Skip to main content

ماجراهای باباترول

معرفی کتاب
«ترول» ها جانورهای گرد و کوچک افسانه‌ای و بامزه‌ای هستند که مثل اسب آبی پوزه کشیده دارند؛ اما اسب آبی نیستند! مومی‌ترول‌ها در روزگاران گذشته در خانه آدم‌ها زندگی می‌کردند؛ اما حالا زندگی‌شان عوض شده است. «باباترول» تصمیم می‌گیرد داستان زندگی‌اش را بنویسد. از دوران کودکی‌اش که در پرورشگاه گذرانده می‌گوید، از خاله «زورزورک» نامهربان و از «روح مخوف جزیره» و از همه مهم‌تر تعریف می‌کند چطور با «ماماترول» آشنا شده است.

پیتزای داغ برای کنت اشراف‌زاده

معرفی کتاب
جزیره «ماکاموشی»، امن‌ترین جای دنیا برای موش‌هاست. «جرونیمو»، سردبیر پرفروش‌ترین روزنامه جزیره است. او در نوشتن داستان‌های ماجراجویانه مهارت خاصی دارد و کتاب‌هایش در جزیره مثل توپ صدا می‌کند! پسرعموی او در سرزمین موش‌های خون‌آشام گیر افتاده است و «ته‌آ»، خواهر جرونیمو، او را به آن سرزمین می‌برد تا پسرعمویشان را نجات دهند؛ اما آن‌ها با معماهای ترسناکی روبه‌رو می‌شوند و موجودات عجیبی در قلعه «کُنتِ اشراف‌زاده» منتظر آن‌هاست!

تورفین و اسکاتلندی‌های ضایع

معرفی کتاب
این کتاب جلد سوم از مجموعه «تورفین وایکینگ مهربان» است. در این داستان، «تورفین» همراه پدرش و افراد او به اسکاتلند حمله می‌کنند. آن‌ها تورفین را به شهر می‌فرستند تا پیامشان را به مردم شهر برساند؛ اما تورفین با مردم دوست می‌شود. وقتی خبری از تورفین نمی‌شود، وایکینگ‌ها به شهر حمله می‌کنند و با تعجب و ناباوری با استقبال مردم روبه‌رو می‌شوند... . مرد ترسناکی به نام «رانِلد مَک رانِلد»، تورفین را می‌دزدد؛ ولی تورفین باادب حال آن‌ها را می‌گیرد!

تورفین و مسابقات مخوف

معرفی کتاب
«تورفین مهربان» پسر، «هَرولد جمجمه خُرد‌کن»، رئیس وایکینگ‌هاست. همه فکر می‎کنند که وایکینگ‌ها خشن و زمخت و بدجنس وبوگندو هستند؛ اما تورفین یک وایکینگ معمولی نیست. او به همراه پدرش و گروه او می‌خواهند به اسکاتلند بروند تا در مسابقات مخوف شرکت کنند. هرولد به این فکر می‎کند که چطور می‎تواند سپری را که سال‌ها پیش از دست داده است، دوباره به ‌دست آورد که ناگهان نصف مردهای دهکده به خانه‌اش هجوم می‌آورند! این‌بار تورفین چی کار کرده است؟

تورفین و حمله افتضاح

معرفی کتاب
«تورفین» پسر رئیس وایکینگ‌ها، «هَرولد جمجمه خُرد‌کن» است. هرولد یکی از خشن‌ترین وایکینگ‌هایی است که تا به حال به دنیا آمده است؛ اما تورفین بیش از حد مهربان است و این اصلاً برای یک وایکینگ خوب نیست. پدر تورفین تصمیم می‌گیرد او را به سفری دریایی ببرد و لقب وایکینگی به او بدهد. تورفین فکر می‌کند در این سفر مناظر زیبایی را می‎بیند و می‌تواند آن‌ها را نقاشی کند و پدرش به فکر حمله کردن به روستاها و آتش زدن آن‌هاست. این پدر و پسر چگونه می‌توانند با هم کنار بیایند؟

