Skip to main content

شهر معمولی

معرفی کتاب
«فلیسیتی» دوازده سال دارد. او با مادر و خواهر و گربه‌اش به دره «نیمه‌شب» می‌روند که زادگاه مادرش است. فلیسیتی برای اولین‌بار جایی را پیدا می‌کند که می‌تواند خاطرات خوب بسازد و شاید دوستی هم پیدا کند. مردم شهر می‌گویند که سال‌ها پیش، دره نیمه‌شب، شهری جادویی بوده است. فلیسیتی احساس می‌کند هنوز کمی از آن جادو در دره وجود دارد؛ چراکه فکر می‎کند جادو در حال قایم‌باشک‌بازی است. او به دنبال راه‌حلی است تا جادو آزاد شود.

جادوگر موش‌ها

معرفی کتاب
«هرییت» شاهزاده‌خانم همسترهاست؛ اما برخلاف همه شاهزاده‌‌خانم‌ها دوست دارد به جنگ هیولاها برود. او دنبال کاری می‌گردد که انجام دهد تا اینکه با موش پیری روبه‌رو می‌شود. موش پیر برای او داستان دوازده شاهزاده موش طلسم‌شده را تعریف می‌کند و هرییت متوجه می‌شود او تنها جونده‌ای است که می‌تواند آن‌ها را نجات دهد و... .

مثل پروانه

معرفی کتاب
«ستاره» دختر جوان و زیبایی است که دلباخته پسری به نام «فرهاد» است. از سویی «ارسلان»، یکی از جوانان محل، دلباخته ستاره است. خواست مادر ستاره این است که او با ارسلان ازدواج کند. مقاومت ستاره نتیجه‌ای ندارد و در نهایت، او با ارسلان ازدواج می‎کند. ارسلان مرد مهربانی است و با محبت، ستاره را عاشق خود می‎کند. آن‎ها صاحب فرزندی به نام «آرش» می‌شوند؛ اما با اتفاقی ساده زندگی ستاره دگرگون می‌شود.

آخرین امید

معرفی کتاب
«نرگس» دختری هفده ساله است که در آتش‌سوزی تمام خانواده‌اش را از دست می‌دهد. جسد خواهر کوچک نرگس پیدا نمی‌شود و همین موضوع روزنه امیدی در دل او باز می‌کند. نرگس مجبور می‌شود به شهر دیگری برود و با خانواده عمویش، کسانی که تا به حال ندیده است و هیچ شناختی از آن‌ها ندارد، زندگی کند. او در کنار عمو و خانواده‌اش که همگی مهربان و دلسوز هستند، آرام‌آرام به زندگی بازمی‌گردد تا اینکه خبر می‌رسد ستاره پیدا شده است. نرگس با عجله راهی تهران می‌شود؛ ولی او را نمی‌یابد. چه اتفاقی برای ستاره افتاده است؟ او کجاست؟

پرواز با پاراموتور را دوست دارم!

معرفی کتاب
«عباس» در تعمیرگاه کار می‎کند و به غیر از خاله‌اش هیچ‌کس را ندارد. روزی پیرمردی شیک‌پوش و تمیز، سراغ عباس می‌آید و او را با خود می‌برد؛ اما عباس نمی‌داند به کجا... . پیرمرد پاراموتور خود را به عباس می‌دهد و می‌گوید از دوستان قدیمی پدرش است. عباس که همیشه رویای پرواز با پاراموتور را داشته است، این هدیه را قبول می‌کند؛ ولی پاراموتور خراب است و باید تعمیر شود. از آن سو، «ثریا»، دختر خاله عباس، نفر دوم المپیاد ریاضی می‌شود؛ اما همیشه با فقر دست به گریبان است و پدر و مادرش هیچ درکی از نخبه بودن او ندارند.

