اژدهای آب
معرفی کتاب
کتاب حاضر جلد سوم از مجموعه «استاد اژدها» است. «دریک» عاشق این است که استاد اژدهای دربارِ شاه «رونالد» باشد. سنگ اژدهای جادویی کاری میکند که دریک، «روری»، «بو» و «آنا» بتوانند اژدهای خودشان را آموزش دهند و حتی با آنها پرواز کنند؛ اما یک نفر سعی میکند سنگ را بدزدد و رفتارهای بو هم عجیب شده است. آیا او رازی دارد؟ استادان اژدها هر طور شده باید از سنگ اژدها محافظت کنند.
بئاتریس سروته میشود
معرفی کتاب
«بئاتریس» وقتی سر و ته میشود، بهتر فکر میکند. او روی شاخه درختها از زانو آویزان میشود، روی دستهایش میایستد و... . برای بئاتریس سر و ته بودن همیشه جواب میدهد. وقتی با دوستش «لنی» تصمیم میگیرند که روز اول کلاس سوم، مثل هم، لباس «نینجایی» بپوشند، قطعاً سر و ته بودهاند؛ اما روز اول مدرسه، بئاتریس لنی را با لباس نو و یک دوست جدید میبیند. بدتر از آن، انگار لنی همهچیز را درباره عملیات فوق سّری که نقشهاش را کشیدهاند، فراموش کرده است. آیا بئاتریس میتواند مأموریت را انجام دهد و دوستیشان را درست کند؟
سردترین روز در باغوحش
معرفی کتاب
در سردترین روز سال، درباغ وحش، صدای وحشتناکی به گوش میرسد و دستگاه گرمایشی از کار میافتد. همه حیوانات از سرما در حال یخ زدن هستند؛ البته به غیر از خرس قطبی. آقای «پیکلز»، مدیر باغ وحش، از کارمندانش میخواهد که برای تعطیلات آخر هفته، حیوانات را به خانه خود ببرند و آنها را گرم نگه دارند. این کتاب داستان اتفاقاتی است که در این تعطیلات رخ میدهد.
شلوغترین روز در باغوحش
معرفی کتاب
آقای «راجا» سالهاست که در باغ وحش، مسئول نگهداری از کرگدن است و حالا احساس میکند که احتیاج به تغییر دارد؛ البته نه برای همیشه. به همین دلیل، نزد مدیر باغ وحش، آقای «پیکلز»، میرود و از او میخواهد که برای چند روز جایش را عوض کند. با این پیشنهاد، فکر بکری به ذهن آقای پیکلز میرسد. او از همه کارکنان میخواهد که حیوانهایشان را با هم عوض کنند. همه خیلی هیجانزدهاند؛ اما وقتی خرس قطبی با سرعت پنجاه کیلومتر در ساعت به طرف خیابان اصلی میدود، مسئولان باغ وحش حسابی میترسند!
دختر قصهگو
معرفی کتاب
ماجراهای این کتاب از زبان «بورلی کینگ» نقل میشود. او همراه برادرش «فیلیکس» برای مدتی به خانه عمویشان میروند و همبازی عموزادههایشان، «دن»، «فیلیسیتی»، «سیسیلی»، کارگری به نام «پیتر»، همسایهای به نام «سارا ری» و عمهزادهای به نام «سارا استنلی» میشوند. سارا استنلی همان دختر قصهگوست که داستانهای جالبی از خاندان کینگ را تعریف میکند.
الو... آرزو!
معرفی کتاب
«پوریا» عاشق فوتبال است. او همیشه در دروازه میایستد و کارش را خیلی خوب بلد است. روزی پوریا میبیند یکی از بچهها که اصلاً از فوتبال سر درنمیآورد، پیراهن تیم «لیورپول» را پوشیده است، تیمی که پوریا آن را خیلی دوست دارد. او سعی میکند پیراهن را از پسر بخرد؛ ولی قیمت آن خیلی گران است و پوریا با بهترین دوستش، «امید»، در حال پول جمع کردن هستند تا یک دستگاه «پلیاستیشن» بخرند. بنابراین، نمیتواند بهای پیراهن را بپردازد و... .
موش کور
معرفی کتاب
«یوستوس» در حال جدا کردن لاستیکهای اسقاطی عمو «تیتوس» است که متوجه خانم «ویلمرس» میشود. خانم ویلمرس سگ کوچکش را سرزنش میکند؛ چون فکر میکند لباس پسرش را از روی بند رخت دزدیده و جایی پنهان کرده است؛ اما ماجرای دزدی به اینجا ختم نمیشود. سه پسربچه متوجه میشوند که از فروشگاه آقای «پورتر» هم دزدی شده است. بچهها برای به دام انداختن دزدها فقط یک راه دارند، باید عضوی از دزدها شوند!