آمنه دختر باد صحرا: (داستانی عاشقانه از سرزمینی دور)

معرفی کتاب
«آمنه» در قبیله‌ای به نام «پسران باد» زندگی می‌کند، در قلعه‌ای بزرگ با تعداد زیادی اتاق‌ و چندین طویله که پدرش برای زن‌ها و بچه‌ها و خواهرها و برادرها و ... ساخته است. شیخ (پدر آمنه) اسب‌های زیادی دارد که مانند گنجی از آن‌ها مراقبت می‌کند. روزی آمنه از پدرش می‌پرسد که چرا اسم قبیله پسران باد است نه دختران باد؟ و چرا مردها قانون را می‌نویسند، نه زنان؟ و... . فردای آن روز شیخ دخترش را که فقط هفت سال دارد، برای چوپانی به صحرا می‌فرستد تا از شّر سوال‌های او خلاص شود؛ اما آمنه در صحرا گم می‌شود و... .

عیدت مبارک، تربچه!

معرفی کتاب
چند روز به کریسمس مانده است. «اشتیگ» که مادرش او را تربچه صدا می‌کند، دو آرزو دارد. او دلش یک دوچرخه می‌خواهد و دوست دارد با پدرش آشنا شود؛ ولی مادرش پول کافی برای خرید دوچرخه ندارد و نمی‌خواهد اشتیگ با پدرش آشنا شود. در دهکده مرد مکانیکی به نام «کارل» هست و مردم شایعه کرده‌اند که می‌تواند مرغ‌ها را به خواب مصنوعی ببرد. اگر این‌طور باشد، پس شاید بتواند مادرها را هم به خواب مصنوعی ببرد و... .

الف از ایران

معرفی کتاب
پدر «سهیل» عکاس است و برای مجله‌های مختلف عکس می‌گیرد. پدر و پسر شهر به شهر می‌گردند و از همه‌چیز عکس می‎گیرند. از یوزپلنگی که در قلب کوهستان، خرگوشی را شکار کرده است تا رُتیلی که وسط کویر خشک و سوزان سرگردان است. همه‌چیز خوب است به غیر چشم‌های سهیل که گاه و بی‌گاه تار می‌شوند و او نمی‌تواند جایی را ببیند. دکتر به پدر سهیل می‌گوید چشم‌های پسرش باید تخلیه شوند و آن‌ها باید برای سهیل چشم بخرند! ولی مگر چشم هم خریدنی است؟

استینک و حمله کپک غولی

معرفی کتاب
بعد از دیدن فیلمِ «کپک غولی»، استینک، خواب یک چیز لزجِ بزرگِ گرد و قلنبه را می‎بیند. او سعی می‎کند آن را از ذهنش پاک کند؛ اما حتی صبحانه‌اش شبیه حمله کپک غولی شده است. کلاس امروز علوم، درباره «کپک لجنو» است و قرار است استینک این کپک را در اتاقش پرورش دهد. او حتی برای کپک اسم هم می‌گذارد؛ آیا ممکن است این کپک، مثل کپک غولی بشود؟

استینک و یک شب خوابیدن کنار کوسه‌ها

معرفی کتاب
پدر و مادر «استینک»، برنده یک شب خوابیدن در آکواریم شده‎اند و حالا معلوم نیست این شب معرکه‌ترین خاطره استینک می‌شود یا عذاب‌آورترین شکنجه‌اش... . استینک عاشق کوسه‌هاست؛ اما آیا می‎تواند در همان اتاقی بخوابد که کوسه‌ها در آن شنا می‌کنند؟ او دیوانه چیزهای ترسناک و هیولاست؛ ولی شاید لازم نباشد به یک ماهی مرکب خون‌آشام این قدر نزدیک شود!