باغ طوطی

معرفی کتاب
این کتاب زندگی «میثم تمار» است. او در نوجوانی اسیر شده و به زنی به نام «ماجده» فروخته می‌شود که شوهرش در جنگ با ایرانیان ناپدید شده است. ماجده نام پسر نوجوان را «سالم» می‌گذارد و با گذشت زمان و آرام‌آرام، نگاه‌های نفرت‌انگیزش به سالم کم می‌شود و رنگ می‌بازد. با گذشت روزها، سالم با اینکه حرف‌های ماجده را نمی‌فهمد؛ ولی متوجه لحن مادرانه او می‌شود. روزی که چادرها آتش می‌گیرند، سالم خود را به دل آتش می‌زند تا ماجده و پسر کوچکش را نجات دهد. او در مقابل چشمان شگفت‌زده مردم، همراه ماجده و پسر ک، از آتش بیرون می‌آید. آری سالم آن‌ها را نجات داده است؛ اما او یک جوان عجم است!

دخیل عشق

معرفی کتاب
«حوریه» در آسایشگاه جانبازان کار می‌کند و به «سیدرضا» که یک دست و دوپایش را از دست داده است، دل می‌بندد. حوریه همه خواستگارهایش را جواب کرده است؛ او نذر کرده است فقط با یک جانباز ازدواج کند؛ اما سیدرضا هیچ توجهی به او نمی‌کند تا اینکه حوریه با تمام حجب و حیایی که دارد، در فرصتی مناسب، راز دلش را به او می‌گوید؛ ولی سیدرضا حتی به او نگاه هم نمی‎کند. قرار است به مناسبت روز جانباز، مراسمی برگزار شود و حوریه به این فکر می‎کند که چطور می‌تواند مردهایی را که بیشترشان نمی‌توانند حتی از تخت پایین بیایند، خوش‌حال کند.

اربعین طوبی

معرفی کتاب
داستان این رمان درباره "طوبی" دختری نوجوان است که در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پدرش را از دست می دهد و در روزگار یتیمی به ازدواج تاجری عراقی در می¬آید. سال هایی توأم با شادی و مرارت برای طوبی سپری می شود تا اینکه ارتش بعثی صدام به ایران حمله می¬کند. پسران طوبی باید به ارتش ملحق شوند، اما طوبی جنگیدن با خمینی را برای فرزندانش حرام می¬کند. شخصیت طوبی، داستان زندگی خود را در مسیر پیاده¬روی اربعین از بصره تا کربلا برای نوه هایش تعریف می¬کند. متن داستان این کتاب ۴۰ گام دارد و در هر گام با دستمایه قرار دادن داستان زمان حال طوبی و پیاده¬روی او به سمت کربلا با رجوع به گذشته، نوجوانی، جوانی و میان¬سالی او که در بردارنده حال و هوای بخش¬هایی از تاریخ معاصر دو سرزمین ایران و عراق است، روایت می¬شود. این داستان برگرفته از واقعیت است.

ماهی‌ها پرواز می‌کنند

معرفی کتاب
«ماهی» نام دختر دانشجویی است که در رشته معماری تحصیل می‌کند و صاحب‌خانه‌اش، «بانو»، قصد رفتن به سفر حج را دارد؛ اما ناگهان بیمار می‌شود و پزشکان هر گونه سفری را برایش ممنوع می‌کنند. بانو از او می‌خواهد که برای فیش حج‌اش مشتری پیدا کند و ماهی در حالی که در آژانس مسافرتی به دنبال مسافری دست به نقد می‎گردد، دلش می‌لرزد و خودش مسافر فیش بانو می‌شود و داستان با آماده کردن تدارکات سفر ماهی آغاز می‌شود. او در طول سفر، ذهنش مشغول و درگیر افکار گوناگونی است و در حال و هوایی به سر می‌برد که هیچ ارتباطی با حال و هوای همسفرانش ندارد.

...و زمین آرام شد

معرفی کتاب
این فیلم‌نامه بر اساس یکی از داستان‌های مشهور «محمدرضا بایرامی»، با عنوان «گرگ‌ها از برف نمی‌ترسند» نوشته شده است. این فیلم‌نامه، داستان زندگی و ماجراجویی دو نوجوان در منطقه «سبلان» است. آن‌ها به دنبال کشف نادیده‌هایی از طبیعت زیستی خود، در یک روز زمستانی، به قصد دیدن آبشاری یخ‌زده از روستا خارج می‌شوند و درست در همان موقع زلزله تمام روستا را با خاک یکسان می‌کند. حالا این دو نوجوان در مسیر بازگشت، خود را مأمور حفاظت از روستا در برابر هجوم طبیعت می‌بینند و... .