های آن به کودکان، همواره از دغدغه‌های والدین بوده است. جلد یازدهم از مجموعۀ چند جلدی «مهارت‌های زندگی»، ابتدا چیزهایی را که ارزشمندند به کودک معرفی می‌کند و به او یاد می‌دهد چگونه بفهمد چیزی ارزش دارد. سپس کودک را متوجه خود و ارزش خودش نزد خدا، جامعه و خانواده می‌کند. در پی آن نیز شکرگزاری، بخشندگی و دوست‌داشتن را به مخاطب می‌آموزد.

مکس و پرنده

معرفی کتاب
«مکس» گربه شجاع و نترس، وقتی پرنده‌ای را می‌بیند، فکر می‎کند می‌تواند با او دوست شود. پرنده کوچولو که هنوز نمی‌تواند پرواز کند، از دوست خود، مکس، می‌خواهد قوانین پرواز را برای او توضیح دهد؛ اما مکس در فکر شکار پرنده و حتی خوردن اوست. پرنده کوچولو مکس را قانع می‌کند که پس از یاد گرفتن پرواز، درباره شکار با هم صحبت می‌کنند و مکس تمرین پرواز را با پرنده شروع می‌کند و... .

مکس شجاع

معرفی کتاب
«مکس» گربه‌ای شجاع و نترس است که می‌خواهد به شکار موش برود؛ اما مگر می‌شود ندیده و نشناخته موش گرفت!؟ پس فقط کافی است مکس بداند که موش چه شکلی است تا شکارش کند. او به راه می‌افتد و در راه هر حیوانی را که می‌بیند، مانند مگس، ماهی، فیل، گنجشک و... می‌پرسد آیا شما موش هستید؟ سرانجام مکس به موش می‌رسد؛ اما موش خودش را هیولا معرفی می‌کند و... .

کی بیشتر می‌پره؟

معرفی کتاب
«پابلند» ملخ مغروری است که فکر می‌کند از همه حیوانات دنیا بیشتر می‌پرد. او همیشه از خودش تعریف می‌کند و با پرش‌های ناگهانی، باعث ترس حیوانات می‌شود. «دُم‌قرمز» روباه باهوش و زیرک، برای اینکه ملخ دست از غرورش بردارد، نقشه‌ای می‌کشد و بین ملخ و قورباغه مسابقه‌ای ترتیب می‌دهد. دُم‌قرمز پیش از مسابقه نزد ملخ می‌رود و او را در حال تمرین می‌بیند. روباه به او توصیه می‌کند که حسابی استراحت کند و خوب غذا بخورد؛ چون در هر صورت او برنده می‌شود؛ اما روز مسابقه اتفاق دیگری رخ می‌دهد.

بدترین جشن تولد مار بوآ

معرفی کتاب
جشنِ تولدِ مارِ «بوآ» بود و او دوست داشت این جشن تولد، بهترین جشن تولد عمرش باشد. مارِ بوآ همه دوستانش، یعنی گوریل، میمون، پلنگ خال‌خالی، مورچه‌خوار و سوسک سرگین غلتان را برای تولدش دعوت کرده بود و انتظار داشت، هدیه‌هایی که دوست دارد، برایش بیاورند؛ اما آیا بوآ از هدیه‌های دوستانش خوشش می‌آید؟

یک راه بهتر

معرفی کتاب
«پشمکی» بچه خرگوش بازیگوشی است. او هر جایی که می‌رسد، گودالی می‌کند و گوشه‌ای منتظر می‌شود و همین که یک نفر در گودال می‌افتد، با صدای بلند می‌خندد و فرار می‌کند. موش کوچولو یکی از افرادی است که در گودال پشمکی می‌افتد. او به هر ترتیبی شده است، از گودال بیرون می‌آید و گریان و نالان راه می‎افتد. موش با سنجاب روبه‌رو می‌شود و سنجاب می‌گوید چند روز پیش او هم در گودال خرگوش افتاده و دستش زخمی شده است. آن‌ها متوجه می‌شوند که بره آهو هم در یکی از این گودال‌ها افتاده است. موش و سنجاب و بره‌آهو تصمیم می‌گیرند که خرگوش را به دام بیندازند و تنبیه‌اش کنند؛ اما «بال طلا»، زنبور مهربان، یک راه بهتر به آن‌ها یاد می‌دهد.

قایق تنها

معرفی کتاب
مردم شهری که زورگو و ستمگر هستند، پرندگان را آزار و اذیت کرده و هر روز تعداد زیادی از آ‌ن‌ها را فقط برای تفریح کردن شکار می‌کنند تا اینکه روزی تمام پرنده‌ها از شهر می‌روند و فقط یک پروانه باقی می‌ماند. وقتی مردم ماجرا را می‌‌فهمند، پروانه را در قفس زندانی می‌کنند. صبح روز بعد تمام رنگ‌های زیبا در شهر به رنگ سیاه و سفید تبدیل می‌شود و فقط پروانه زندانی رنگی باقی می‌ماند. مردم که بسیار تعجب کرده‌ا‌ند، متوجه اشتباه خود می‌شوند و تصمیم می‌گیرند کاری کنند تا همه پرنده‌ها بازگردند.

گل مغرور

معرفی کتاب
در باغی پر از گل‌های رنگارنگ که پر از زنبور و پروانه است، گل رُز زیبایی باز می‌شود. گل رز بسیار مغرور است و فکر می‎کند از همه بهتر و زیباتر است. او با همه بدرفتاری می‎کند؛ حتی به درخت اجازه نمی‎دهد روی او سایه بیندازد. گل رز با این رفتارها تنها می‌ماند و روزی می‎رسد که برگ‌هایش زرد می‌شود و از بین می‌رود. باغبان که گل رز را این طور پژمرده می‌بیند، او را از باغچه درمی‌آورد و بیرون می‌اندازد. کودکان در این داستان با مفاهیم غرور و خودخواهی آشنا می‌شوند و به نتایج آن پی می‎برند.